
باران زعیمی
خاوری؛ همان بزرگ اختلاسکننده فراری حتما معرف حضورتان
هست. آن جناب بهخاطر جایگاه و موقعیتی که به هر دلیل در ایران داشت خود را موظف
میدانست طبق عرف و قوانین موجود رفتار کند تا جایی که عدهای به سر نامبارکش قسم
میخوردند. لامصب حتی با چفیه هم عکس داشت! اما وقتی با دوروئی، پول مردم را دزدید،
به بهشت دزدان فرار کرد و صدای افتادن تشت رسواییاش به گوش مردم رسید کسی نگفت
زندگی خودش بوده و دوست داشته ببرد، نوش جانش! بلکه لعن و نفرینی بود که بدرقه
راهش شد. کاملا هم حقش بود چون بیتالمال را زخم زد. اما این اتفاق یکباره
نیفتاد. آفت غارتگری با سهلاندیشیها ذره ذره بزرگ شد.
با وجود این تجربههای دردناک آیا عجیب به نظر نمیرسد که وقتی
آفت غارتگری به جان فرهنگ میافتد عدهای برای واکنش درست دچار تردید میشوند؟ میبینیم
افرادی که از بد روزگار در فرهنگ و هنر جایگاهی پیدا کردهاند و مردم خوشبین،
شخصیت نمایشی آنها را برابر با شخصیت واقعیشان دیدهاند، پایشان به خارجه که میرسد
ناگهان یک طور دیگر میشوند، مثلا در ملاعام بیحجاب میشوند! این اتفاقها قبلا
هم میافتاد اما آنقدر رسانهای نمیشد که مهم باشد؛ ولی امروز تبدیل به ابزار
غارتگری فرهنگ شده است.
بازی حمایت صنفی در این حوزه غوغا میکند تا طی یک دعوای
زرگری بین سلبریتیهای شُلفرهنگ و سلیطههای فرهنگکُش، بیقانونی فرهنگی، نه فقط
عادیسازی بلکه اجباری و افتخارآمیز شود. یک عده فلان خانم بازیگر دو چهره را خائن
به اهداف برهنگی دانسته و عدهای دیگر بیحجاب گشتن او در خارج از کشور را جزو زندگی
خصوصی توصیف میکنند که نباید در آن فضولی کرد. بخشی از مردم هم باور میکنند که
نباید فضولی کرد! درحالیکه باید حواسشان باشد که قرار است برداشتن نقاب به نفع
کفر، به خیابانهای خودمان کشیده شود. اول بیحجابی بازیگر در خارجه و بعد انتشار
عکس بیحجاب توسط دوستش به بهانه حمایت از وی در داخله! از همین نقطه به بعد است
که باید منتظر خاوریهای فرهنگ بود که غارتگری بزرگشان را کلید بزنند.
در این بین عدهای نیز خواسته یا ناخواسته به دوقطبی دزدی
مال و دزدی ایمان دامن میزنند تا به اسم ارزشمندی توجه به اولی، دومی را بیارزش جلوه
دهند. از نظر آنها آنقدر که دزدی مال مردم مهم است دزدی ایمان و اعتماد مهم
نیست. درحالیکه به خاطر این رویکرد، مهار غارتگران اموال مردم نیز حتما شکست
خواهند خورد. خاوری قبل از آن که مال مردم را بدزد بازیگری بود که ایمان و اعتماد
یک مشت سهلانگار را دزدید. نمیشود که خاوری با چفیه بد باشد و مثلا فلان
«اسکندری» با شال، خوب!
البته که زندگی خصوصی همه مردم به خودشان ربط دارد اما وقتی
کسی دارای جایگاه اجتماعی شد حتما باید منتظر رصد، قضاوت و برخورد افکار عمومی باشد
حتی اگر روی صندلی هیچ دادگاهی ننشیند. اگر قانونشکنی مد شود و جریان ضدفرهنگ با
تسامح عوام و خواص عدالتخواه که عدالتطلبی را فقط در حوزه اقتصاد میبینند ادامه
پیدا کند دامنه نفاق به کفر و سلطه کجدستان خواهد رسید. این کشتی هر جایش سوراخ
شود غرق میشود.