کد خبر: ۳۷۳۸
۱۳۹۹/۰۴/۲۵ ۱۶:۱۷

خانه‌ای که در آن سگ هست، ملائکه داخل نمی‌شوند

حجت‌الاسلام و المسلمین فرحزاد

حدیث داریم قابل توجه عزیزانی که در خانه سگ دارند. البته برای ما رفت و آمد اشکال ندارد. ولی سگ هم چند نوع داریم. یک سگ برای گله است. یک سگ برای نگهبانی است. سگی که تعلیم می‌دهند برای زنده‌یاب و کارهای دیگر هستند. این‌ها فرق می‌کند. فایده‌ای دارد. ولی این سگ‌هایی که فقط می‌خواهند انس بگیرند، سگ خطرناک است. در خارج این فاجعه دارد اتفاق می‌افتد. افرادی که با سگ رفت و شد می‌کنند شاید یک جهت که نهی شده برای این است که ملائکه در خانه‌ای که سگ است، غیر از سگ‌های استثنایی داخل نمی‌شوند. یک حالت انس و محبتی ایجاد می‌شود و فراوان این اتفاق افتاده که سگش را از بچه‌اش از خانمش و از نزدیکانش بیشتر عشق‌ورزی می‌کند. یکی از بزرگان می‌فرمود: در خارج بارندگی شروع شد اول سگش را در جایی محفوظ کرد و بعد بچه‌اش را برد. یک انسی می‌آورد که آدم از باقی چیزها فراموشی می‌گیرد. لذا غیر از سگ‌های استثنایی نباید با سگ مأنوس شویم. در روایت داریم «لا یدخل الملائکه بیتٌ فی کلبٌ» خانه‌ای که در آن سگ هست، ملائکه داخل نمی‌شوند. «وَ تَحْضُرُهُ اَلشَّيَاطِينُ» شیاطین در آن خانه می‌آیند.

اهمیت زیارت امام حسین‌علیه‌السلام

امام صادق‌علیه‌السلام فرمودند: کسی توان رفتن به زیارت کربلا را دارد ولی اهمیت نمی‌دهد و نمی‌رود. اگر مؤمن و باتقوا است، حلال و حرام را مراعات می‌کند و اهل بهشت است، بهشتی که جاودانه آدم می‌خواهد با ابدیت در آن زندگی کند. حدیث داریم یک مؤمن می‌تواند تمام کره زمین را مهمان کند. آن‌جا اراده کار می‌کند همه چیز حاضر است. اراده می‌کند صد هزار غذا آماده است. «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ‏ فَيَكُونُ‏» (یس/82) پرنده دارد پرواز می‌کند میل پیدا می‌کند، بریان شده جلویش حاضر است. عالمی دیدنی است. خدا را به حق حضرت زینب‌سلام‌الله‌علیها قسم می‌دهیم داغ جهنم را به دل همه بیننده‌ها و شنونده‌ها بگذارد و داغ بهشت را بر دل هیچ‌کدام از ما نگذارد.

آن‌ وقت بعضی هستند عمل صالح دارند و مؤمن هستند، اهل بهشت هستند ولی می‌توانستند بروند زیارت کربلا و نرفتند. امام صادق فرمود: این‌ها در بهشت خانه ندارند. نه یک سال و دو سال، میلیاردها سال، برای ابدیت اگر آدم خوبی است، مؤمن است، آدم خوب ولی در بهشت خانه ندارد. پس آن‌هایی که می‌توانند بروند، بروند.

صلوات و حضور ملائکه

در راستای این‌که ملائکه زیاد جایی رفت و شد می‌کنند، امام صادق‌علیه‌السلام فرمود: وقتی اسم پیغمبر، ذکر پیغمبر می‌شود زیاد صلوات بفرستید «مَنْ صَلَّي عَلَي النَّبِيِّ‌صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم صَلاةً وَاحِدَةً صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ أَلْفَ‏ صَلاةٍ فِي أَلْفِ صَفٍّ مِنَ الْمَلائِكَةِ» (كافي، جلد 2، صفحه 492) کسی یک‌بار بر پیامبر صلوات بفرستد، خدای متعال هزار صلوات رحمت نازل می‌کند و هزار صف از ملائکه به صلوات فرست درود و صلوات می‌فرستند.

..................................................

حجت‌الاسلام و المسلمین قرائتی

صله‌رحم

صله‌رحم چند فایده دارد. یکی این‌که کسی که صله‌رحم می‌کند محبوب خداست. این‌ها همه در احادیث آمده است. محبوب نزد مردم است. رزق انسان زیاد می‌شود. فقر را برطرف می‌کند. عمر انسان اضافه می‌شود. آبادی شهرها در اثر صله‌رحم است. روز قیامت حساب انسان آسان می‌شود. انسان از گناه پاک می‌شود. از مرگ‌های تلخ نجات می‌یابد. انبساط خاطر، رشد عقل، رشد محبت، منتهی این صله‌رحم باید بار داشته باشد.

امتحانات الهی

مردم در مقابل امتحان چهار دسته هستند. گروهی توان ندارند جیغ می‌زنند. «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعا» (معارج/20) افرادی در مقابل امتحان جیغ می‌زنند. افرادی در مقابل امتحان تحمل می‌کنند. افرادی به سراغ کارهای سخت می‌روند. مثل پیاز، وقتی بچه پیاز می‌خورد جیغ می‌زند. بزرگ می‌شود صبر می‌کند، بزرگ‌تر که می‌شود پول می‌دهد می‌خرد. یک پیاز است ولی هر دهانی و هر انسانی یک جور است. بچه دندانش را روی فلفل می‌گذارد دور می‌اندازد. بزرگ می‌شود دور نمی‌اندازد. بزرگ‌تر می‌شود پول می‌دهد فلفل می‌خرد. بعضی‌ها نسبت به سختی‌ها جیغ می‌زنند، یک عده «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِين‏» (بقره/155) صبر می‌کنند. بعضی هم سراغ جبهه می‌روند. قرآن یک آیه دارد می‌گوید: نزد پیغمبر می‌آمدند و می‌گفتند: اسب و شمشیر بده جبهه برویم. پیغمبر گفت: اسب ندارم، شمشیر ندارم، گریه می‌کردند که چرا جبهه نمی‌روند. یک عده هم از جبهه فرار می‌کنند.

اهمیت قصه

یکی از سرگرمی‌های خوب همین مسأله قصه است، ما به دنیای قصه وارد نشدیم. در قرآن نزدیک به سیصد قصه هست. اگر شأن نزول‌ها را هم بگیریم شاید بیشتر هم باشد. قصه‌های قرآن... در تاریخ و جغرافی، بیشترین کتابی که فروش می‌رود کتاب قصه است منتهی قصه‌ها باید خیلی عمیق باشد. مطهری باید قصه بنویسد. چون گاهی ما یک قصه نقل می‌کنیم، این قصه بدآموزی دارد. قصه گفتن هنر می‌خواهد. خدا گفته: «نحنُ نقص» من قصه می‌گویم. شما می‌خواهید همکار خدا شوید. «نحن نقص بالحق» قصه‌های من حقیقی است، بافتنی نیست. یافتنی است.

خدا رحمت کند یکی از علما بود، من یک چیزی گفتم، خیلی خوشش آمد. تا مرا دید گفت: آقای قرائتی عجب حرف قشنگی زدی. بافتی یا یافتی؟ اگر بافتی چه خوب بافتی و اگر یافتی چه خوب یافتی! لذا مرحوم مطهری گفته: داستان راستان! یعنی راست باشد. بعضی قصه‌ها دروغ است. قصه باید مختصر باشد، دوم این‌که عبرتی درونش باشد.

گزارش خطا