کد خبر: ۵۸۴۶
۱۴۰۰/۰۲/۰۷ ۱۹:۲۲

نعمت ولایت


حسنی احمدی

ابو حنیفه وارد حجره فرزند حبیم شد. . کنار او نشست. صادق با رویی گشاده به او صحبت کرد و بعد از لحظاتی از او پرسید: شنیده ام آیه « ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم» (در روز قیامت به‌طور حتم از نعمت‌ها سؤال می‏شوید) را چنین تفسیر می‌کنی که خداوند مردم را از غذاهای لذیذ و آب‌های خنک بازخواست و مواخذه می‌کند؟

ابوحنیفه پاسخ داد: درست است من این آیه را این‌طور تفسیر کرده‌ام. صادق لحظات کوتاهی سکوت کرد سپس رو به ابوحنیفه کرد و پرسید: اگر مردی تو را به خانه‌اش دعوت کند و با آب و غذای لذیذ و آب خنکی از تو پذیرایی کند و بعد برای این پذیرایی به تو منت بگذارد درباره چنین کسی چگونه قضاوت می‌کنی؟ ابوحنیفه سرش را پایین انداخت و فکر کرد و بعد گفت: می‌گویم آدم بخیلی است.

صادق آل محمد دستش را روی شانه ابوحنیفه گذاشت و پرسید: آیا خدا بخیل است تا این که در روز قیامت در مورد غذا هایی که به ما داده ما را باز خواست کند؟

سؤال جعفربن‌محمد ابوحنیفه را در سکوت فرو برد. او که متوجه اشتباهش در تفسیر آیه شده بود گفت: پس مقصود از نعمت‌هایی که قرآن می‌گوید انسان مؤاخذه می‌شود چیست؟

جعفربن‌محمد در چشمان ابو حنیفه نگاه کرد و پاسخ داد: مقصود آن نعمت ولایت ما اهل‌بیت است. روز قیامت از ولایت ما قرار است سؤال شود.

منبع: مستدرک‌الوسائل، جلد ۱۶، صفحه ۲۴۷



پاسخ به شبهات

شبهه

چرا در سجده زیارت عاشورا، خدا را بابت مصیبت و حادثه بزرگ عاشورا شکر می‌کنیم؟ مگر مصیبت به این بزرگی جای شکر دارد؟

پاسخ:

امام‌حسین‌علیه‌السلام در عصر تاسوعا، در جمع اصحاب خود، حمد و ستایش الهی را در حال خوبی و ناراحتی به‌جا می‌آورد. یاران حضرت، حمد و ستایش الهی را به‌جا می‌آوردند،‌ به جهت آن که توفیق یاری حضرت و شهادت همراه امامشان را پیدا کردند.

نهضت خونین کربلا اگرچه از یک زاویه، مصیبتی دردناک بود، اما از نگاه دیگر، نعمتی بزرگ برای اسلام و مسلمانان بود؛ چراکه به برکت خون سیدالشهدا‌علیه‌السلام و یارانش، اسلام از مسیر انحراف نجات یافت. اسلامی که می‌رفت تا به دست بنی‌امیه و آل ابوسفیان به‌ویژه یزید، به انحراف کشیده شود و هرآنچه را که یزید و یزیدیان می‌خواستند به نام دین به خورد مردم و تحویل جامعه دهند. شهادت امام‌حسین‌علیه‌السلام از این انحراف بزرگ جلوگیری کرد و این جای شکر دارد.

بنابراین، از نگاه ما، مصیبت نعمتی است که از سوی خدا به انسان رسیده و قیام کربلا از این جهت برای مسلمانان به‌ویژه شیعیان، نعمت و لطف بزرگ خداوند است که در مسیر زندگی و دفاع از حق و مبارزه با دشمن، بهترین الگو است؛ از این نگاه جای شکر بر این نعمت وجود دارد

شبهه

اگر تعیین امامت با نص پیامبر ثابت شده است، پس چرا بعد قتل عثمان، علی‌بن‌ابی‌طالب در ابتدا بیعت مردم را برای امر امامت و خلافت نپذیرفت؟!

پاسخ:

این کار حضرت دلایل مختلفی داشته است:

1ـ عده‌اى از مردم که در زمان عثمان به تصرف بى‌رویه بیت‌المال عادت کرده بودند، انتظار داشتند در زمان امام‌علی‌علیه‌السلام نیز به همان منوال کار پیش برود، لذا روى این جهات، امام به مردم فرمود: اگر چنانچه منظور شما این است که حکومت من نیز به همان روش خلفاء گذشته باشد، و کتاب خدا و سنت پیامبر کنار گذاشته شود، من حاضر نیستم این چنین حکومتى را بپذیرم.

2ـ مسئله امامت با مسئله حکومت متفاوت است، چراکه امامت یک منصب خداوندى است، ولى حکومت از شئونات امامت است، پس هرکسى را که خداوند به این مقام والا نصب کند، امام است، چه مردم بخواهند و چه نخواهند.

اگر امام‌علیه‌السلام در همان آغاز، بیعت را مى‌پذیرفت دشمنان و به‌ویژه بنى‌امیه و طرفداران عثمان، او را متهم مى‌کردند که در کشته شدن عثمان دست داشته است و مى‌گفتند که على‌علیه‌السلام شورشیان را تحریک کرد تا عثمان کشته شود و خود مقام خلافت را تصاحب نماید.

حضرت خواست که از این طریق، تعهد مردم را در برابر بیعت افزایش دهد. زیرا در آن برهه حساس، خلیفه تنها در صورتى مى توانست زمام امور را در دست گیرد و با موفقیت به پیش ببرد و بر مشکلات فایق آید که مردم به‌طور گسترده از حکومت اطاعت کنند.



در طلب عافیت

حجت الاسلام و المسلمین فرحزاد

در دعای بیست و سوم عرضه می‌دارد: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ عَافِنِي عَافِيَةً كَافِيَةً شَافِيَةً عَالِيَةً نَامِيَةً»، خدایا به من عافیتی بده که کفایت بکند. یعنی همه چاله‌هایم را... بعضی دعاها هست دعای تک‌بعدی است. یعنی می‌گوییم خدایا مثلا این چاله را پر کن یا این گره را باز کن. نه، یک عافیتی که همه گره‌ها را باز کند. آن را محدود نکنیم. عافیتی که کفایت بکند، عافیتی که شفادهنده باشد، کل مرض را از بین ببرد. عالیه یعنی عافیتش بلند باشد، نامیه یعنی رشد بکند، نمو بکند. یعنی این عافیت هی زیاد بشود چون عافیت هم مثل همه‌چیزها درجه دارد. درجه کامل آن را، در حال رشد به ما مرحمت کن. «عَافِيَةً تُوَلِّدُ فِي بَدَنِي الْعَافِيَةَ»، خدایا عافیتی به من مرحمت کن که در بدن من عافیت تولید کند، «عَافِيَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» هم در دنیا و هم در آخرت«. وَ امْنُنْ عَلَيَّ بِالصِّحَّةِ وَ الْأَمْنِ» خدایا به من منت بگذار به سلامتی و امنیت. که ما روایت داریم دو نعمت همیشه مجهول است. وقتی که می‌رود معلوم می‌شود، وقتی که هست معلوم نیست. «الْعَافِيَةُ نِعْمَةٌ خَفِيَّةٌ إِذَا فُقِدَتْ ذُكِرَت‏» پیغمبر خدا فرمود: نعمت عافیت، عافیت مجهول است. مثلا سلامتی. وقتی که داریم هیچ نمی‌فهمیم. اصلا چهل سال، پنجاه سال، هفتاد سال، قلب ما سالم است، مرتب کار می‌کند. رگ‌های ما گرفتگی ندارد، مغز ما، اعصاب ما، معده ما و روده ما و کبد ما. اصلا یک بار نشسته‌ایم بگوییم خدایا شکر کبدمان سالم است؟ معده‌مان سالم است؟ اخیرا یکی از دوستان بنده سرطان لثه گرفته است. می‌گویند باید کل این لثه و پشت گردن و فک و همه این‌ها را دربیاوری. یعنی اگر این کار را بکنند قیافه و خوردن و حرف زدن او دچار مشکل می‌شود. من اصلا نمی‌دانستم یک چنین سرطانی هست. چنین مریضی ای هست. چرا ما از نعمت‌های خدا غافل هستیم، چرا نا شکر هستیم؟ نعمت عافیت، نعمت سلامتی نعمتی است که وقتی که می‌رود آدم متوجه می‌شود. وقتی که هست از این خدا تشکر نمی‌کند، از خلق خدا تشکر نمی‌کند. همسرداری، مادرداری، پدرداری، رفیق خوب داری. پس چرا ناشکری می‌کنی؟

****

پیامبر اسوه عملی برای همه جهان

حجت‌الاسلام‌والمسلمین عاملی

سقر یعنی جهنم. جنان جمع جنت. جنان یعنی قلب. این است که در روایت آمده است که هر کس قرآن را راهبر خودش قرار دهد «قاله الی الجنه» معنی آن نیست که در آخرت بهشت می‌رود. بهشت همین جا است. ظاهرا چنین روایتی است که حضرت فرمود نگو که ما را بهشت ببر، بگویید ما را از بهشت خارج نکن. در بهشت هستید. رسول خدا هم طوری بودند که حرفی که می‌گفتند عمل می‌کردند. یعنی واقعا طوری بودند که کسی وارد می‌شد برجستگی نمی‌دید. در نتیجه نمی‌شناخت که این پیامبر ما است. برجستگی وارد می‌شد، آقا رسول‌الله را تشخیص نمی‌داد. به خاطر این که برای خودش برجستگی، تمایز و تشخص درست نمی‌کرد. از استطاعت عمو‌‌می‌خارج نمی‌شد. و اگر کسی کار می‌کرد که برای حضرت یک تشخص درست می‌شد سریع برخورد می‌کرد. این سیره پیامبر ما است. اخلاق پیامبر ما است. خدا هم فرموده است که «لَكُمْ في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب / 21) اقتدا به پیامبر اقتدای حسنه است. الان جنگ سر اقتدا است. ما به چه کسی اقتدا کنیم. 700 نوع آداب در دین داریم. دنیا را با آداب دارند تسخیر می‌کنند. می‌گویند که ما چون سند ارتباطات پیشرفت آن در کشور ما و منطقه ما بوده است پس محصول آن هم باید نصیب ما بشود. محصول آن چیست؟ همسان‌سازی رفتاری. می‌گویند انسان‌هایی می‌خواهیم درست کنیم که همه یکسان فکر کنند. و مثال می‌زنند که در یک خانه، یک آشپزخانه. ما باید ذائقه انسان‌ها را تنظیم کنیم. معنی آن این است که یعنی عملا، واقعا و صراحتا غرب ادعا دارد که مرجعیت فرهنگی مال ما است. خدا فرمود «لَكُمْ في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب / 21) یک سیستم تربیتی که اسوه عملی نداشته باشد ناقص است. با صرف مباحث نظری نمی‌شود. با یک اسوه‌ای، یک میزانی باشد. خداوند فرمود من قرآن فرستادم، پیامبر فرستادم، میزان فرستادم. آن میزان هم عملا هیبت مفاهیم نظری را نشان می‌دهد، هم موضوع عشق درست می‌شود. یک شخصیت آرمانی باشد، انسان عاشق باشد، قدرت عشق بسیار بسیار بالا است. بزرگترین اهرم است برای این که متربی اصلاح شود. «لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلَّا فِي وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِك» امام سجاد عرض می‌کند خدایا من قدرت دور شدن از سیئات را ندارم مگر در آن لحظه‌ای که من را به عشق خودت بیدار کرده‌ای. قدرت عشق این جوری است. و خدای متعال یک مطلبی در مورد رسول خدا فرموده است بسیار بسیار خطیر، فرموده است که اگر شما از سیره پیامبر، از سنت پیامبر، از روش پیامبر تخطی کنید فتنه و عذاب جامه شما را می‌گیرد «فَلْيَحْذَرِ الَّذينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصيبَهُمْ عَذابٌ أَليم» (نور / 63) چقدر آیه سنگین است. بترسند کسانی که می‌خواهند با امر پیامبر، با دستور پیامبر، با سیره پیامبر، با سنت پیامبر مخالفت کنند «أَنْ تُصيبَهُمْ فِتْنَةٌ» (نور / 63) جامعه را فتنه می‌گیرد. ای کاش فرصت بود من راجب مسائل اجتماعی آن فتنه‌هایی که بر اثر جدایی از افکار و اندیشه معصومین، قرآن، ما هرچه جدا می‌شویم، آداب و رسوم کمرشکن، وحشتناک، فلج‌کننده، جامعه ما را می‌گیرد. سنت، سنت غلط می‌شود. می‌گویند سنت‌شکنی از بت‌شکنی سخت‌تر است. چرا؟ چون طرف می‌گوید من این را انجام دهم تحقیر می‌شوم. انسان‌ها به‌شدت از تحقیر می‌ترسند. «أَنْ تُصيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصيبَهُمْ عَذابٌ أَليم» (نور / 63) یا فتنه یا عذاب الیم نازل می‌شود. آقا رسول‌الله، معصومین همه مواظب بودند. مؤمنین یک‌جوری با آن‌ها برخورد نکنند که نشان دهد که این‌ها سر و گردنی از بقیه بالاتر هستند.


گزارش خطا