
عاطفه میرافضل
روزگاری پدربزرگهای ما مجبور بودند علاوه بر گلستان سعدی، زبانهای فرانسه، عربی و روسی هم بیاموزند. بله! این موضوع واقعیت دارد. در روزنامه خراسان آن روزگار متنی چاپ شده که حکایت از این اتفاق دارد. این که میتوان گفت دروس آموزشی ان دوران، آن هم با عنوان اکابر که این روزها برایش تره هم خورد نمیکنیم، از برخی دروس دانشگاهی امروزمان سنگینتر بوده است.
هرچند موضوع
آموزش و سوادآموزی بهطور رسمی با ظهور مکتبخانهها در نقاط مختلف کشور از حدود
یک هزار سال پیش با مدیریت مردم آغاز شد و در آن افراد تحصیلکرده و بخصوص ریشسفیدها،
مسئولیت آموزش خردسالان را بهعهده میگرفتند، اما بر اساس مستندات موجود اولین
کلاسهای اکابر در حالی که دولت برنامه مشخصی برای آموزش نداشت، از حدود سال 1286
در شیراز تشکیل شد.
سال 1315 اداره تعلیمات اکابر، اولین سازمانی بود که بهطور رسمی برای باسواد کردن
بزرگسالان در ایران راهاندازی شد و بر اساس قانون موظف شد در تمام مدارس روزانه،
کلاسهای شبانه مخصوص باسواد کردن بزرگسالان ایجاد کند.
اداره تعلیمات اکابر، یکی از ادارات وزارت معارف محسوب میشد که رئیس آن از طرف وزیر معارف انتخاب میشد، فعالیت کلاسهای اکابر تا شهریور سال 1320 یعنی تا زمان سقوط رضاخان ادامه داشت و در این تاریخ کلاسها منحل شد.
اکابر در مشهد
فکر آموزش دادن علوم نوین به افرادی که دوران کودکی و نوجوانی را گذراندهاند و به نوعی جزو بزرگسالان یا همان «اکابر» قرار میگیرند، شاید قبل از پیروزی انقلاب مشروطه به ذهن برخی از فرهنگدوستان و وطنخواهان رسیدهبود و بعد از استقرار نظام مشروطه، تعدادی از این افراد برای تعلیم بزرگسالان، بر اساس الگوی نوین، آستین همت بالا زدند و دست به کار شدند. حتی، استفاده از واژه «اکابر» هم ابتکار آنهاست. گزارشی که روزنامه خراسان در شماره 16 خود، به تاریخ 21 جمادیالثانی 1327 (20 خرداد 1288) منتشر کرده، شاهدی بر این مدعاست و نشان میدهد که بزرگسالان آن دوره، حتی کسانی که سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند، ناچار بودند ضمن فراگیری الفبا و متون کهن فارسی، به قول امروزیها، واحدهایی را بگذرانند که اگر به جوانان امروز، حتی در مقطع کارشناسی دانشگاه ارائه شود، عطای گرفتن مدرک تحصیلی را به لقایش میبخشند!
متن گزارش چه بود؟
روزنامه خراسان دوره مشروطه، در صفحه سه شماره 16 خود، چنین گزارش دادهاست: «ترقیخواهان را بشارت: بتازگی در مشهد دو باب (مدرسه اکابر) تشکیل یافته است ۱ـ (مدرسه معارف) در بالاخیابان جنب منزل وقفی که تولیتش با آقای حاجی شیخ عبدالحسین مجتهد است، هیئت مدیریه مدرسه معارف از این قرار است: (ناظم و معلم ابتدائی: جناب امینالکتاب ناظم مدرسه رحیمیه سعادت)، (معلم حساب و جغرافی و فرانسه: جناب آقامیرزا محمدعلیخان ذکاءالسلطان)، (معلم روسی: جناب آقامیرزاعلی خطیبنژاد)، (معلم صرف و نحو: جناب آقاشیخ ابوالقاسم طهرانی)، (معلم حُسن خط و سیاق: جناب آقامیرزاتقیخان خوشنویس) مدرسه معارف همهروزه از یک ساعت و نیم به غروب مانده الی یک ساعت و نیم از شب (رفته) مفتوح و دایر است. 2ـ (مدرسه دانش) در چهارباغ خانه آقاشیخ صالح زرگر، هیئت مدیریه مدرسه از این قرار است: (مؤسس و معلم ابتدائی: جناب آقاشیخ علیاکبر نحوی)، (ناظم و معاون ابتدائی: جناب آقامیرزا سیدعلیخان ناظم مدرسه اتحادیه سعادت).»
رازهای یک گزارش تاریخی
گزارش روزنامه خراسان سال 1288، هرچند
مختصر است، اما رازها و حقایق عجیبی را برملا میکند. نخست اینکه شهر مشهد از 111
سال قبل، مدرسه بزرگسالان داشته و تأسیس این نوع مدارس در شهر ما، از نیمه دوم
دوره قاجار باب شده است.
دوم اینکه گذشتگان ما، حتی در آموزش دادن به بزرگسالان، موضوع خوشخطبودن را
مدنظر قرار میدادند. یکی از مشکلات عدیده ما در روزگار حالیه، بدخطی و حتی
ناآگاهی اطفال ابتدایی و البته دورههای بعد از آن نسبت به املای واژگان فارسی است
که در این دوره کرونازده هم، قوز بالای قوز شدهاست! متأسفانه برخی از دانشآموزان
و حتی بزرگسالان ما، چنان دستخطی دارند که فیالواقع باید آن را مصداق کامل
«خرچنگقورباغه» دانست!
سوم اینکه بزرگان علم و فضیلت ما و زعمای دینیمان، اهتمام فراوانی به موضوع گسترش
دانش داشتند و برای فراگیری علوم، حد و مرز سنی قائل نبودند؛ تأسیس نخستین مدرسه
اکابر در مشهد و در منزل یکی از مجتهدان شهر، گواه این ادعاست.
چهارم اینکه در برنامهریزی تحصیلی دوره ابتدایی بزرگسالان، اصل بر این بودهاست
که دمار از روزگار دانشآموز درآورند؛ چگونه؟ به مفاد برنامه درسی که توسط معلمان
گرامی تدریس میشدهاست، نگاهی بیندازید تا ملتفت موضوع شوید! میدانیم که در این
دوره، یکی از متون مورد استفاده برای تدریس زبان فارسی یا همان «تعلیم ابتدایی»،
گلستان سعدی با آن همه واژهها و آرایههای ادبی سنگین بودهاست؛ اگر این درس سخت
را کنار آموزش حساب، جغرافی و حتی صرف و نحو برای دانشآموزان دوره ابتدایی قرار
بدهیم و تحملش کنیم، واقعا نمیدانیم آموزش زبانهای روسی و فرانسه را باید کجای
دلمان بگذاریم! امروزه حتی در سختگیرترین دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی،
فراگیری دو زبان خارجی به صورت توامان، بهعنوان واحدهای اجباری، بسیار دور از ذهن
و عجیب است؛ حال تصورش را بکنید که آن بزرگسال بنده خدا، در مشهد سال 1288
خورشیدی، چطور میتوانست از پس این مشکل برآید؛ آن هم در حالی که هنوز بر متون
فارسی، درست و حسابی مسلط نیست!
پنجم اینکه گزارش تاریخی روزنامه خراسان در خردادماه سال 1288، محل قرارگرفتن دو مدرسه اکابر مشهد یا بهتر بگوییم، نخستین مدارس نوین اکابر (بزرگسالان) را در این شهر، به ما نشان میدهد؛ هر دو این مدارس، در مسیر بالاخیابان یا خیابان آیتا... شیرازی فعلی قرار داشتند. اگرچه معلوم نیست مدرسه معارف، دقیقا کجای این خیابان قرار داشت، اما از آنجا که کوچه چهارباغ همچنان برقرار است و میتوانیم رد و نشانی از آن بیابیم، میشود حدود مدرسه دانش را فهمید. ششم و آخر اینکه، ناظمهای دو مدرسه اکابر، در کارنامه خدمت خود، مدیریت مدارس ابتدایی کودکان مشهد را داشتند. مدرسه اتحادیه و مدرسه رحیمیه، دو دبستانی بودند که در دوره مشروطه و به همت انجمن سعادت، مجموعهای از مشروطهخواهان مشهدی، بنیان گذاشته شدند. شاید بتوان این دو دبستان را در زمره نخستین مدارس نوین شهر به حساب آورد.