
عاطفه میرافضل
جنگ حران یکی از مشهورترین جنگهای
تاریخ جهان است؛ نبردی که
در آن ۳۰۰ هزار لژیون رومی، مغلوب ۷۰ هزار چابکسوار ایرانی شدند؛ اما اینکه چرا و به چه دلیل این نبرد آغاز
شد، کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
پمپیوس، کراسوس و ژولیوس
سزار سه فرمانده رومی بودند که برای مدتی، بهصورت مشترک، اداره امپراتوری روم قدیم را برعهده داشتند.
در همین دوره بود که با
سقوط بقایای سلوکیان، روم با دولت اشکانی همسایه شد. در ژانویه سال ۶۲ پیش از
میلاد، یعنی حدود ۲۰۲۸ سال قبل، پمپیوس در پیامی آمرانه به ایران، اعلام کرد که
شام و مناطق اطراف آن، بخشی از قلمرو امپراتوری روم است و ایرانیان که به طور سنتی
بر این مناطق فرمان میراندند و به دیگر سخن، این نواحی تحت نفوذ آنها بود، حقی
در مالکیت آن ندارند.
این پیام، ۴۰ روز بعد از
صدور، با یک پیک به ایران فرستاده شد؛ اما پاسخ ایران بسیار خُردکننده بود؛ «دست
رومیان از مناطق شرقی ایران کوتاه؛ این مناطق مستقل هستند و تحت حمایت ایران قرار
دارند.»
رسیدن این پاسخ به روم،
ولولهای در سنا بهپا کرد؛ رومیها که پیشتر توانستهبودند بخشی از شام و فلسطین
را اشغال کنند، تصمیم به تکمیل فتوحات گرفتند. تا آنکه در سال ۵۳ پیش از میلاد،
کراسوس، یکی از سه ژنرال بزرگ روم، با ۳۰۰ هزار لژیونر، مأمور تکمیل فتح و وارد
آوردن ضربه سنگین به ایران شد؛ مأموریتی که با شکست تحقیرآمیز و مرگ کراسوس پایان
یافت.
این جنگ که با نام «کاره» هم
شناخته شده است، از جمله مهمترین و تعیینکنندهترین جنگهای دوران باستان است.
سپاه کراسوس سردار رومی و یکی از امپراطوران سهگانه که بر سر تصاحب کامل قدرت میجنگید،
به ایران یورش برد و با سپاه سورنا سردار اشکانی رو به رو شد و پس از نبردی خونین،
سپاه روم کاملا شکست خورد و کراسوس نیز بعد از اینکه مذاکرات به خشونت کشیده شد،
جان خود را از دست داد.
طبق نوشته تاریخنگاران رومی،
در پایان نبرد ۲۰هزار رومی کشته و ۱۰هزار تن اسیر شدند، در حالی که تعداد زخمیها و
کشتههای اشکانی روی هم به صد نفر هم نمیرسید. درباره مرگ کراسوس روایات مختلفی عنوان
شدهاست. برخی بر این عقیدهاند که او در صحنه نبرد به دست سورنا کشته شد، اما
تعدادی هم ادعا میکنند که فردای نبرد، کراسوس به دست فرماندهان رومی که شکست خود
را از بیتدبیری او میدانستند، به قتل رسید.
به غنیمت بردن تمام
پرچمهای روم لکه ننگی بود که توسط ایرانیان بر دامان ارتش روم نشست.
نبرد ایرانی
از دوران باستان،
ایرانیان به این شیوه جنگی مشهور و پرآوازه گشتند. دلبستگی آنها به این شیوه
نامنظم و پارتیزانی، به این سبب فزونی یافت که آنها، ار آن نتایج درخشانی میگرفتند.
بعدها، این شیوه بارها استفاده شد که اوج آن را میتوان پیروزیهای ایرانیان در
دوران شاه اسماعیل و شاه عباس و نیز شکست از پشتونها در دوران سلطان حسین که
دقیقا با همین روش با سپاه سنگین و بیتحرک صفوی میجنگیدند، دید.
هرچند امروزه، طبق روال
بسیاری از واژگان دیگر، بسیاری ایرانیان، واژه پارتیزانی را بیگانه میدانند و از
ایرانی بودن آن ناآگاهند اما همه نیروهای مسلح ایرانی، این شیوه را بهخوبی میشناسند
و از آن آگاه هستند. بسیاری از کارشناسان، دودلی حتی قدرتهای بزرگی در حد آمریکا
و انگلستان، در حمله به ایران را ناشی از دانستن این واقعیت میدانند که شیوه جنگی
ایرانیان، بسیار ویرانگر و پرهزینه است.