سرکار خانم نیلچیزاده
انسانی که فحش میدهد خود را ضعیف دیده است. ما در متن روایات عناوین خیلی عجیبی را داریم. وقتی که گفته میشود بدترین خلق کسی است که مردم به خاطر بد زبانی از او فاصله میگیرند. آدمهای بد دهان یکی از موفقیتهای خود این را میدانند که اگر همسایه، دوست، آشنا و خانواده با ما روابطی داشته باشند، ما آنها میشوییم و میگذاریم کنار. این اصطلاحی است که گفته میشود. یعنی آنقدر کلمات زشت و نامناسب بکار میبریم که اصلا دیگران به این خاطر که این آدم اینقدر از طریق کلامی آسیب زننده است، ترجیح میدهند که گذر آنها به کوی این فرد نیفتد. اهلبیت به ما یاد میدهند که اینها جزء بیمارترین افراد هستند. بدترین مردم کسی است که سلاح او بد زبانی باشد. این آدم نهایت وخامت اخلاقی را دارد. وقتی که اهلبیت میخواهند این را به ما نشان بدهند، وضعیت او را در عالم ملکوتی نشان میدهند. در روایت داریم که بدترین مردم در قیامت کسی است که به خاطر هرزهگویی مردم از او دوری میکنند. خدا میگوید دقیقا با همین لنز خود را نگاه کن. اگر به خاطر بد زبانی مردم از تو فاصله میگیرند در روز قیامت نیز در بدترین موقعیت قرار داری. یعنی نامه اعمالی که به تو داده میشود در بدترین وضعیت است. فکر نکنید چون اهل نماز هستید، چون اهل روزه، دادن خمس و انجام کارهای خوب هستید، اشکالی ندارد بد زبانی شما را مردم تحمل کنند. بد زبانی گاهی اوقات مانند جرقهای است که به انبار باروت میافتد. همه را از بین میبرد. به خاطر همین هم سوره شریفه همزه تأکید میکند: وای بر هر کسی که عیبجو و هرزه زبان باشد. اهلبیت به ما میگویند: کسی که به مؤمنی فحش بدهد زندگی او را خدا تباه میکند. این آدم دچار گناه علنی و فسق شده است. این آدم دچار بیماری نفاق شده است. این آدم دچار معنادار کردن ارتباط خود با شیطان شده است.
*****************
اهمیت صبر
صبر یکی از آن قدرتهایی است که برای انسانهای متعادل و متعالی است. افرادی که قصد دارند خودشان را پیدا کنند و نقشه بهشت را بازخوانی کنند، صبر برای آنها مثل نقطه مرکزی دایره است. به خاطر همین اهلبیت به ما آموختهاند که برای یک انسان سر در بدنش عضو مهمی است. امکان دارد بعضی از اعضای بدن را نداشته باشد و دچار نقصان بشود ولی زنده بماند. تنها عضوی که اگر از پیکر جدا بشود، دیگر حیات برایش غیرممکن است سر است. صبر برای انسان مؤمن در حکم سر در بدن اوست. یعنی ایمان بدون صبر هیچی از آن باقی نمیماند. اینکه من بتوانم به یک خداباوری حقیقی برسم و بتوانم در یک سلامت معنوی و روانی خوب زندگی بکنم، اگر صبر خلاق نداشته باشم، قطعا همان چیزهایی را هم که دارم ازدست خواهم داد.
مهمترین معیار برای بدست آوردن، حفظ سرمایههای معنوی صبر و خلاقیت است. من به کلمه خلاق بودن و فعال بودن صبر تأکید دارم. زیرا وقتی ما میگوییم: صبر، تحملهایی که از سرناچاری و ناکارآمدی داریم، اسم آن را صبر میگذاریم و بعد خودمان علیه آن صبر قیام میکنیم و دچار آسیب میشویم. انسانهای صبور انسانهایی هستند که در درجه اول خودآگاه هستند و میدانند که چرا باید صبر بکنند. آنها دلیل ارزشمندی دارند علی رغم اینکه میتوانند بیتابی کنند. مدام شکوه و گلایه کنند و به هرکس که رسیدند از مشکلاتشان بگویند اما با یک آگاهی که قرار است من بتوانم مشکل خودم را از حالت مشکل بودن در بیاورم. مهمترین مهارت صبر خلاق این است که من به صورت ارادی تصمیم میگیرم که آگاهانه در مقابل این سختی، استعدادهای خودم را بیرون بریزم. مثل معدنی از الماس که در مقابل ضربآهنگ ضربات تیشه صبوری میکند تا الماسهایش بیروم بیاید. به خاطر همین است که خدا میفرماید: من انسانها را در رنج آفریدم. قرار است که همه شما سختی بکشید. اگر کسی جزع و فزع بکند دو تا مشکل دارد. یکی مشکلی که برایش به وجود آمده است و دیگری بیقراری و بیسامانی وجود خودش است. یعنی به جای اینکه مسألهاش حل بشود مشکلش دو تا شد. اما انسان صبور انسانی است یک فرایندی را در درون خودش ایجاد میکند و آن این است که مشکل خوش را تبدیل به مسأله میکند.
******************************
رحمه للعالمین
حجت الاسلام و المسلمین پناهیان
یک نفرغیر مسلمان از حضرت علیعلیهالسلام پرسید که چرا شما پیامبر را رحمت للعالمین مینامید. در حالی که پیامبر شما اگر هم رحمتی باشد برای مؤمنین و مسلمانان است. حضرتعلیعلیهالسلام فرمودند که پیامبر ما در میان همه پیامبران به صورت استثنایی رحمتللعالمین است. به این خاطر که پیامبر ما مأمور به تعریض بود در حالی که پیامبران گذشته مأمور به تصریح بودند. پیامبران گذشته پیام خود را صریحا عنوان میکردند. کسی که فرمان صریحی را که یک پیامبر داده نشوند به دوزخ میرود. اما پیامبر ما با اشاره سخن میگفتند. اگر کسی نمیگرفت و یا انکار میکرد برای بهانهآوردن مهلت داشت. همین روش پیامبر که به کافران مهلت میداد تا بتوانند بهانه بیاورند، در واقع یک رحمتی برای آنان بود. حتی زمانی که پیامبر از کلمه مولی در عبارت «من کنت مولی فهذا علی مولی » استفاده کردند هم به همین دلیل بود. یعنی اگر کسی نپذیرفت بلافاصله از دین خارج نشده باشد. بنابراین پیامبر ما پیامبر رحمتللعالمین است.
غفلت
اکثر اوقات ما غفلت میکنیم. ما به سادگی بهشت را از دست داده و به ارزانی جهنم را برای خود میخریم. پدر و مادر معمولا بچه خود را دوست دارند و اگر از محبت دریغ میکنند اکثرا به خاطر غفلت است. گذشته از غفلت، خودخواهی هم وجود دارد. یعنی به جای اینکه به بچهها بپردازند به خود میپردازند. این کار خودخواهانه رفتار کردن است. امام صادقعلیهالسلام در مصباحالشریعه میفرماید که ریشه ذلالت و گمراهی غفلت است. آدمها ذاتا بد نیستند اما غفلت میکنند. البته وقتی که ما ابراز محبت را به گونهای قرار دهیم که پا را از عدالت فراتر بگذاریم.