
یاسمین رضوی
تقریبا همهمان میدانیم که علاوه بر استعداد و پشتکار برای موفق شدن نیاز به یک مؤلفه دیگر هم داریم و آن اعتماد به نفس است. معمولا درباره خودمان قضاوتی راجع به اعتماد به نفس داشتن یا نداشتن داریم. اگر کسی ازمان بپرسد چرا احساس میکنیم اعتماد به نفسمان پایین است، مثالهایی میزنیم مثل اینکه «من در جمع نمیتوانیم خوب صحبت کنم» یا «فکر میکنم در کارم آنقدرها خوب نیستم و از پس آن بر نمیآیم»، «از قیافهام راضی نیستم» «چاقی اعتماد به نفسم را گرفته» و مثالهای دیگری از این دست که نشان میدهد چیزی بر سر راه احساس رضایت و موفقیت ما مانع شده است.
همهمان هم تلاش میکنیم آن را به دست آوریم یا بازیابیاش کنیم. برخی از ما مسیر را اشتباه میرویم، یعنی برای به دست آوردن اعتماد به نفس تنها به یک بعد از تواناییهایمان تکیه میکنیم، مثل اینکه تلاش کنیم با لاغر شدن، جراحیهای زیبایی یا آرایش کردن اعتماد به نفسمان را بازیابی کنیم، این در حالی است که اعتماد به نفس یک مسأله چند بعدی است و برای آنکه به دستش آوریم نیاز است فعالیتهایی را در طول روز تمرین کنیم که تنها به ظاهر و شکل و شمایلمان محدود نمیشود. در ادامه میخواهیم از چند گام ساده و روزمره برای تقویت اعتماد به نفس صحبت کنیم. گامهایی که همه میتوانیم آن را در طول روز تمرین کنیم. با ما همراه باشید
اعتماد به نفس چیست؟
این ترکیب آنقدر تکرار شده است که کمتر به معنا و مفهوم آن فکر میکنیم. دیکشنری وبستر در تعریف اعتماد به نفس مینویسد: اعتماد به نفس یا Self-Confidence به این معناست که یک نفر به توان و توانمندیهای خودش باور و اعتماد داشته باشد.
و گروهی از روانشناسان آن را «یک ویژگی انسان در زمینه شناخت او از خودش، که نشانه بالا بودنش این است که انسان، خود را ارزشمند و توانمند میداند» تعریف کردهاند.
بنابراین اعتماد به نفس به زبان ساده یعنی اینکه تواناییهایمان را باور داشته باشیم و به تمام آنچه هستیم احترام بگذاریم و البته همین مسأله باعث میشود ما به موفقیتهایی برسیم و از نظر شخصیتی چنان رشد کنیم که به افزایش اعتماد به نفسمان هم کمک قابل توجهی میکند.
نحوه ایستادن
بیایید از ظاهر شروع کنیم. شاید باورتان نشود اما اگر ظاهرمان با آنچه میخواهیم در تضاد باشد، در مسیر رسیدن مانعی ایجاد میشود. این یعنی چه؟ یعنی اینکه اگر میخواهید آدم شادی باشید، باید از ظاهرتان شروع کنید و لبخند زدن را تمرین کنید. اگر میخواهید آدم با اعتماد به نفسی باشید، ظاهرتان هم باید آن را نشان بدهد. پس صاف بایستید. کمرتان را خم نکنید. چانه را جلو بدهید و سر را بالا بگیرید. خمیده و قوز کرده راه رفتن و ایستادن، نشانه آدمهای بسیار خجالتی و کم اعتماد به نفس است. از امروز به نحوه ایستادن و راه رفتن خودتان دقت کنید. البته مدل پیشنهادی ما را با تفاخر اشتباه نگیرید.
مهارت آموزی
ما، تقریبا برای اغلب اتفاقات خوبی که میخواهیم برایمان بیفتد و تمام رشد و کمالی که به دنبالش هستیم، نیاز به آموزش داریم، نیاز به یادگیری، پس عجیب نیست که در تمام یادداشتهایمان از شما بخواهیم از همین امروز شروع کنید و مهارتی تازه را یاد بگیرید. مهم نیست که این مهارت چیست، چه محتوایی دارد و دیگران دربارهاش چه قضاوتی میکنند. مهم نیست که مهارت مورد نظر شما آشپزی است، خیاطی است، نقاشی، رانندگی کردن است یا معماری و پزشکی و... است. مهم این است که آموختن و مهارت داشتن شما را نسبت به تواناییهایتان آگاه میکند و اعتماد به نفستان را افزایش میدهد. البته این اولین فایده آموختن است اما تنها سود آن نیست.
منظم باشید
نظم، به آدم آرامش و اعتماد میدهد. افرادی که دفترچه کوچکی دارند و کارهایشان را یادداشت میکنند، آنهایی که خانه و زندگی مرتبی دارند و اتاق و کمد لباسهایشان از شدت آشفتگی در حال انفجار نیست، هم آرامترند و هم اعتماد به نفس بیشتری دارند.
با خودتان نگویید «پخت و پز و رسیدگی به بچه که دیگر برنامهریزی نمیخواهد، این کار روتین هر روزهام هست و از صبح که بیدار میشوم انجامش میدهد»
برنامهریزی باعث میشود ساعات خالی روز را پیدا کنید. وقتهایی که انرژیتان به خاطر یک کار بیفایده هدر میرود را شناسایی کنید. برنامهریزی به شما کمک میکند برای خودتان وقت بگذارید و احساس مفید بودن داشته باشید.
خانم خانهداری را تصور کنید که هر روز صبح تا چشم باز میکند موبایلش را دستش میگیرد و شروع میکند به چک کردن شبکههای اجتماعی و تا به خودش بیاید، دو سه ساعت از بهترین زمان روزش را از دست داده است و چیزی هم به دست نیاورده و حالا گمان میکند که از کل روز عقب مانده است و میخواهد بدو بدو به همه چیز برسد. آشفته و پریشان است. در حالی که میتوانست آن دو سه ساعت ابتدایی را به کارهای مهمتری برسد و چک کردن شبکههای اجتماعی و موبایل گردی را به ساعات مرده روز مثل «ظهر» موکول کند.
تجربههای نو
حاشیه امنی که برای خودمان ساختهایم باعث میشود احساس امنیت داشته باشیم. خانه، اتومبیل، مسیر رفت و آمد مشخص، مدرسه خوب برای بچهها، فروشگاه رفتن و همان اجناس همیشگی را خریدن. حاشیههای امن معمولا ما را از روبرو شدن با شرایط تازه برحذر میدارند. در واقع آنقدر در این حاشیه ماندهایم که میترسیم قدمی فراتر بگذاریم، حتی از اینکه در یک کلاس آموزشی شرکت کنیم ابا داریم و دلمان شور میزند. از امروز شروع کنیم و تجارب جدید برای خودتان بسازید. کوچک و بزرگ بودنش به خودتان بستگی دارد. اما روبرو شدن با چیزهای تازه حتی اگر عوض کردن مسیر رفت و آمد به خانه باشد، میتواند اعتماد به نفستان را افزایش دهد.
صحبت کردن
ابتدای بحث، گفتیم که بد نیست اعتماد به نفس را از ظاهرمان آغاز کنیم و درباره نحوه ایستادن صحبت کردیم. اکنون میخواهم درباره نحوه صحبت کردن با دیگران، مطلبی کوتاه بگویم، اگرچه که این مبحث، خودش میتواند یک نوشته طولانی و تمرینی عمیق باشد.
سعی کنید هنگام صحبت کردن با دیگران ارتباط چشمی برقرار کنید. به چشمهای طرف مقابلتان نگاه کنید و لبخند بزنید. این تمرین را از همین امروز با همسر و یا پدر و مادر و فرزندانتان آغاز کنید. آدمهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند، معمولا از برقرار کردن ارتباط چشمی با دیگران گریزانند. همچنین هنگام صحبت کردن از دستهایتان کمک بگیرید. با صدایی رسا کلمات را کامل ادا کنید. بریده بریده و ناقص و آرام صحبت کردن خاص آدمهای بیاعتماد به نفس است. جلوی آینه بروید و هر از گاهی برخی کلمات پر کاربردتان را تکرار کنید. به طور مثال چطور همسرتان را صدا میزنید، چطور سلام و احوالپرسی میکنید، ببینید و تمرین کنید.
توانایی هستند که فراموش شدند
همان حاشیه امنی که برای خودمان ساختهایم و حسابی بهش تکیه کردهایم، باعث میشود فراموش کنیم قبلا چه بودهایم و چه تواناییهایی داشتهایم و چه کارهایی در زندگیمان انجام دادهایم. خانم خانهدار خمود و بیاعتماد به نفسی را میشناسم که در دوره دانشجوییاش یکی از توانمندترین افرادی بود که میشناختم، سرزنده و پر اعتماد به نفس و هر کجا که قدم میگذاشت ایده و نشاط با خود میبرد. یک کاغذ و قلم بردارید و تواناییهایتان را از ابتدا تا الان بنویسید. اینکه میتوانید در عرض دو ساعت، یک مهمانی سی نفره و پیشبینی نشده را به خوبی اداره کنید، توانایی بزرگی است که کمتر کسی از پس آن بر میآید. اینکه هنوز که هنوز است با تمام مشغلههای زندگی اهل زبانآموزی هستید یا مطالعه و کتابخوانی را از یاد نبردهاید، توانایی است. همه را بنویسید و با خودتان مرور کنید.
آهسته و پیوسته
اعتماد به نفس یک شبه به دست نمیآید، اما میشود از همین الان برای به دست آوردنش تلاش کرد و تمرین و مرور دائمی داشت. به فردا موکولش نکنید و تمرینهایش را هر روز انجام دهید. با برنامهریزی قبلی.