حجت الاسلام و المسلمینحسینیقمی
امام صادقعلیهالسلام فرمود: «مَا بَلَا اللَّهُ الْعِبَادَ بِشَيْءٍ أَشَدَّ عَلَيْهِمْ مِنْ إِخْرَاجِ الدِّرْهَمِ» (خصال/جلد 1/صفحه 8) شیخ صدوق از امام صادقعلیهالسلام نقل میکند. سختترین آزمون بندگان که خدا قرار داده چیست؟ گذشتن از مال است. از جان، سختتر است. در مشهد همین بحث را داشتم، از منبر پایین آمدم، آقایی آمد به من گفت: عجب کلامی امام صادق داشتند. گفتم: چطور؟ میگفت: من هشت سال زمان جنگ، خط مقدم جبهه بودم. جانم را هشت سال در کف دستم گذاشته بودم. الان سی سال است جنگ تمام شده و به کار اقتصادی زدم و نمیتوانم از مالم بگذرم!
................................
تلاش برای حفظ آبرو
حجت الاسلام و المسلمین قرائتی
یکبار کسی خدمت پیامبرصلیاللهعلیهوآله آمد، گفت: یک کمکی بکن. گفت: برو خانه یک چیزی بیاور بفروش، از مردم گدایی نکن. گفت: خانه ما چیزی نیست. گفت: نگاه کن هرچه هست بیاور. این هم ناراحت شد و رفت یک پلاس، یک موکت پاره آورد. گفت: یا رسولالله! میگویم چیزی نیست، همین است. گفت: باشد، به اصحاب فرمود: چه کسی این را میخرد؟ یکی از اصحاب گفت: یک درهم. یک نفر گفت: دو درهم. به دو درهم فروخت و دو درهم را به این فقیر داد. گفت: یک درهم را نان و گوشت بخر، یک درهم را کله تبر بیاور، رفت یک تبر آورد. پیغمبر فرمود: کسی هست چوبی داشته باشد که در این تبر فرو کنیم؟ یک نفر گفت: ما در خانه داریم. چوب را آوردند و پیغمبر نجار شد و چوب را در این تبر جاسازی کرد و گفت: این ابزار تولید، برو کار کن! از صفر میشود چیزی درست کرد. منتهی باید بخواهیم.
دل را بسوزانیم دل را میسوزانند
اگر غذای نوبر میخری به بچهات اجازه نده در کوچه بخورد. این نگاهها اثر وضعی دارد. دل را بسوزانیم، دل را میسوزانند. «نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» (همزه/6و7) قرآن میگوید: آتش جهنم دل را میسوزاند. چون در دنیا دل را سوزاندی. اینهایی که مدرک دارند، مهندس، دکتر، آیتالله یک مقدار باید بیشتر تواضع داشته باشند. پیغمبر ما اشرف مخلوقات بود اما به بچهها هم سلام میدهد. این در شأن ما نیست. این به ما نمیخورد. در ازدواج میگویند: فلانی به فلانی نمیخورد. چرا؟ میگوید: او فوق لیسانس است و این سیکل است. مگر ازدواج مدرک است؟ اگر اینطور باشد همه آیتالله باید زنهایشان را طلاق بدهند. یک آیتالله چهل سال درس خوانده آیتالله شده و همسرش یک زن خانهدار است.
......................................
سرکار خانم نیلچی زاده
اهمیت انتخاب همسر
شما میبینید که بعضی مواقع پدر و مادر رفتار خوب اخلاقی نسبت به یکدیگر ندارند و با هم تفاهم ویژه ندارند، فرزندانی که به بلوغ رسیدهاند به مادرشان میگویند که چرا با پدر ما ازدواج کردی؟ ما از پدرمان راضی نیستیم و او پدر خوبی نیست. یا ممکن است که به پدرشان این حرف را بزنند که شما چرا مادر ما را انتخاب کردی؟ او به وظایف دینی و اخلاقی خودش عمل نمیکند. پس ویژگی انتخاب همسر نباید این باشد که ما یک همسر خوب با ویژگیهای ظاهر خوب داشته باشیم. باید حواسمان باشد که این مردی که الان به او پاسخ مثبت میدهید میتواند پدرخوبی برای فرزندان شما باشد و او را میتوانید به عنوان یک پدر خوب بپذیرید؟ اگر رفتار و روحیات او در فرزندان شما باشد آیا برای شما قابل پذیرش است؟ این بهعنوان یک معیار نکته مهمی است. برای آقایان هم همین طور است. برای آقایان تأکید بیشتری شده است که همسری انتخاب کنید که بتواند فرزند شما را پرورش بدهد. آیا اخلاق این خانم را میپذیرید که در آینده تمام زوایای پنهان او در فرزند شما تأثیر خواهد داشت؟ روایت داریم که بچهها شخصت پنهانی والدینشان را آشکار میکنند. بچهها هویت آشکار شده خود والدین هستند. اهلبیت به ما یاد دادهاند که مسئولیت خودتان را تمام شده تلقی نکنید، بد و خوب رفتار بچههای شما پای شما نوشته میشود.
حقوق فرزندان
مهمترین فرایندی که جزو حقوق فررزندان است و الان به آن کم اهمیتی میشود، فرایند تربیتی است زیرا الان این فرایند تربیت به نهادهای اجتماعی سپرده میشود. امام سجادعلیهالسلام در کتاب صحیفه سجادیه دوتا دعای ویژه دارند. دعای اول امام در مورد دعا به والدین خودشان است که به همه ما یاد میدهند که چطوری برای پدر و مادرهایمان دعا بکنیم. حضرت میفرمایند: خدایا اگر من در حق پدر و مادر کمتوجهی کردهام یا آنها را اذیت کردهام این کمتوجهیهای من را برای آنها توفیقی برای تبدیل به کار خیر و کم کردن گناهان آنها بکن. پس اگر والدین در تربیت بچههای شان سختی میکشند خداوند در مکانیسم هستی پاداشهایی را قرار داده است که زحمتهایی که برای رشد و تربیت بچههایتان میکشید هرگز گم نمیشود و اجر و نتایج آن به شما برمیگردد. دعای دوم دعای حضرت برای فرزندانشان است. حضرت میفرمایند که من میخواهم بچههایم اهل تقوا و نیکوکار بشوند. یک وقت میبیند که پدر و مادر اهل خیر هستند ولی بچههایشان اصلا کار آنها را قبول ندارند شاید علت آن این باشد که ما از بچههایمان زدهایم. پدر و مادری که بیشتر وقت خودشان را در بسیج، مسجد و اداره یا جلسات علمی یا اقتصادی میگذرانند، بچهها از آنها فراری خواهند شد. آنها به ابرار نمیرسند زیرا ما کارهای خوبمان را با کارهای غلط مخلوط کردهایم و بچه دچار آسیب شده است.