
میلاد نجفی
«نجلا» سریالی به کارگردانی خیرالله تقیانیپور و تهیهکنندگی سعید سعدی است. این سریال همزمان با اربعین به روی آنتن شبکه سه سیما رفت. «نجلا» مجموعهای شانزده قسمتی است که به واسطه قصه جذاب، ترکیب بازیگران خوب و کارگردانی مناسب با استقبال مخاطبان همراه شده است. قصه سریال نجلا در سال ۱۳۵۸ میگذرد و دختری به یک پسر عاشق در آن اوضاع آشفته و ناامنیها وعدهای میدهد که طی آن اگر پسر بتواند او را از مرز رد کند و به زیارت اربعین برسد، در قبال عشقش به او پاسخ مثبت میدهد، اما همه اینها در طول مسیر دستخوش اتفاقهایی میشود. حسام منظور، سارا رسولزاده، آزیتا حاجیان، هدایت هاشمی، سیدمهرداد ضیایی، ملیکا شریفینیا و سوگل طهماسبی بازیگران اصلی این سریالاند. «نجلا» با اینکه سریال طولانی نیست با این حال در همین مدت کوتاه توانسته رضایت مخاطبان را جلب کند. این موفقیت دلایل مختلفی دارد. «نجلا» به دوره زمانی و منطقه جذابی از کشور رفته که میتواند قاپ مخاطب را بدزدد. مردم خوزستان و اتمسفر آنجا بهطور پیشفرض جذاباند. حالا این جذابیت در کنار قصهای بکر قرار گرفته که بهطور مضاعف بیننده را راضی میکند. دلیل بعدی ترکیب مناسب بازیگران است. بازیگران «نجلا» برای مخاطب سیما تکراری و خستهکننده نیستند و درعین حال کیفیت فنی بالایی دارند. چهرههایی جذاب و جوان در کنار بازیگر قدرتمندی مثل آزیتا حاجیان خروجی «نجلا» در بازیگری را موفق کرده است. اما مورد بعدی که در موفقیت این مجموعه نقش اساسی داشته کارگردانی قابل دفاع است. خیرالله تقیانیپور برای اولینبار پشت دوربین ساخت یک سریال قرار گرفته است، با اینحال خروجی کارش آبرومند است. با خیرالله تقیانیپور درباره «نجلا» گفتگویی انجام دادهایم که خواندنش خالی از لطف نیست.
پیش از «نجلا» بیشتر در حوزه تئاتر مشغول بودید، درست است؟
بله در تئاتر فعال بودم. البته دو فیلم بلند هم ساختهام.
«نجلا» تیم نویسندگان دارد. ایده ساخت این سریال از کجا آمد؟
ایده کار براساس گپوگفتی که با یکی از دوستان داشتیم بهدست آمد. طرحی داشتیم که من شخصیتها، قهرمان و ضدقهرماناش را نوشتم. سپس تیم نویسندگان کارشان را شروع کردند. بر اساس بحثی که داشتیم طرح پروبال گرفت و گسترش پیدا کرد.
در ابتدای گپی که قبل از
شروع مصاحبه داشتیم تأکید داشتید که «نجلا» سریالی دفاع مقدسی نیست و به شروع جنگ نمیرسد.
بگویید چه شد که سراغ این مقطع تاریخی خاص در خوزستان رفتید؟
هروقت صحبت از زیارت عتبات میشود، خوزستان بهعنوان یکی از مرزهای ورود به عراق
به ذهن میآید. خوزستان یکی از راههای اصلی سفر به عراق است. برای خودم و خیلیهای
دیگر گاهی این سؤال پیش میآمد که آیا پیادهروی اربعین ابتکار همین چندسال اخیر
است یا موضوع قدیمیتر است.
یعنی یکی از دلایل ورودتان
به قصه این سریال بیان پیشینه پیادهروی اربعین بود؟
دقیقا! یکی از دلایل اصلی همین بود. بررسی کردیم که شروع این اتفاق در ایران کی
بوده است. برخوردیم به اربعین سرخ که در سال۵۶ رخ داده بود. صدام در
آن سال زوار اربعین را به گلوله بست و جنایات زیادی انجام داد.
به پیشینهاش هم رسیدید؟
بله؛ پیشینهاش همان طریقالعلما بود که علما از سالیان سال برای پیادهروی طی میکردند.
و رسیدید به سال۵۸؟
رسیدیم به سال۵۸ و قصه خودمان. حوادث آن سال موجب بسته شدن مرز شده بود.
برسیم به قصه! به نظرتان همچنان عشق در یک نگاه در درام کارایی دارد؟
همیشه عشق با نگاه شکل گرفته است؛ لااقل عشق زمینی. مگر میشود کسی مثلا با شنیدن نام آدمیعاشقاش شود؟ حتی در اشعار اصیل و ادبیات کهن کشورمان هم عشق با نگاه آورده شده است. شروع عشقهای زمینی معمولا با نگاه است.
برخی از منتقدان سریال
میگویند اصولا در آن سالها و در بین مردم آن منطقه عشق و عاشقی به این شکل نبوده
و مثلا پدر دختر چنین برخورد بازی ندارد. نظرتان چیست؟
ما با پدری مواجهایم که بسیار فرهیخته و اهل مطالعه است. او آدم مبارزی است. با یک
عرب سنتی طرف نیستیم و اینکه اصولا پدر عرب نیست. در یک دیالوگ گفته میشود که
ابراهیم عجم به حرمت عشیره عرب، لقب شیخ گرفته است. باعثوبانی این حرمت چه کسی
بوده؟ همسرش که یک عرب است. یکی از دلایل تبعید شیخ ابراهیم به ایران، اصالت
ایرانی اوست. صدام کسانی که اصالت ایرانی داشتند را از عراق اخراج میکرده است.
درباره لهجه در سریال هم
نظراتی وجود دارد. اصولا لزومیبرای وجود لهجه در سریالهایی که بازیگران مطرح
دارند وجود دارد؟
درباره لهجه همیشه مسائلی مطرح میشود. من فقط به یک نکته اشاره میکنم. در طول
مدت سه یا چهار ماه توقع داریم یک بازیگر پایتختنشین مثل مردم اصیل جنوب صحبت
بکند. این واقعا شدنی نیست. البته ما سعی خودمان را کردیم و از مشاور بهره بردیم.
علی غابشی که از هنرمندان منطقه است در طول تصویربرداری دائما کنار ما بود. چهبسا
پلانهایی بود که شخصا بهعنوان کارگردان از آنها راضی بودم اما چون مشاور بابت
لهجه راضی نبود آنها را دوباره تکرار میکردیم.
همیشه درباره سریالهایی
که در شهرهای غیر از تهران روایت میشوند این مسائل است. چقدر باید اهمیت داد؟
من همیشه این نکته را مثال میزنم. سریال «پایتخت۱» را ببینید و لهجه
بازیگراناش با فصل پنجم را مقایسه کنید. آیا تسلط و کیفیت با هم برابر است؟ بازیگر چندسال در آن موقعیت قرار گرفته و طبیعتا هر
فصل مسلطتر از فصل قبل شده است.
این مشکل محدود و منحصر به «نجلا» نیست. درست است؟
همزمان با ما سریال دیگری نیز از تلویزیون پخش میشود. اتفاقا آن مجموعه هم در شهری غیر از تهران روایت میشود. ضمنا ما تمام تلاشمان را کردیم که لهجه آبادان چهل سال پیش را رعایت کنیم. جوان امروزی نمیداند لحن و لهجه آبادان در آن دوره چگونه بوده است.
یعنی حتی با لهجه آبادان امروز هم تفاوتهایی دارد؟
ببینید؛ جوان امروزی نمیداند اهالی آبادان در آن دوره با انگلیسیها و آمریکاییها برخورد داشتند. بسیاری از مسئولان و رئیس شرکتهای آنجا خارجی بودند. به همین خاطر استفاده از اصطلاحات خارجی در بین مردم رواج داشته است.
نمونهاش هاسپیتال دیگر؟!
بله دقیقا! این موضوع در آن مقطع عادی بوده است. مثلا محلهای بود که در آن کافیشاپ
وجود داشت و به زبان خودشان به کپیشه معروف شد. اصطلاحاتی در سریال گفته میشود.
مثلا «با اون فیساش». اینها درآن سالها بوده است. لهجه چهل سال پیش آبادانی با لهجه امروز زمین تا آسمان فرق دارد.
سعی کردیم با تحقیق دوستان و کمک آقای غابشی به لهجه آن دوره نزدیک شویم. طبیعی
است که جوان امروزی بگوید لهجه ما متفاوت است.
لهجه امروز آبادان برای مخاطب قابلفهمتر است؟
لهجه آبادان امروز برای فارسیزبانها قابل فهمتر است. و این میتوانست کار ما را
سادهتر کند. لهجه چهل سال پیش ترکیبی از لاتین، عربی و دشتی است!
شما ترکیب بازیگران مناسبی دارید که برای مخاطب تکراری نیست. چطوری به آن رسیدید؟
یک بخشی از آن به لطف و حمایت آقای سعدی، تهیهکننده کار برمیگردد. ما روی هرکسی دست گذاشتیم ایشان سعی کرد جذب کند. در مرتبه بعد باید بگویم بهجز خانمها حاجیان و شریفینیا، از بقیه بازیگران بهواسطه کار در حوزه تئاتر شناخت و آشنایی داشتم. برخی از این بازیگران عضو گروه تئاتر خودمان هستند. در دو فیلم قبلیام حضور داشتهاند و در بسیاری از تئاترهایم بازی کردهاند. شناختم از آنها باعث شد که خداراشکر خروجی خوبی داشته باشیم.
اعتراض نماینده آبادان منطقی بود؟
به نظرم نماینده آبادان از روی ناآگاهی آن حرفها را زد. چطور میتوان با یکی، دو قسمت درباره یک سریال اینچنین واکنشی داشت؟ من مطمئنم ایشان وقت نکرده بود سریال را ببیند و برخی مشورتهای غلطی به او منتقل کرده بودند.
ساخت «نجلا» چه سختیهای
مشخصی برایتان داشت؟
بهخاطر محدودیت زمانی و البته کرونا مجبور شدم از برخی ایدهآلهایم بگذرم. بهطور
مثال کرونا باعث شد که ما بهسختی و با محدودیت از هنرور استفاده کنیم. باید ریسک
میکردیم و از هنرورانی بدون ماسک در مقابل بازیگران استفاده میکردیم. خدا کمک
کرد که هیچکدام از تیم ما به کرونا مبتلا نشدند.