حسنی احمدی
مهدی عباسی مجلسی ترتیب داده بود تا در آن
مجلس موسیبنجعفر را در جلوی دیدگان همه زیر سؤال ببرد به همین دلیل علمای برجسته
دربارش را گرد آورده بود، موسیبنجعفر از یکی از آنها سؤالی پرسید ولی مرد قادر به پاسخگویی نبود پس برای
آن که بتوان این مسئله را جبران کنند ابویوسف اجازه گرفت تا سؤالی را از موسیبنجعفر
بپرسد.
کاظم با آرامش پاسخ داد: آنچه مایل هستی سؤال
و مطرح کن
.
ابویوسف پرسید: درباره حاجی که در حال احرام
باشد، آیا شرعا میتواند از سایهبان استفاده کند؟
موسیبنجعفرپاسخ داد: خیر، صحیح نیست.
ابویوسف پرسید: چنانچه خیمهای را نصب کند و
داخل آن رود، چه حکمی دارد؟
کاظم جواب داد: در آن اشکالی نیست.
ابویوسف پرسید: چه فرقی بین آن دو وجود دارد؟!
موسیبنجعفرپاسخ داد: درباره زن حایض چه میگویی،
آیا نمازهای خود را باید قضا کند یا خیر؟
ابویوسف جواب داد: خیر.
موسیبن جعفر: آیا روزههای خود را باید قضا
نماید؟
ابویوسف گفت: بله.
موسیبنجعفر رو به جمعیت کرد و گفت: چه فرقی
بین نماز و روزه میباشد؟
مرد دانشمند گفت: در شریعت اسلام حکم آن چنین
وارد شده است.
فرزند رسول خدا گفت: درباره احکام شخص حاجی در
حال احرام نیز چنان وارد شده است.
در این لحظه مهدی عباسی که بسیار عصبانی به
نظر میرسید رو به ابویوسف کرد و گفت:
ای ابویوسف! چه کردی؟ کاری که نتوانستی انجام
دهی؟!
ابویوسف گفت: او مرا با یک استدلال از پای
درآورد.
منبع:
بحارالانوار جلد ۲، صفحه ۲۹۰، حکمت ۷