کد خبر: ۵۴۶۹
۱۳۹۹/۰۸/۲۸ ۱۷:۲۳

یک اتفاق عاشقانه

حجت‌الاسلام‌والمسلمین پناهیان

اصل رابطه با خدا یک اتفاق عاشقانه است والا شرط قبولی اعمال را اخلاص یعنی پنهان کردن نیت و شرط مغفرت را مناجات نیمه‌شب قرار نمی‌دادند. باید با ادب اطاعت را، آن هم مخلصانه شروع کرد تا به عاشقی رسید.

*****

اگر فکر نکنیم...

تفکر می‌تواند انسان را از اسارت هوس نجات دهد. تفکر می‌تواند اعتقادات رهایی‌بخش را در انسان تقویت کند. اگر به تفکر درباره مبدأ و معاد نپردازیم و درباره فناپذیری لذات دنیا و بقا لذت عبادت و شیرین‌تر بودن آن فکر نکنیم، آن‌گاه تنها باید با تجربه تلخ ناکامی‌ها و شکست‌ها بر سر عقل بیاییم.

*****

تحصیل علم و تهذیب نفس

تلاش در تحصیل علم نفس را تهذیب می‌کند. انسان می‌تواند سخت‌کوشی در درس خواندن را وسیله‌ای برای تقرب الی الله قرار دهد. دانشمندان بزرگ دنیا غالبا از نوعی مبارزه با نفس و صفای باطن برخوردار بوده‌اند. مگر آنکه استعداد سرشارشان موجب برجستگی‌شان شده باشد. تهذیب نفس موجب رشد علمی یک دانشجو بااستعداد متوسط می‌شود.

******

همه وعده‌های خدا راست است

حاج اسماعیل دولابی

دو رکعت نماز که می‌خوانی و عبادتی که می‌کنی، خودت بپذیر. کار خوبی که خدا توفیق انجامش را به دستت داده است، مال مفتی که گیرت آمده است نمی‌خواهی بگویی مفت است، که بگویی خدا داده است و چه زیبا داده است؟ خودت عبادتت را قبول کن. نگو عمل‌های من خوب نیست. در حج، کسی را دیدم گفت التماس دعا دارم. گفتم التماس دعا یعنی چه؟ گفت یعنی حجی را که آمده‌ام، قبول کند. گفتم خودت آن را قبول داری؟ گفت: نه. گفتم: اگر من بگویم قبول کند مرا هم می‌گیرند. می‌گویند صاحبش آن را قبول ندارد، آیا تو بیشتر از صاحبش دلت می‌سوزد؟ اقلا اول خودت بپذیر که خدا به تو توفیق داده است و تو را به سرزمین مکه آورده است، نماز می‌خوانی و عبادت می‌کنی و خدا را می‌خوانی. بگو الهی شکر. چهار پنج بار الهی شکر بگو تا لااقل شیرینی شُکر به لبت برسد، کم‌کم از خدا ممنون می‌شوی.

دستگاه قلب و جان چنین است. از خدای خود که راضی شدید خدا هم از شما راضی می‌شود، می‌شوید راضیه و مرضیه، شاکر و مشکور. حتی غفران خدا. وقتی استغفار می‌کنید، یقین کنید که خدا شما را بخشیده است. بعد از استغفار، دست به بدنت بکش بگو خدایا تو را شکر که اذن دادی و استغفار کردم. اگر برای گناه هم استغفار می‌کنی بعد از آن، استغفار به من دادی. چهار شب که روی این کار وقت صرف کنی سر و کارت با خدا خیلی خوب می‌شود. سه چهار شب با او گفتگو کن و رفیق و انیس شو. خدا می‌گوید من انیس مستضعفینم. من گناهکاران را دوست دارم. اِنَّ اللهَ یُحِبُّ التوابینَ وَ یُحِبُّ المُتطهِّرینَ (سوره بقره آیه 222). من کسانی را که درصدد طهارت و طاهر دیدن خود هستند دوست دارم. من کسی را که زیاد توبه می‌کند دوست دارم.

این‌ها وعده‌های خداست که همه راست است. نَفس شما هم که حاضر است. خیلی به آن ور نرو. ابتدا کظم غیظ کن. هرچه زشت آمد در نفس خود نگاه نکن. خدا می‌داند که اگر چند وقت که نگاه نکنی خدا از باطنت محو می‌کند. چطور از مردم محو می‌کند؟ از خودت هم محو می‌کند. اگر آدم عیب مردم را ببیند خسته و کسل می‌شود، از خودش و مردم بدش می‌آید، بدبخت می‌شود و بر روی زمین جایش تنگ می‌شود. همه‌اش بد. همین طور که مردم را می‌بیند سرش را به‌سوی خودش بر می‌گرداند و می‌پرسد خودم را که می‌بینم چه خاکی به سر کنم؟ گفت: هرجا که از خود زیبایی دیدی کیفش را ببر و هرجا زشتی دیدی چشمت را، هم بگذار و دو مرتبه باز کن.

*******

تو خود حجاب خودی...

حجت‌الاسلام و المسلمین عاملی

حضرت امام‌رضا‌علیه‌السلام که گرمای محبتش را ما ایرانی‌ها خوب چشیده‌ایم، می‌فرمایند: «امام، همدم، رفیق، پدر مهربان، برادر تنی، مادر دلسوز به کودک است.»

همچنین فرموده‌اند: «امام از پدر و مادر به شما مهربان‌تر است.»

شاید اگر این محبت را بیشتر درک کنیم، معنای این جملات حضرت ولی‌عصرعجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف را بهتر بفهمیم، وقتی در تشرف علی‌ابن‌ابراهیم‌بن‌مهزیار ـ که پس از بیست سال اشتیاق خدمت حضرت رسیده است ـ این‌چنین سخن را شروع می‌کنند: یا اباالحسن! قد کنّانتوقّعک لیلاَ و نهارا. فما الّذی ابطأ بک علینا؟؛ ای ابالحسن! شب و روز در انتظار دیدار تو بودیم. چه شد که تأخیر کردی و به‌سوی ما نیامدی؟ وقتی پسر مهزیار تعجب می‌کند و عرض می‌کند: «ای مولای من کسی را نيافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند»، امام با تعجب می‌فرمایند: «کسی را نیافتی که راهنماییت کند؟!» سپس ـ طوری که پسر مهزیار از این شرمندگی خجالت نکشد ـ سرشان را پایین گرفتند و با انگشت مبارک روی زمین کشیدند و فرمودند :

«نه، شما به مال‌اندوزی روی آوردید و دربرابر مستضعفان فخرفروشی کرده، با آنان با بی‌اعتنایی رفتار کردید. پس دیگر چه عذری دارید؟!»

گزارش خطا