واکاوی در چرایی شکست فمینیستهای ایرانی
تغییر سن ازدواج، آخرین تلاشهای فمنیستهای ایرانی در دولت روحانی

منیره غلامی توکلی
به جز حاکمیت اسلام و قوانین و آموزههای آن در نظام حقوقی،
اجتماعی و سیاسی و... جامعه و بعلاوه
درخشش الگوهای بینظیر اسلامی برای زنان جامعه و فعالیت زنان فرهیخته نه شرقی نه
غربی در کشور ما، صاحبان افکار فمینیست ایرانی باید توجه داشته باشند که علت شکست
افکار التقاطیشان از درون خود آنهاست چیزی که غرب یکبار آن را در نوعی دیگر
تجربه کرده و اینکه آنها تجربه تلخ غربیان را مزه مزه میکنند.
با
روی کار آمدن دولت یازدهم و سُکانداری «شهیندخت مولاوردی» بر معاونت زنان و
خانواده ریاست جمهوری، شاهد بروز و نمود بیشتر افکار «فمینیسم» یا به عبارتی «فمینیسم
اسلامی»! در دولت روحانی هستیم. مولاوردی با انتخاب مهرههایی در اطراف خود که
سبقه فعالیتهای سیاسی اصلاحطلبانه و افکار فمینیستی دارند و همچنین با عملکردش
در چرایی و چگونگی اولویتبندی مطالبات زنان ایرانی به وضوح، گرایش فکری و عملی
خود را به مباحث فمینیستی چنان نشان داده که دیگر جای هیچ انکار، شک و شبههای در این
زمینه، باقی نمانده است.
انسجام خانواده یا هیاهوی برای تساوی جنسیتی
شهیندخت مولاوردی حتی در عرصه بینالمللی نیز دولت
یازدهم را به عنوان مجری بیچون و چرایی خواستههای فمینیستی نهادهای بینالمللی
زنان من جمله «نهاد زنان سازمان ملل»، «کمیسیون مقام زن»
کرده و در این زمینه «عدالت» را با پسوند «جنسیتی» به مسلخ کشانده است. حتی میتوان
اینگونه گفت: «مولاوردی در سه سال کلیدداریش بر معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری،
هیچ گام مستحکمی برای «تعالی خانواده» به عنوان رکن رکین نظام جامعه اسلامی بر نداشته
بلکه با عملکرد خود، حقوق زنان و مطالبات آنها را وارد بازیهای سیاسی و حتی بینالمللی
کرده است.»…