کد خبر: ۳۷۹۱
۱۳۹۹/۰۴/۳۱ ۱۷:۰۲

دوستان فاطمه

حسنی احمدی

سلمان در کنار محمد نشسته است. سؤالی دارد، رو به محمد می‌کند و می‌پرسد: مولای من از فضایل فاطمه‌سلام‌الله‌علیها در قیامت به من خبری بدهید!

محمد لبخندی بر چهره می‌نشاند به سلمان نگاه می‌کند و می‌گوید: سوگند به خدا که جانم در دست قدرت اوست. فاطمه‌سلام‌الله‌علیها، همان بانویی است که در عرصه محشر، سوار بر شتر عبور می‌کند در حالی که سرش نمودی از خشیت خدا و چشمانش از نور خداست. جبرئیل در سمت راست آن شتر و میکائیل در سمت چپ آن، و علی در پیشاپیش آن و حسن و حسین در پشت سر آن حرکت می‌کنند. خداوند حافظ و نگهبان اوست تا از صحنه محشر عبور کند در این هنگام از جانب خدا ندا می‌رسد:

ای همه خلایق چشم‌های خود را فرو بندید و سرهای خود را پایین بیاورید این فاطمه دختر پیامبر شماست، همسر علی امام شما و مادر حسن و حسین است. پس از پل صراط عبور می‌کند در حالی که دو چادر شفاف و سفید بر سر دارد.

محمد ادامه می‌دهد: وقتی فاطمه وارد بهشت می‌شود و به نعمت‌ها و مواهبی که خداوند برای او آماده ساخته می‌نگرد می‌گوید:

«به نام خداوند بخشنده مهربان: حمد و ستایش خداوند را که حزن و اندوه را از ما دور ساخت البته خدای ما بخشنده و شکرپذیر است آن خدایی که ما را در مقام عالی و از عطای خود قرار داد که در آن هیچ گونه رنج و ناگواری به ما نمی‌رسد.» پس از آن خداوند به فاطمه وحی می‌کند: ای فاطمه آنچه می‌خواهی از من بخواه که به تو عطا می‌کنم و تو را خشنود می‌سازم.

فاطمه عرض می‌کند: خدایا تو امید منی بلکه بالاتر از امید منی از تو درخواست می‌کنم که دوستان من و دوستان دودمان مرا در آتش دوزخ عذاب نکنی.

در آن موقع خداوند به فاطمه وحی می‌کند:

ای فاطمه به عزت و جلالم سوگند دو هزار سال قبل از خلقت آسمان‌ها و زمین به خود سوگند یاد نموده‌ام که دوستان تو و دوستان عترت تو را به آتش عذاب نکنم.

گزارش خطا