کد خبر: ۵۹۷۱
۱۴۰۰/۰۳/۰۲ ۱۷:۳۰

پاسخ به شبهات

محمد پیامبری بود که شاه شد و پیام جنگ آورد، کوروش شاهی بود که پیامبر شد و پیام صلح آورد

پاسخ:

محمد پیامبری بود که شاه شد؟ شاه بودن یعنی چه؟ اگر تشکیل حکومت یعنی شاه شدن، بله در اسلام سیاست جزو دیانت است و اصلاح زندگی اجتماعی به سمت تعالی و انسانیت، جز با حکومت افراد صالح (و در رأس آنان شخص پیامبر) و جنگ با معاندان و دشمنان امکان‌پذیر نیست.

شاهان کسانی بودند که با سوء‌استفاده از قدرت، تمام امکانات مادی را به سمت خود جلب می‌کردند و از جنگ هم نه برای رشد و تعالی انسان‌ها، بلکه صرفا برای کشورگشایی یا غارت و چپاول استفاده می‌کردند.

کوروش شاهی که پیامبر شد پیامبر شدن به چیست؟ پیامبر یعنی کسی که در اثر کمالات نفسانی و انسانی به حدی می رسد که می‌تواند با خدای سبحان از طریق وحی رابطه برقرار کند و برای هدایت مردم از او دستوراتی می‌گیرد. مهم‌ترین آموزه‌ همه پیامبران، توحید و یکتاپرستی بوده است. این در حالی است که جناب کوروش ضمن تمجید از خدایان متعدد!! برخی بت‌های شیطانی را هم ستایش می‌کرده است.

*******

شبهه

میگن تو نماز تیر از پای علی کشیدند و او متوجه نشد، پس چطور در حال رکوع نماز، انگشتر خود را به فقیر داد؟

پاسخ

در قضایای تاریخی، باید به نقل‌ها و روایات تاریخی مراجعه کرد نه اینکه بر اساس ذهنیات خود چیزی را تأیید یا رد کنیم، در مورد آیه ولایت نیز بهترین راه، مراجعه به شأن نزول آیه است که توسط گروه‌ها و مذاهب مختلف نقل شده است.

با مراجعه به منابع متعدد معلوم می‌شود که اعطای انگشتری در حال رکوع نماز توسط امیرالمومنین‌علیه‌السلام یک امر مسلم است که نه‌تنها شیعه و سنی آن را در کتب تفسیری خود نوشته‌اند، بلکه برخی از آن‌ها در این مورد معتقد به اجماع هستند.

این در حالی است که داستان مربوط به کشیدن تیر از پای امیرالمؤمنین در حال نماز، چندان مسلم و معتبر نیست و در منابع اولیه حدیثی و تاریخی ذکر نشده است

اما شبهه بالا از این نشأت می‌گیرد که گمان می‌شود توجه به خدا و رسیدگی به خلق خدا با یکدیگر منافات دارد.

اولیاء الهی در عین توجه به خالق هستی، رسیدگی به نیازهای مخلوقات او (چه نیازهای مادی و چه معنوی مانند هدایت) را وظیفه‌ی خود می‌دانند. به‌طور نمونه خود پیامبر که از نظر مقامات معنوی از امام‌علی‌علیه‌السلام بالاتر است، وقتی در حال نماز متوجه شد طفلی گریه می‌کند، نماز را سرعت داد تا مادر آن طفل هرچه زودتر به فرزندش رسیدگی کند. (كافى / جلد 6 - صفحه 48)

گزارش خطا