
نیلوفر حاج قاضی
تقریبا تا یک دهه پیش معتاد موجودی ترسناک بود. اگر فرد مفلوک خم شدهای را با لباس مندرس و چرک میدیدیم تکان میخوردیم و سعی میکردیم راهمان را طوری کج کنیم که با فاصلهای اساسی از سوژه مورد نظر، از کوچه عبور کنیم. اما این روزها اعتیاد به شکل چشمگیری تغییر ماهیت داده است. زندگیهای اشرافی و تک فرزندی فرزندان، اشتغال تمام وقت والدین، رواج تجرد و خانههای مجردی، کنجکاوی و پذیرفتن ریسکهای خطرناک، آزادی ولنگارانه، اعتماد زیاد و رواج دوستیهای خیابانی بستری را فراهم آورده تا اعتیاد از شکل مفلوک آن به شکل اعیانیاش ظهور و بروز پیدا کند. اما دخترانه شدن اعتیاد، پایین آمدن سن اعتیاد و رواج مصرف مواد مخدر در مدارس فاجعهای است که هر چه قدر برایش جیغ و فریاد سر دهیم باز هم کم است.
شروع
روزنامه ایران نوشت: «چند روز پیش ستاد مبارزه با مواد مخدر آمارهایی از نرخ اعتیاد دانشآموزان اعلام کرد که بر اساس آن هماکنون حدود ۲ درصد از دانشآموزان مقطع دبیرستان دچار اعتیاد هستند. این میزان درصد در سال ۸۰ یعنی حدود ۱۷ سال پیش در میان دانشآموزان مقطع متوسطه دوم در حدود نیم درصد بود. هنوز راهکار و برنامه جدی برای پیشگیری آسیبهای اجتماعی در مدارس وجود ندارد».
حرفهای تکاندهنده نوجوانان معتاد
ـ آخرین بار که من کلاس دوم راهنمایی در مدرسه شیشه مصرف کردم مدیرمان متوجه شد و من را اخراج کرد. آن روز در سرویس بهداشتی شیشه مصرف میکردم که یکدفعه دیدم مدیر مدرسه بالای سرم است.
ـ من پدر ندارم. شوهر مادرم موافق حضور من در خانهاش بود اما وقتی از کارهایم با خبر شد، قبول نکرد من آنجا باشم. مادرم نیز از رفتارهای غیر عادی من فهمید که مواد مصرف میکنم. مادرم گفت: برو پیش خانواده مادربزرگت اما من نرفتم؛ از داییام خیلی میترسیدم و حاضر به رفتن به منزل مادربزرگم نشدم. در سن ۱۴ سالگی در تهران خانه مجردی گرفته بودم و مواد مخدر شیشه و هروئین خرید و فروش میکردم.
ـ علت اعتیاد من تو17 سالگی، سرکشی و فضولی زیاد است! دادن آزادی زیاد به من، اعتماد زیاد خانواده، تنهایی و خلأهای عاطفی از دیگر علل این همه خلاف است. البته به من محبت زیادی میشد اما هیچ کدام محبت مادر نمیشود!
ـ من پول مواد را به نام چیز دیگری از پدرم میگرفتم و به او دروغ میگفتم. هر بار بیست هزار تومان مواد از محله تهرانپارس میخریدم و در خانه و در اتاقم میکشیدم. وقتی مصرف میکردم وارد «فاز نظافت» شده، یکسره کار کرده و خانه را تمیز میکردم. وقتی شیشه مصرف میکنی حالت نظافت میگیری و دوست داری همه جا را نظافت کنی!
ـ ما بچه بودیم.گول خوردیم. این زندگی حق ما نیست. حق هیچ کدوم ما نیست. اولش شوخی بود. کسی هم نبود ما رو روشن کنه. خدا پدر معلم نمازم رو بیامرزه، اون منو یک روز کشید کنار گفت: چرا انقدر عصبی هستی؟ همهاش تو نمازخونه خوابی؟ چرا درس نمیخونی؟ من فرار میکردم، جوابش رو نمیدادم اما یک روز دلم رو زدم به دریا و بهش گفتم. گفتم که بدون شیشه اصلا نمیتوانم دوام بیارم. خیلی ناراحت شد. من رو به مشاوره منطقه آموزش و پرورش معرفی کرد، همه سعی کردند یک جوری کمکم کنن. اولش دلم نمیخواست مادرم بدونه اما باید ترک میکردم و لازم بود در جریان باشه. به مادرم گفتند، خیلی ناراحت شد. از اون روز تا الان اصلا خواب خوبی نداره و همهاش مراقب منه. مادرم خیلی بهم اعتماد داشت اما الان دیگه تا دستشویی هم تنها نمیرم. من از همراهی مادرم راضیم، چون هنوز خیلی وقتها فکر مواد سراغم میاد. اما بازم خوبه مامانم میدونه و کمکم میکنه.
آسیب پذیرترین سن در نوجوانان
کارشناسان میگویند: اغلب آسیب پذیرترین سن برای نوجوانان، سن ۱۲ تا ۱۳ سالگی است. امنیت دوران کودکی در این سن از دست میرود و بسیاری برای رسیدن به آرامش کاذب و کاهش احساسات رنجآور در اوایل نوجوانی به مواد مخدر روی میآورند. در جوامع معاصر، دختران در رده سنی ۹ تا ۱۳ سالگی، قاعدگی را تجربه میکنند. دخترانی که قبل از موعد به این واقعیات میرسند، نارضایتی بیشتری از ظاهر بدن و افزایش خودآگاهی نسبت به آن ابراز میدارند. این تغییرات ممکن است با اختلالات دیگری مثل افسردگی، میل به خشونت، تلقی منفی ازخود، ازدست دادن کنترل بدن، دلسردی و پرخاشگری همراه باشد. با توجه به این نکات، در این شرایط، خطر بالای اعتیاد بیش از هر زمان دیگر در کمین دختران نوجوان است؛ زیرا ممکن است الگو بودن والدین در قبال همسالان یا فرهنگ عمومی رنگ بازد یا ضعف اعتماد به نفس؛ خلأی ایجادکند که با موادمخدر پر شود و نوجوان به آرامش کاذب برسد.
مصرف گل بین دانشآموزان بیشتر شده است
رئیس کارگروه کاهش تقاضای اعتیاد کمیته مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص نظام میگوید:
روانگردانها از جمله گل، حشیش و آمفتامینها توسط برخی دانشآموزان مصرف میشود که ماده گل مصرفش بین دانشآموزان بیشتر است. بهتر است موضوع را اینگونه مطرح کنیم که چرا یک دانشآموز ۱۵ ساله به سمت مصرف مواد مخدر میرود. این موضوع را اگر بخواهیم باز کنیم با موارد مختلفی مواجه میشویم. یکی از موضوعات بحث ژنتیک است. همانطور که ژنتیک موجب میشود افراد به دیابت یا چاقی مبتلا شوند درباره اعتیاد هم این موضوع به لحاظ علمی ثابت شده است. موضوع بعدی بحث روحی ـ روانی نوجوان است. اگر نوجوانی مشکل روحی داشته باشد مثلا افسرده باشد یا اضطراب داشته باشد احتمال گرایشش به سمت موادمخدر بیشتر میشود. مسأله دیگر هم عوامل خانوادگی است. پدر و مادر معتاد و یا طلاق موجب میشود تا نوجوان علاقهمند به استفاده مخدر باشد. از سوی دیگر پدر و مادر سختگیر یا پدر و مادر بیتوجه هم نقش مهمی در این موضوع دارند. باید بگویم در اعتیاد دانشآموزی گروه دوستی و خانواده بسیار تأثیرگذار است.
عامل دیگر این که پیدا کردن موادمخدر برای دانشآموزان بسیار بسیار آسان شده است. شما به هر پارکی مراجعه کنید ساقی و مواد مخدر در دسترس است. دانشآموزان راحت این افراد را شناسایی میکنند. البته در کنار آسان بودن این مواد بسیار ارزان قیمت هم هستند. هر چه مواد ارزانتر باشد دانشآموزان راحتتر میتوانند آن را خریداری کنند.
نکته دیگر این که، دسترسی به مواد در دهه ۸۰ سختتر از دهه ۹۰ بوده است. این هم بدان علت است که حالا در هر جایی نوجوان میتواند مخدر را پیدا کنند. طبق آمارهای به دست آمده از استانهای کشور، زمان دسترسی به موادمخدر حداکثر بین ۳۰ تا ۴۵ دقیقه است. این برای برخی از دانشآموزانی که مصرف گل دارند کمتر است. به این موضوع هم توجه کنید یک زمان دانشآموز درگیر اعتیاد بود و به سختی میتوانست مواد را پیدا کند هماکنون شبکههای مجازی وجود دارد و فرد به صورت آنلاین سفارش مواد میدهد. مسأله مهم دیگر این است که قبح مواد مخدر شکسته شده است. یک روزی اگر دست نوجوانی سیگار بود افراد بزرگسال نگاههای خشمگینی به نوجوان داشتند تا جایی که این فرد جرأت نمیکرد در مکانهای عمومی سیگار به دست بگیرد هماکنون شما وارد پارک که میشوید انواع و اقسام بوهای مخدر به مشام میرسد و راحت میتوانید متوجه شوید که این نوجوانان گل میکشند یا حشیش مصرف میکنند. برای مردم مهم نیست که نوجوانان مواد مصرف میکنند آنها به راحتی از کنارشان میگذرند. فرقی هم ندارد. برخی از دانشآموزان دختر هم مثل برخی از دانشآموزان پسر رفتار پرخطر دارند. باید بگویم متأسفانه مصرف گل و ترامادول در بین دختران نوجوان هم بیشتر از قبل شده است.
از لحاظ بومی نیز، میتوان گفت وضعیت اعتیاد دانشآموزی در همه شهرها به یک اندازه است چرا که ساختارهای فرهنگی و اجتماعی در همه شهرها به هم ریخته است. با این حال در استانهایی که بیکاری، مهاجرت، فقر و حاشیهنشینی بیشتر باشد اعتیاد دانشآموزی هم به همان اندازه بیشتر است.
یکی دیگر از معضلات این که، وزارت آموزش و پرورش در زمینه اعتیاد دانشآموزی بسیار بسته عمل میکنند آنها باور ندارند که وضعیت در مدارس بحرانی شده است. من آمار ستاد مبارزه با موادمخدر را قبول دارم. معتقدم که اعتیاد دانشآموزی در پایه ابتدایی بسیار محدود است و در مقطع راهنمایی هم شیوع مواد بسیار زیاد گزارش نشده است اما در مقطع دبیرستان این ماده در بین برخی از دانشآموزان پرطرفدار است. ضمن اینکه آمارهای ثبت شده، فقط شامل آمار دانشآموزانی میشود که به مراکز درمانی مراجعه کردهاند و بسیاری از کسانی که اقدام به ترک نکردهاند در این آمار لحاظ نشدهاند. دلیل افزایش اعتیاد دانشآموزی در بین برخی از دانشآموزان دبیرستانی به این است که دانشآموز احساس بزرگی، غرور و شجاعت میکند. فکر میکند چون وارد این پایه شده است میتواند هر تجربهای داشته باشد. این در حالیست که وزارت آموزش و پرورش یک برنامه جامع برای توضیح خطرات مخدرها ندارد. برای ما مهم این است که ما وجود دانشآموزان معتاد را منکر نشویم تا بتوانیم برای درمانشان برنامهریزی کنیم.
توجه کنیم که در برخی سایتهای اینترنتی اطلاعات نادرستی درباره ماده مخدر گل و شیشه وجود دارد که میگوید این مواد اعتیاد آور نیست در حالی که شیشه و یا گل به شدت اعتیادآور است یا دیدهام که برخی نوشتهاند درمان اعتیاد به این ماده آسان است اما این موضوع حقیقت ندارد و درمان اعتیاد به گل سخت و طولانی است. به علاوه من دیدهام که در برخی سایتها، دانشآموزان داروی ریتالین را برای شب بیداری امتحان به هم توصیه میکنند در حالی که این ماده بسیار خطرناک و اعتیاد آور است.