کد خبر: ۵۷۳۸
۱۴۰۰/۰۲/۰۳ ۱۶:۴۱

سلامی‌که رساندم


حسنی احمدی

جابر به سوی خانه سجاد به راه افتاده بود دلش برای دیدار فرزند رسول خدا پر می‌کشید. جابر داخل شد سجاد به استقبالش رفت و او را در کنار خود نشاند. آن دو مشغول صحبت بودند که جابر جوانی را دید که از آنجا گذشت. جابر جوان را صدا کرد: جوان پیش بیا تا تو را بهتر ببینم.

جوان نزدیک آمد جابر گفت: راه برو.

جوان چند قدم پیش روی جابر راه رفت.

جابر گفت: عجیا به خدای کعبه قسم که شمایل این جوان شمایل رسول خداشت. آن‌گاه رو به‌سوی علی‌بن‌حسین کرد و گفت: این جوان کیست؟

سجاد پاسخ داد: این پسر من است. ولی امر بعد از من، محمدباقر.

جابر به سرعت از جای بلند شد و خودش را بر پای جوان انداخت و پای او را بوسید و گفت: جانم به فدایت یابن رسول‌الله سلام پدرت را قبول کن رسول خدا بر تو سلام می‌فرستد. چشمان باقر پر از اشک شده بود پس جابر رابلند کرد و گفت: سلام بر تو ای جابر در مقابل سلام جدم که ابلاغ کردی. جابر بلند شد و همچنان که با شوق بر چهره محمد‌بن‌علی نگاه می‌کرد گفت: روزی جد بزرگوارتان به من گفت ای جابر تو انقدر زنده می‌مانی تا فرزند من محمدبن‌علی‌بن‌الحسن را که در تورات ملقب به باقر است می‌بینی روزی که او را دیدی سلام مرا به او برسان. اینک من شادمانم که سلام مولایم را بر فرزندش ابلاع کردم.

منبع: بحار: جلد 46 صفحه 223 از امالى صدوق


پاسخ به شبهات

حسین‌بن‌علی هدایای معاویه را قبول می‌کرده است، پس چطور با وی دشمن بوده است؟؟!

پاسخ:

این ادعا محل تأمل است و جای تحقیق و بررسی دارد؛ زیرا:

1ـ در مقابل گزارش‌های یاد شده، اخبار و گزارش‌های معارضی وجود دارد؛ چنان‌که از امام‌موسی‌بن‌جعفر‌علیه‌السلام نقل شده که: «امام‌حسن و امام‌حسین‌علیه‌السلام جوایز معاویه را نمی‌پذیرفتند. (مسندالامام‌موسی‌بن‌جعفرعلیه‌السلام صفحه 48)

شیخ طوسی در توجیه این کار می‌نویسد که دریافت هدایا برای استفاده در مسیر صحیح آن واجب است. (تلخیص‌الشافی جلد 4 صفحه 179) ابن ابی‌الحدید هم می‌گوید این‌ها هدایا نبوده‌اند بلکه حق حضرت از بیت‌المال تحت‌عنوان ذوی‌القربی بوده است. (جلد 11،صفحه 249).

اگر هم امام‌حسن‌علیه‌السلام و امام‌حسین‌علیه‌السلام عطایا و جوایز یاد شده را می‌گرفتند، آن‌ها را برای خود و خانواده‌شان هزینه نمی‌کردند و به مصرف نیازمندان و فقرای بنی‌هاشم و دیگر افراد مستمند و یتیم جامعه‌ اسلامی می‌رساندند؛ چنان‌که روایت شده است: «حسن و حسین این اموال (عطایا و جوایز) را از معاویه می‌گرفتند؛ اما حتی به‌اندازه‌ آنچه مگس در دهان خود می‌گیرد، برای خود و خاندان خود هزینه نمی‌کردند. (بحار جلد 44،صفحه 13)

شبهه

رود فرات مگر برای همگان نیست؟ پس چگونه شیعیان می‌گویند مهریه حضرت زهرا بوده است؟؟

پاسخ:

در منابع روایی، احادیثی هست که آب فرات را جزء مهریه حضرت زهراسلام‌الله‌علیها معرفی می‌کند؛ چنان که براساس روایت جابر جعفی از امام باقر‌علیه‌السلام، خداوند مهریه حضرت فاطمه‌سلام‌الله‌علیها را در زمین، چهار نهر قرار داده که یکی از آن‌ها فرات است. (سه نهر دیگر نیل، دجله و رود بلخ هستند.)

اگر از نقد سندی و محتوایی این حدیث بگذریم، به نظر می‌رسد مقصود از مهر بودن فرات یا چهار نهر بزرگ برای حضرت زهراسلام‌الله‌علیها معنای تشریفی و نمادین آن است که با مقام قدسی و ملکوتی آن بانوی بزرگ ارتباط دارد؛ وگرنه روشن است که مهریه حضرت فاطمه‌سلام‌الله‌علیها مبلغ معینی بود که امام‌علی‌علیه‌السلام در هنگام ازدواج آن را پرداخت.

شبهه

چطور می‌گویید خدا مهربان و رحیم است در حالی‌که در سوره مائده آیه 38 دستور به قطع دست داده است!! کاری که کاملا بی‌رحمانه است.

پاسخ:

طبعا کسی که مورد قصاص قرار گرفته و یا حدی بر او جاری می شود، حتما جرم سنگینی را مرتکب شده است و حقی را پایمال نموده است که در حقیقت این عمل آفتی است که باعث فساد اجتماع و جامعه می شود و برای حفظ جامعه باید با این آفت‌ها مبارزه کرد. رحمت الهی ایجاب می‌کند که در وهله اول، جامعه را از سقوط، انحطاط و انحراف و نیز از ناامنی حفظ نماید.

و نیز رحمت الهی اقتضا می‌کند که با تشریع قوانین، موجب کم شدن جرایم شود. ازاین‌رو بر این باوریم که قصاص و حدود و امثال این‌ها نه‌تنها با «ارحم الراحمین» بودن خداوند مخالف نیستند، بلکه این قوانین مقتضای «ارحم الراحمین» بودن خدا است.


راز بهشتی شدن

آیت‌الله مجتهدی تهرانی‌ره

مادر باید از شما راضی باشد.اگر می‌خواهید بهشتی شوید، مادر باید از شما راضی باشد. مادر از پدر مهم‌تر است.

در روایت آمده کسی از رسول خداصلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم پرسید: «من به چه کسی خوبی کنم؟» رسول خداصلی الله‌علیه‌و‌آله فرمودند: #مادرت مجددا پرسید، فرمودند: #مادرت. بار چهارم در جواب فرمودند: #پدرت. سه مرتبه فرمودند مادر و یک مرتبه فرمودند پدر. چون مادر رقیق‌القلب است. اگر انسان مقداری به حرف مادر نرود، دلش می‌گیرد. اما پدر این‌طور نیست، لذا مادر را سه مرتبه سفارش کردند و پدر را یک مرتبه. هر شب یک سوره قرآن برای پدر و مادرتان بخوانید و یادشان کنید و بر این کار مقید باشید.

.................................................

مواظب کلام‌مان باشیم

حجت الاسلام و المسلمین حسینی قمی

خدا رحمت کند مرحوم حاج‌آقا حسین فاطمی را. ایشان از منبری‌های بسیار اهل معنا در قم بودند. شاگرد خاص مرحوم آیت‌الله ملکی تبریزی (رضوان‌الله علیه) بوده است. من شنیدم در هر سخنرانی این شعر را می‌خواندند، گاهی هم مکرر می‌خواندند. گاهی هم دو بار، سه بار می‌خواندند. صمت و جوع و سحر و عزلت و ذکر به دوام / ناتمامان جهان را کند این پنج تمام. آقا سیر و سلوک می‌خواهی، مقامات معنوی می‌خواهی این پنج تا است. صمت اولین آن است. صمت یعنی سکوت. جوع یعنی گرسنگی. این پرخوری‌هایی که ما داریم الان خیلی ناجور است. از این فاصله بگیریم. سهر یعنی شب‌زنده‌داری. عزلت یعنی کناره‌گیری. نه رهبانیت از جامعه فاصله بگیریم. نه، آنجایی که خدا راضی نیست، آن جلسه ای که خدا راضی نیست ما نباشیم. پنجم ذکر به دوام. دائم‌الذکر بودن. دائم‌الذکر بودن هم به این معنا نیست که تسبیح دست بگیریم. بالاترین ذکر خدا رحمت کند امام‌رضوان‌الله‌علیه را می فرمود: عالم محضر خداست. آدم باور کند عالم محضر خداست. منظورم این است که این عالم بزرگ که عرض کردم بزرگان ما، مراجع ما، آقای بهجت، امام، خیلی از بزرگان پای منبر اخلاقی ایشان می رفتند در هر منبری یک بار یا چند بار این شعر را می خواندند. قدم اولش صمت است. آقای محترم، خانم بزرگوار،به حضرت زهرا می‌گویند بی‌بی یک تحفه به ما بده. دنبال یک نوشته می‌گردد که فرماید: تعدل حسنا و حسینا. به‌اندازه حسن و حسین برای من ارزش دارد. در این نوشته چیست؟ دو جمله. یک، همسایه آزار نباش. به خدا و رسول ایمان داری هسمایه ازاری نکن. دو، فلیقل خیرا او یسکت. یا حرف خوب بزن یا ساکت باشد. کار خیلی سختی است. ببیندگان فکر نکنند چی شد. امام‌صادق‌سلام‌الله‌علیه به بعضی از اصحابشان فرمودند: «إِنَّ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ» من عده ای قبل از شما بودم. «كَانُوا يَتَعَلَّمُونَ الصَّمْتَ عشرَ سنین» 10 سال تمرین سکوت می‌کردم. «كَانَ أَحَدُهُم إِذَا أَرَادَ التَّعَبُّدَ» وقتی می‌خواستند سیر و سلوک و مقامات معنوی... تعبد یعنی عبودیت. عبودیت در زندگی‌شان پیاده کنند «يَتَعَلَّمُ الصَّمْتَ بِعَشْرِ سِنِينَ» 10 سال تمرین سکوت می کردند. یعنی این‌طور نیست که بگوییم اینکه کاری ندارد. بسم الله. می‌خواهید امتحان کنید؟ از الان تا 24 ساعت مواظب کلام‌مان باشیم. 24 ساعت حرف نزنیم. 24 ساعت. مگر به این آسانی است.

*******

درمان بدگمانی

حجت الاسلام و المسلمین عباسی

اولین نکته درباره‌ درمان بدگمانی را با یک روایتی از امام‌صادق شروع می‌کنیم. حضرت می‌فرماید «حُسْنُ الظَّنِّ أَصْلُهُ مِنْ حُسْنِ إِيمَانِ الْمَرْءِ وَ سَلَامَةِ صَدْرِه‏» (مصباح‌الشريعه / صفحه : 173) خوش‌گمانی ریشه‌ آن در نیکو بودن ایمان آدم و سلامت قلب او است. پس این ریشه را باید درست کرد. تقویت ایمان یکی از اصلی‌ترین راهکارهای درمان سوء ظن و بدگمانی است. یک نکته‌ بسیار بسیار اساسی نه فقط در مورد بدگمانی بلکه در مورد بسیاری از مشکلاتی که در اخلاق ما وجود دارد و ما می‌خواهیم آن را حل کنیم. این نکته را توجه کنید و در مورد بدگمانی هم به آن فکر کنید. بعضی از کارها هستند که از عهده‌ خیلی از ما بر می‌آید. یعنی اگر بخواهم از زاویه‌ی ایمان بگویم، با این ایمان کمی که عباسی دارد، می‌شود آن کار را انجام داد. کار سختی نیست. انجام دادن این کار ایمان را تقویت می‌کند. تمرین ایمان و زیادکننده‌ ایمان ما است. یک سری کارها هستند که خودمانی و بدون تعارف اگر بخواهیم صحبت کنیم، می‌گوییم سخت است. نیاز به این دارد که ایمان من قوی باشد تا بتوانم آن کار را انجام بدهم. آن جاهایی که می‌گوییم ایمان را تقویت کنید تا مشکل حل شود، سریع نگوییم خب اگر ایمان من قوی بود که به این مشکل اخلاقی که مبتلا نمی‌شدم. نه حرف ما این است که ایمان از یک جاهای دیگری می‌شود تقویت شود که ما داریم. آن جاهایی که می‌توانیم ایمان را تقویت کنیم، بکنیم تا جاهایی که نیاز به قوت ایمان برای مبارزه‌ با آن مسئله داریم، مشکل پیدا نکنیم. زیربنا باید محکم شود. این قاعده را هیچ‌وقت فراموش نکنید که مشکل اصلی ما عمل نکردن به دانسته‌هایی است که توانایی انجام دادن آن‌ها را داریم. یعنی بهانه نیست و می‌دانیم ولی نمی‌توانیم بگوییم که نه نمی‌توانستیم.



گزارش خطا