
مریم کمالی نژد
مادر، کودکش را صدا میزند که آماده رفتن به خانه شود. این اعلام، کار درستی است. «کمکم آماده باش که تا ده دقیقه ی دیگه باید برگردیم خونه» اما آیا تمام کودکان وقتی که مشغول بازی با کودکان دیگر هستند، راضی به بازگشتن به خانه میشوند؟ چند بار تا به حال بچه را کشان کشان از خانه مادربزرگش، خاله و عمو و... به خانه برگرداندهاید و او تمام راه را گریه کرده است که هنوز بازیاش تمام نشده و چرا اجازه نمیدهید یک شب کنار مادربزرگش بخوابد، یا چه ایرادی دارد اگر چند روز کنار پسرخالهاش بازی کند؟ گاهی این نوع رفتار تبدیل به معضل میشود. نه میشود کودک را رها کرد و به خانه برگشت و نه میتوان شاهد اشکهای جگرخراش و جیغهای بنفشش بود. چه کنیم با بچههایی که نمیخواهند به خانه برگردند؟
در ادامه به پاسخ این سؤال خواهیم پرداخت.
قوانین هماهنگ
یکی از مشکلات در مسیر تربیت کودک عدم هماهنگی پدر و مادر و بقیه افرادی است که با کودک در تماس نزدیک و مدام هستند. تصور کنید که کودک شما هنگام خروج از خانه مادربزرگ گریهوزاری راه میاندازد که من باید امشب اینجا بمانم و شما چقدر بدجنس اید که نمیگذارید من کنار مادربزرگم باشم. فرض کنیم که پدر و مادر با هماهنگیهایی که از قبل بینشان صورت گرفته، بگویند چنین چیزی ممکن نیست. اما مادربزرگ دلش به رحم آمده و حتی اشکش در میآید که «ای بابا چرا نمیذارید بچهام بمونه؟» و عمه هم به کمکش میآید که «من تحمل دیدن اشکهای این بچه رو ندارم، خودم صبح برش میگردونم خونه» این عدم هماهنگی میان والدین و مادربزرگ، دوگانگی ایجاد کرده و باعث میشود کودک گمان کند که میتواند قوانین پدر و مادر را با کمک دیگری کمرنگ کرده یا استثنا برایش قائل شود.
بنابراین، قوانینتان را با هم مرور کنید. کودکان کمسنوسال به دلیل نیازهای ویژهای که دارند و اغلب نیمهشب از خواب بیدار میشوند و دچار اضطراب نبود پدر و مادرند، نباید شب را جایی به جز کنار والدینشان بمانند. این چیزی است که قانون شماست. پس آن را با پدربزرگ و مادربزرگ و هر کسی که در این داستان نقشی دارد، درمیان بگذارید و وقتی بچه خواستهاش را عنوان میکند، همه یک نظر داشته باشید که چنین چیزی نمیشود و پاسخ «نه» است.
با کودکتان صحبت کنید
ما آدمبزرگها اغلب مشکل گفتگو نکردن داریم. حتی در مورد مسائل خودمان هم نمیتوانیم درست صحبت کرده و شرح بدهیم که قوانینمان چیست و چرا! در مورد کودکان این مسئله به مراتب پررنگتر هم میشود چون صحبت کردن با یک بچه سهساله را چندان ضروری نمیدانیم. او لازم نیست بداند داستان چیست، فقط باید از اوامر ما اطاعت کند چون ما خیرش را میخواهیم و او باید بداند که ما خیرش را میخواهیم. بقیهاش را هم وقتی بزرگ شد خودش میفهمد. اما این چیزی نیست که در عمل اتفاق میافتد چون کودک هم یک شخصیت منحصربهفرد دارد با امیال، نیازها و افکار متفاوت. پس با کودکتان صحبت کنید.
قوانینتان را با زبانی که کودکفهم، به او گوشزد کنید. دلایلتان را هم بگویید. پیش از آنکه در موقعیت بحرانی قرار بگیرید، موضوع را برای کودک بشکافید. «بچهها باید شب رو کنار پدر و مادرشون بخوابند، چرا؟ چون ممکنه اگر بخوان برن دسشویی پدر یا مادر باید کمکش کنن و...»
یک شب که هزار شب نمیشود
کودک شما حالا به سنوسالی رسیده است که نیازهای خاص و ویژهای ندارد و شب تا صبح را میتواند خانه مادربزرگ یا آشنای مطمئن دیگری بماند. حتی گاهی با خودتان فکر میکنید که برای بچه هم خوب است یک شب را از والدینش دور باشد و این تجربه را هم از سر بگذراند. پس میتوانید قانون دومی را اعمال کنید. به کودک میگویید که یک بار در ماه میتواند خانه مادر بزرگ بماند. البته این بستگی به نظر پدر و مادر و وضعیت و شرایط میزبان دارد. زمانی که مشکلی از سمت کسی وجود نداشته باشد و هماهنگیهای قبلی را انجام داده باشیم، میتوانی یک شب را بمانی که این بدین معناست که آخر شب و هنگام بازگشتن به خانه وقت بحث کردن درباره ماندن یا نماندن نیست آن هم به صورت غافلگیرانه و با بهانهگیری.
دیگه دنبالت نمیام
در آن دقایق پایان مهمانی که کودک هم مشغول جیغ و فریاد و گریه و بهانهگیری است که میخواهم بمانم و با شما به خانه نمیآیم. ممکن است از هر سخن و روشی برای بازگرداندن کودک استفاده کنیم. گفتن جملاتی مثل: «اگه نصف شب بیدار شدی و بهونه گرفتی، هیچوقت دیگه دنبالت نمیام» میتواند اضطراب کودک را بیشتر کند. اگر میدانید که کودکتان به هر دلیلی شبها میترسد یا تا کنار والدینش نباشد خوابش نمیبرد و نیازهای ویژه دیگری دارد، بهتر است که از اول اجازه ماندن ندهید اما او را با رها کردن تهدید نکنید.
تا چند سالگی؟
تا سهسالگی بهتر است که کودک هیچ شبی را بدون والدین، خاصه مادرش نگذراند. گمان نکنید کودکی که تا سهسالگی تجربه شب تنها ماندن را ندارد، دیگر نمیتواند از والدینش جدا شود و دچار وابستگی است. چنین نیست. اگر تا سهسالگی کودک هر زمان که نیاز داشت والدینش کنارش باشند، اتفاق در پایان آمادگی روانی این را دارد که شبی را بدون والدینش سر کند. دچار اضطراب جدایی و عدم امنیت نمیشود، چون مطمئن است این مسئله یک اتفاق موقت و یکشبه است.
جملاتی که نباید بگویید
وقتی کودکتان را برای بازگشتن از مهمانی صدا میکنید از این جملات استفاده نکنید؛
«یالا پاشو بریم» گفتن این جمله بدون خبر قبلی و آمادگی داشتن کودک، زمانی که از وسط بازی بیرونش کشیده اید، او را غافلگیر و مضطرب میکند. بهتر است بروید کودک را در مکانی که مشغول بازی است ببینید، کمیحالش را بپرسید و بعد بگویید که تا ده دقیقه دیگر آماده برگشتن به خانه شود.
«ما رفتیم، تو تنها بمون» کودک مشغول بازی است و نمیتواند دل بکند، والدین آماده رفتن دم در ایستادهاند، کودک مضطرب همچنان دارد اینپا و آنپا میکند، پدر عصبانی شده، در را میبندد و میگوید: اصلا تو همین جا بمون، ما رفتیم. از هر طرف که به این جمله نگاه کنید اشتباه است. تهدید به تنها ماندن کودک را مضطرب میکند و اینکه او را میخواهید جا بگذارید به او این تصور را میدهد که هر زمان که خواست میتواند شما را مجبور و عصبانی کند، گیریم با داد و گریه اما بالأخره شما تسلیم میشوید.
دروغ نگویید؛ «بیا بریم برات همبرگر میخرم، بیا بریم، از اینجا مستقیم میریم پارک» مشخص است که شما ساعت 10 شب دیگر برای کودک همبرگر نخواهید خرید و او را به پارک نمیبرید و این فقط یک وعده دروغین است. نباید کودک را با دروغ، فریب بدهید.
دست کودک را نکشید یا بهزور او را بغل نکنید. این رفتارها باعث خشونت شده و کودک را میترساند.
قاطع، آرام و مهربان باشید. فراموش نکنید که قصد کودک لجبازی کردن با شما نیست. بلکه او فقط میخواهد کمی بیشتر خوش بگذراند و تجارب تازهتری را رقم بزند.
کودک را تشویق کنید؛ وقتی فرزندتان بدون دعوا و درگیری از خانه میزبان خارج میشود و این به معنای توجه به قوانین خانه است، او را تشویق کنید. حتی اگر شده با یک شکلات. بگویید که بابت رفتار خوبش به او افتخار کردید.
سرگرمیهای خانه را برای کودک متنوع کنید. خاصه در این روزهای قرنطینه و خانه ماندن، کودکان حق دارند که گاهی هم که مهمانی ای جور میشود و خانه مادربزرگشان میروند، دلش بخواهد آنجا بمانند و فضای جدید برایشان جذابیت بیشتری داشته باشد. درکشان کنید. این درک کردن به معنای فراموشی قوانینتان نیست، بلکه باعث میشود کمتر عصبانی شوید، داد نکشید، تهدید نکنید و قاطع و مهربان بمانید.