
عاطفه میرافضل
در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰
نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، از زمین و هوا
به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران آمدند. ارتش
ایران بهسرعت متلاشی شد. رضاشاه ناچار به استعفا شد. متفقین با انتقال سلطنت به
پسر و ولیعهد او ـ محمدرضا ـ موافقت کردند. پس از اشغال، بلافاصله راهآهن سراسری
ایران برای انتقال کمکهای نظامی به پشت جبهه شوروی مورد استفاده قرار گرفت.
پس از آغاز جنگ جهانی
دوم در سال ۱۳۱۸ خورشیدی، ایران بلافاصله در این جنگ اعلام بیطرفی کرد اما پس از
حمله آلمان نازی به شوروی و پس از آن بهدنبال اتحاد بریتانیا و شوروی، متفقین
تصمیم گرفتند از طریق ایران یا بهاصطلاح خودشان از دالان پارسی نیز برای ارسال
کمک به جبهههای نبرد در شوروی استفاده کنند.
بهدنبال این تصمیم
در سومین روز از شهریورماه ۱۳۲۰، نیروهای شوروی با حمله هوایی و زمینی از شرق و
شمال و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب وارد ایران شدند و با متلاشی کردن ارتش
به سمت تهران حرکت کردند.
عضو هیئتعلمی گروه
علوم سیاسی دانشگاه بوعلی سینا در رابطه با این رخداد سیاسی بیان کرد: جغرافیا و
سپهر سیاسی ایران در سال ۱۳۲۰ بهصورتی بود که بیطرفی ایران در جنگ عملا به نفع
آلمان نازی تمام میشد بنابراین متفقین بر آن شدند تا ایران را اشغال کنند.
دکتر حسن رحیمیروشن
در گفتگو با ایسنا، اظهار کرد: اگر بیطرفی ایران در این جنگ پذیرفته میشد طبیعتا
کار کردن مهندسان و شرکت های آلمانی در ایران منعی نداشت و این مسئله به ضرر
متفقین بود و از طرفی منابع نفتی ایران که براساس قرارداد دارسی در اختیار دولت
انگلیس بود نیز در خطر می افتاد.
رحیمیروشن با بیان
اینکه ارتش آلمان صدها کیلومتر در عمق خاک شوروی پیش روی کرده بود و همچنان در حال
پیش روی به عمق شوروی و قفقاز بود، توضیح داد: دشمنان دیروز یعنی جبهه سرمایه داری
و کمونیست حالا خطر مشترکی را به نام فاشیسم یا نازیسم احساس می کردند بنابراین در
این مقطع تاریخی متحد شدند. کمک رساندن به شوروی در آن زمان مسئله مهمی بود و برای
این کار چند راه وجود داشت اما تنگههای بسفر و داردانل در ترکیه به جبهه های جنگ
نزدیک بود و خود ترکیه نیز مایل به این کار نبود، افغانستان نیز کشوری کوهستانی
بود و بندر، راهآهن و جاده شوسه نداشت، از طرفی بندر ولادی وستوک روسیه هم در
مواقعی از سال یخبندان بود.
این مدرس دانشگاه با
بیان اینکه ایران تنها و بهترین راه کمک به شوروی ها بود، ادامه داد: ایران
زیرساختهای لازم را داشت و از بنادر و فرودگاههای خوبی برخوردار بود و مهمتر از
همه ایران یک خط راهآهن داشت که شمال و جنوب را به هم متصل میکرد و از این طریق
میشد کمکهای سنگین تسلیحاتی را به شوروی رساند. نکته مهم دیگر این است که بیطرفی
هم نیاز به قدرت دارد. اگر شما میخواهید در جهان میان قدرتهایی که درگیر هستند
بیطرف باشید، باید قدرت حفاظت از این بیطرفی را داشته باشید وگرنه بیطرفی شما
نادیده گرفته میشود.
رحیمیروشن تبیین
کرد: در جنگ جهانی دوم متفقین احساس میکردند اشغال ایران خیلی ساده و راحت است و
همین اتفاق نیز افتاد بهطوری کهارتش ظاهرا مدرن رضاشاه بیش از ۸۰ ساعت نتوانست مقاومت کند و
از شمال و جنوب درهم شکست و ایران به اشغال متفقین درآمد.
وی افزود: شاید در آن
زمان ارتش ایران توان مقابله با ارتش متفقین را نداشت اماتوان جنگ چریکی و
نامتقارن را می توانست داشته باشد که متأسفانه اراده و روحیهای در این زمینه وجود
نداشت. نکته اساسی آن است که ارتش آن روز ایران جوشیده از بطن ملت و مردم نبود
بلکه یک ارتش وابسته بود که زود فروپاشید.
این
اشغال پیامدهای اقتصادی بسیار زیانباری هم برای مردم داشت و باعث بالا رفتن نرخ
تورم شد، از طرفی نیز بنادر، فرودگاهها و راهآهن ایران به علت استفاده زیاد
مستهلک شده بود.