
نیلوفر حاج قاضی
اخبار داغ پربحث! در هیاهوی گفتگوهای روز، تیترهای اینچنینی فضای رقابت را برای آزاداندیشیهای فکری، عقیدتی و البته سلیقهای داغتر میکند. جنجال خبرهایی در ارتباط با حجاب که طی چندین سال گذشته و زیر سایه بیتدبیری و گاه غرضورزی برخی مسئولان فرهنگی کشور داغتر شده گاهی در حاشیه امن غفلت مسئولان، ماجراهای تلختری را رقم میزند. برهنگی زنان در قایقسواری دریاچه ولشت، مشاهده ناگهانی جوانان عریان و دویدنشان به دنبال لباس در بازیهای حقیقت ـ جرئت، رقصیدنهای دسته جمعی بانوان به بهانه ورزش در پارکها، تعرض و بیحرمتی به پلیس و زیر سؤال رفتن اقتدارش و... همه و همه اخبار تلخی است که به صورتهایمان سخت سیلی میزند. حال در این میان دل مادران عزیز شهدا سیری چند؟!
معمولا آن چه که بعد از طی گذشت 40 سال از انقلاب و نهادینه شدن جمهوری اسلامی و وضع قوانین و لوایح در ارتباط با موضوع حجاب مطرح شده، نشان داده که این بحث معمولا دو طیف موافق و مخالفان جدی داشته که عمدتا مخالفانش نه تنها منطق مستدلی برای ارائه مخالفتشان ندارند بلکه ابراز این نوع مخالفت بیشتر به بهانههای مختلفی نظیر عقدهگشائی، بهانهتراشی یا ناشی از فشارهای زندگی است. البته در این میان به جریاناتی که با هدایت مستقیم بیگانه به منظور ایجاد تفرقه و با اهداف خاص کاری نداریم.
حجاب قانون است
اولين قانوني که در خصوص پوشش
زنان، در کشور به تصويب رسيد، ماده ١٠٢ قانون تعزيرات مصوب سال ١٣٦٢بود. در این
قانون آمده بود: «زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر شوند، به
تعزير تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهند شد.»
در سال 1365، در مصوبه قانون نحوه رسيدگي به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهايي
كه استفاده از آنها در ملأعام خلاف شرع است يا عفت عمومي را جريحهدار ميكند؛
نکات جدیدی به چشم میخورد. در ماده 4 این قانون آمده: «کسانی که در انظار عمومی
وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و یا هتک عفت عمومی
باشد، توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح محاکمه و حسب مورد به یکی از مجازاتهای
مذکور در ماده 2 محکوم میگردند.»
علاوه بر این در تبصره دو این ماده
آمده: «مجرمي را كه كارمند است، علاوه بر مجازاتهاي فوقالذكر به يكي از مجازاتهاي
زير محكوم مينمايد: 1ـ انفصال موقت تا دو سال. 2ـ اخراج و انفصال از خدمات
دولتي. 3ـ محروميت استخدام به مدت پنج سال در كليه وزارتخانهها و شركتها و
نهادها و ارگانهاي عمومي و دولتي.»
مهمترین قانونی که بیحجابی را
جرم دانسته و به آن پرداخته، ماده 638 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 است. به
موجب این ماده: «هركس علنا در انظار و اماكن عمومي و معابر، تظاهر به عمل حرامي
نمايد، علاوه بر كيفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا 74 ضربه شلاق محكوم
ميگردد و در صورتي كه مرتكب عملي شود كه نفس آن عمل داراي كيفر نیست ولي عفت
عمومي را جريحهدار نمايد، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه يا تا 74 ضربه شلاق
محكوم خواهد شد.» البته بنابر ماده 22 قانون مجازات اسلامی، چنانچه قاضی تشخیص
بدهد، میتواند حبس و شلاق متهم را به جزای نقدی تبدیل کند.
بدحجابی و بیحجابی، براساس قانون جرم دانسته شده؛ اما بازداری و جلوگیری از این جرم نیز مانند سایر جرایم نیازمند پشتوانههای فرهنگی و زیرسازیهای اجتماعی است. اما آنگونه که در شرایط فعلی و در شهرهای بزرگ شاهدیم، قبح بدحجابی از بین رفته تا آنجا که اگر در دهه پیش مشاهده خانمی با آرایش و موهای بیرون از روسری یا شال یا پوشیدن لباس شهرت مصداق بدحجابی بود امروزه باید نگران زنانی باشیم که تعمدا شال و روسری را از روی سر انداختهاند و این اتفاق در داخل خودروها به بهانه حریم شخصی پررنگتر است.
تناقضات مردمی
حجاب امری فطری و غریزی است که حتی در جوامع غربی هم حدودی برای خود دارد و عبارت «حجاب اجباری» بهانهای برای تشویق مردم به بیقانونی است. اگر قرار دادن حد و حدود برای موضوعی در یک جامعه واژه اجباری را به همراه دارد پس میشود اذعان کرد در جوامع غربی هم که قوانین محدود کنندهای برای پوشش دارند و اگر مرد یا زنی به صورت کاملا عریان در خیابان ظاهر شود حتما برخورد قانونی صورت میگیرد، پس در آنجا هم حجاب اجباری است.
گاهی هم برخی به محض مواجهه با حجاب و ملزومات آن فوری موضوعات و معضلات دیگر را جایگزین میکنند. حتما این جمله برای شما هم بسیار آشنا و تکراری است: «به جای دو تا تارموی مردم به دزدی و اختلاس گیر بدید.» در واقع این طیف با واکنشی فرافکنانه مسیر را ازکانال اصلی خود، به سمت بیراهه منحرف میکنند آن هم در حالی که تمام جرائم اعم از دزدی، اختلاس، رانت، آقازادگی، بدحجابی، گرانی و... همگی از مطالبات اصلی مردم است.
در میان این همه قیل و قال برای قانونی که میبایست اجرای آن همان بیست سال پیش در جامعه نهادینه و اجرائی شده و مردم هم به تبعیت از قوانینش ملزم شوند نگاه برخی افراد به خصوص آقایان به این موضوع جالب است. معلوم نیست در کنار تمام خشونتهایی که علیه زنان انجام میشود چرا برخی مردها کاسه از آش داغتر شده در حمایت از رفع حجاب اجباری یقه میدرند؟ در این ارتباط به واکنشهای مردم جالب است:
* من به عنوان یک مرد مطمئن هستم مردهايي كه نگاه ابزاری و کالاگونه به زن دارند نسبت به حجاب واکنش نشان میدهند وگرنه در ارتباط با پوشش یک زن برای یک آقا چه فرقی باید بکنه که یک خانم با حجاب بیرون بیاید یا بیحجاب؟ و چرا باید در ارتباط با حجاب با این حجم واکنش منفی از برخی مردها روبرو شویم؟
* از شرایط اصلی اسخدام منشی تأکید به آراستگی و استفاده از لوازم آرایش است. فكر ميكنيد چرا غالب منشيها بايد جوان و آرايش كرده باشن؟ آيا زن چادري و باحجاب نميتونه منشي خوبي باشه؟
* حتی انسانهای غارنشین هم شعورشون به این حد میرسید که با دو تا برگ پهن خودشان را بپوشانند. اگرتعصب ایرانی داریم در کتیبههای تخت جمشید مشخصه که زنان ایرانی پوشش داشتند.
* بپذیریم که بدحجابی و بیحجابی آثار مخربی در جامعه دارد. البته نه از دید شبکههای مخرب ماهواره. بحث هم سر بیرون بودن چند موی خانمها نیست بلکه عملا میبینیم که اشاعه فحشا و منکرات میکنند و متأسفانه برخورد سازندهای هم با آنها نمیشود.
* چرا مردانی را که خواهان برقراری نظم و اجرای قانون و لزوم پایبندی به حجاب هستند بیجنبه میدانید؟ چرا به آنان انگ بیظرفیتی جنسی و تحریکپذیری میزنید؟ اگر شما به عنوان یک مرد با دیدن اندام یک خانم تحریک نمیشوی پس حتما به متخصص مراجعه کنید. اشکال کار از شماست!
پایانه
حتی مدافعان بدحجابی و بیحجابی خودشان هم اقرار دارند که حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانى و قانونمندی شهروندان از ملزومات زندگی مدنی است.
بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى
معاشرتهاى تعریف نشده و بىبند و بار، هیجانها و التهابهاى جنسى را تقویت میکند
و تقاضاى برهنگى و سکس را به صورت یک عطش روحى و یک خواست سیرىناپذیر به دنبال
دارد.
از قدیم گفتهاند: «هر چه دیده بیند، دل کند یاد»
و هر چه دل در مقوله هوسهاى سرکش بخواهد، به هر قیمتى باشد، به دنبال آن مىرود و
به این ترتیب، هر روز دل به دلبرى جدید مىبندد. به نظرتان بالا رفتن آمار طلاق و
خیانت از محصولات رهآورد جدید ابتذال و بیحجابی نیست؟
به راستی اگر مطابق ادعای مدعیان جریانهای روشنفکری حجاب نشانه تحجر و پسرفت و بیحجابی نماد پیشرفت است و این موضوع در جوامع غربی کاملا حل شده پس چرا آمار سقط جنین در این ممالک بیداد میکند و چرا مردان و زنان به ازدواج و همخانگی با همجنسان خود روآوردهاند؟
از سوئی دیگر به جمعیت مترقی باید گفت حجاب خود متضمن سعادت زنان است و از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى پیشگیری میکند و در واقع خود حجاب یک قانون حمایت از حقوق زنان است.
هنگامى که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روز به روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزونتر از او دارد و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسىاش وسیله تبلیغ کالاها و عاملى براى جلب توجه قرار دهند، شخصیت زن تا حد یک عروسک یا یک کالاى بىارزش سقوط مىکند و ارزشهاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مىشود و به این ترتیب، زن، وسیلهاى براى اشباع هوسهاى سرکش برخى مردان آلوده و فریبکار مىشود.
ختم کلام این که ، «قانون» در معنای حقوقی یعنی
قرارداد، حد، مرز و قاعده و در عرف اجتماعی دستورالعمل بهترین زیستن و عامل
برقراری نظم و انضباط اجتماعی و ابزاری برای نشان دادن سطح و فهم اجتماعی به سایر
فرهنگها و تمدنهای جهان است. قرآن کریم در سورهها و آیات متعدد، قوانین الهی را
در بخشهای مختلف برای بهتر زیستن آدمی، تقدیم جامعه بشری کرده است.
در همین راستا مقام معظم رهبری نیز معتقدند : «زن در همه جوامع از جمله در جامعه
ما دچار ستم و دچار کمبودهایی است که بر او تحمیل میشود اما این کمبود، کمبود
آزادی به معنای بیبند و باری نیست. این کمبود، کمبود میدانها و فرصتها برای علم،
معرفت، تربیت، اخلاق، پیشرفت و شکوفایی استعدادهاست، این را باید تامین و جست و جو
کرد». ایشان همچنین تاکید دارند «در کشور ما به دلیل وجود حجاب، مصونیتی وجود دارد
اما باید در مورد حجاب و موضوع حدود معاشرت مرد و زن اهتمام جدی شود.»
در آخر باید گفت عفاف و حیا شامل زنان و مردان یک جامعه میشود. حتی زنان محجبه هم باید در ارتباط با نامحرم و نحوه پوشش و مدل استفاده از کلام دقت لازم را داشته باشند و استفاده از حجاب به تنهائی متضمن پیشگیری از آسیبهای فردی و اجتماعی نیست.