کد خبر: ۳۶۹۹
۱۳۹۹/۰۴/۲۴ ۱۱:۰۷
آموزش بخشندگی به کودکان

دست‌های سبز

مریم کمالی نژاد

شاید اگر کودکانمان در یک محیط ایزوله و بدون هرگونه ارتباط اجتماعی و تربیتی بزرگ می‌‌شدند، بخشندگی و سخاوت بخشی از ذات پاکشان بود و نیازی به آموزش و مهارت خاصی هم نداشت. البته این فرض، آن‌قدر بعید است که حتی نمی‌توان به آن فکر کرد. چرا که فرزند انسان از همان لحظه‌ به دنیا آمدن محیط‌های گوناگون را تجربه می‌‌کند و تحت تربیت قرار می‌گیرد. با ترس‌ها و تجارب والدینش آشنا می‌شود و خودش تجاربی را از سر خواهد گذراند که خوب و بد شخصیتش را تشکیل می‌دهد. پس همان‌قدر که معتقدیم بشر در ذاتش، بخشندگی دارد و از آن لذت می‌برد، گمان می‌کنیم که برای داشتن فرزندی سخاوتمند و گشاده‌دست، نیاز به آموزش و تربیت صحیح نیز، هست. پس اگر شما هم دلتان می‌خواهد از کودکی بخشندگی را با فرزندتان تمرین کنید، با ما همراه باشید.

چرا بخشندگی؟

شاید با خودتان بگویید آن‌قدرها هم مهم نیست که فرزندی سخاوتمند تربیت کنم، به هر حال همین که در این اوضاع جهان بتواند گلیم خودش را از آب بکشد، کفایت می‌کند. یا این‌که معتقد باشید کمک کردن به دیگران، باعث تنبل و بی‌مسئولیت شدنشان می‌شود و هرکسی مسئول زندگی خودش است و بچه باید از مالکیتش حسابی محافظت کند. تمام این اعتقادات نشان می‌دهد که تنها از سمت خودمان و آنچه از دستمان می‌رود به بخشندگی نگاه کرده‌ایم و به کارکرد سخاوت و بخشندگی در زندگی شخصیمان بی‌توجه بوده‌ایم و یا لذت آن را نچشیده‌ایم. تحقیقات روانشناسان می‌گوید کمک به دیگران از بهترین راهکارها برای حفظ روحیه و سلامت روان و ایجاد حس شادی و نشاط در زندگی است و عجیب نیست که این احساسات مثبت و سرزندگی و شادمانی بر سلامت جسمانی‌مان هم اثرگذار باشد.

وقتش نشده

کودکان از حدود دو سالگی، مالکیت را متوجه می‌شوند. درست در همین سن و سال است که بچه هر چیزی را که شباهتی به وسایل خود یا والدینش داشته باشد، به سختی از دست و بال دیگران در می‌آورد، می‌خواهد چادر گل گلی خاله‌اش باشد یا موبایل عمویش که شبیه موبایل پدرش است. او به هر حال مالکیت را فهمیده و می‌خواهد از آن محافظت کند و بسیار از او می‌شنویم که دارد با بچه‌های دیگر بر سر وسایل، اسباب‌بازی و خوردنی‌هایش بحث می‌کند. «این چادر مامان خودمه» «کفش‌های من رو پات نکن» و...

در این سن و سال سعی نکنید که بچه را مجبور به بخشیدن خواستنی‌ها، وسایل و خوردنی‌های دلخواهش کنید و از این‌که فرزندتان آنقدر به اسباب‌بازی و خوردنی‌هایش چسبیده که بدجنس به نظر می‌رسد و حتی حاضر است به خاطر آن با دیگران دعوا کند، نگران نباشید. این امری طبیعی است. نه کودک را مجبور به بخشش کنید و نه او را بابت این مسأله سرزنش کنید.

مهمتر از آموزش

ممکن است با فرزندتان در باب بخشندگی گفتگو کرده و حتی با خرید هدیه یا کلامی تشویقش کنید اما باز هم چندان تمایلی به سخاوت و بخشندگی نشان ندهد. راز داستان در چشیدن لذت بخشندگی است. شما باید شرایطی را فراهم کنید که فرزندتان احساس رضایت از خود، خوشحالی از شاد شدن و برطرف شدن نیاز، نیازمند و... را بچشد. اجازه دهید. چنین تجاربی و لذت بخشندگی هرگز از خاطر کودک شما محو نخواهد شد.

الگوی مناسبی باشید

اگر از آن آدم‌های دست بسته و به عبارتی خسیس هستید که ابدا برایتان اهمیتی ندارد، همنوعانتان در چه وضعیتی به سر می‌برند، پس نباید توقع داشته باشید که فرزندتان سخاوتمند از آب در بیاید. حتما الان با خودتان می‌گویید که چنین والدینی قطعا ایده‌آلشان این است که فرزندشان هم مثل خودشان باشد، چرا که معتقدند بخشندگی نوعی سادگی مذموم و از دست دادن است و آدم باید تیز و باهوش و باسیاست در امور اقتصادی رفتار کند. اما شک نکنید که همین والدین زمانی که نیاز به دستگیری فرزندانشان داشته باشند، در تنگدستی یا میانسالی و پیری، از تفکرشان پشیمان می‌شوند. یا ممکن است هرگز متوجه نشوند که آنچه از استرس، اضطراب و گرفتگی روحی نصیبشان شده می‌توانست با بخشندگی التیام یافته و درمان شود، اما دریغ کردند.

چطور ممکن است ما زلزله‌زدگی، سیل، فقر، بی‌خانمانی و هزار محرومیت دیگر را در اطرافمان ببینیم و بی‌تفاوت باشیم. چطور مطمئنیم که خود ما هرگز در چنین شرایطی قرار نخواهیم گرفت؟ بخشندگی بخش مهمی از کنش‌های اجتماعی است.

همدلی کردن

قرار نیست آن‌قدر از فقر دیگران بگویید تا بچه دچار عذاب وجدان و تلخی شود، اما گاهی با کودکتان در مورد حقایق و محرومیت‌های موجود در جهان هم با او صحبت کنید. البته صحبت کردن با کودک، قبل از سنین دبستان، چندان فایده‌ای ندارد، چرا که او هنوز همه چیز را بخشی از وجود خودش می‌داند و درست نمی‌تواند خودش را جای دیگران گذاشته و همدلی و همدردی را تجربه کند. پس از آن می‌توانید با مثال‌های لطیف و مناسب کودکتان را به همدلی کردن و سپس بخشندگی و کمک‌رسانی، تشویق کنید.

گام‌های اول

ترس از دست دادن و ترس از آینده، از موانع مهم بخشندگی محسوب می‌شوند. کودک با خودش فکر می‌کند اگر لقمه غذایش را با دوستش شریک شود، ممکن است گرسنه بماند، یا به قدر کافی نتواند از چیزی که دوست دارد بخورد. زمانی که پیش‌بینی می‌کنید شرایط ممکن است طوری پیش برود که فرزندتان خوراکی‌اش را با دیگری شریک بشود، از آن غذا، کمی بیشتر با کودک همراه کنید. به طور مثال، وقتی قرار است به دوستانتان به پارک بروید و میوه مورد علاقه کودک را می‌برید، کمی بیشتر و به تعداد همه بچه‌ها ببرید و از فرزندتان بخواهید میوه‌ها را به دوستانش بدهد.

گام درست

صحبت از نداری و وضعیت بد اقتصادی، بحث داغ این روزهاست. بی‌آن‌که حواسمان باشد گوش‌های تیز بچه‌ها و نگاه‌های پرسشگر و ذهن کوچکشان دارد مدام ما را دنبال می‌کند و حرف‌های ما چطور ممکن است ترس و عدم امنیت و نگرانی را به دلشان بیندازد. جلوی بچه‌ها زیاد از نداری نگویید. خواسته‌های بچه‌ها در کودکی آن‌قدری نیست که نتوانیم از پسش برآییم. به کودکتان بگویید «من همیشه کنارت هستم و از تو محافظت می‌کنم، ما آن‌قدر پول داریم که بتوانیم از خودمان مراقبت کنیم و ما هم کار می‌کنیم و پول بیشتری نصیبمان می‌شود» اگر کودکتان دچار ترس از آینده نامعلوم و ترس از فقر شود، دیگر نباشد ازش توقع بخشش و سخاوت داشته باشید.

لباس و اسباب‌بازی

جشن تولد که تمام می‌شود، اتاق کودک پر می‌شود از لباس و اسباب‌بازی‌های رنگارنگ که بعید نیست بخشی از آن‌ها تکراری باشد. کودک تمایل دارد حتی تکراری‌ها را باز کند و یا آن را جایگزین اسباب‌بازی قدیمی‌ترش کند، برایش توضیح بدهید که تو یکی شبیه همین داری، اگر این را به یک بچه دیگر بدهی، خیلی خوشحال می‌شود، دوست داری یکی دیگر هم مثل تو خوشحال باشد؟

به کودکتان یاد بدهید که آنچه استفاده نمی‌کند را ببخشد. به همین راحتی این را به سبک زندگی‌اش تبدیل کنید.

از کتاب و شعر کمک بگیرید

از کتاب‌ها کمک بگیرید. شعر و داستان‌های کودکانه می‌توانند بچه‌ها را بسیار کمک کنند. درونی کردن یک فضیلت اخلاقی می‌بایست از راه‌های مختلف تقویت شود و شعر و داستان یک راه بسیار مؤثر در تربیت کودکان است.

کار خیر را به سبک زندگیتان تبدیل کنید

کار خیر را به بخشی از زندگیتان تبدیل کنید. صدقه‌های گاه و بی‌گاه که آن را هم صرفا جهت رفع بلا سراغش می‌رویم و نه چیزی دیگر، از ما انسان‌های سخاوتمند و بخشنده نمی‌سازد. سعی کنید ماهانه و به طور منظم به یک خیریه کمک کنید. کودکی نیازمند را تحت حمایت مالی قرار دهید و البته زمانی که کار خیر انجام می‌دهید فرزندتان را با خودتان همراه کنید. مطمئن باشید صحبت از این کارها جلوی کودک، ریا محسوب نمی‌شود. اجازه دهید که این امر، رفتاری جاری در زندگی‌اش باشد.

گزارش خطا