
کبری فرشچی
ماجرای سند توسعه پایدار موسوم به ۲۰۳۰ و ارتباط آن با
تحدید جمعیت و زنان موضوعی است که شاید در نگاه نخست چندان توجهها را به خود جلب
نکند. سند توسعه پایدار یا همان ۲۰۳۰ سندی است که اغلب با مباحث آموزشی میشناسیم
این در حالی است که این سند ۱۷ هدف اصلی دارد و هر کدام از این اهداف
زیرگروههای فرعی متعددی دارد که بر مبنای اهداف پیشبینی شده برای آن تبیین و
تدوین شده است. هدف پنجم در این سند «دستیابی به تساوی جنسیتی و توانمندسازی همه
زنان و دختران» است؛ هدفی با ساز و کارهای خاص و آشنایی که هر از گاه از سوی
مسئولان حوزه زنان و خانواده و به طور خاصتر برخی چهرهها و نمایندگان زن مجلس از
تریبون رسانهها به گوشمان میرسد و برایمان ناآشنا نیست. مفاهیمی همچون تساوی زن
و مرد یا ضمانت دسترسی به بهداشت باروری و ازدواج کودکان رنگ و لعابی است که اهداف
واقعی این سند در زیر آن پنهان شده است. اهدافی نظیر تحدید نسل و تهدید سیمای
جمعیتی ایران!
با عبور از ۴۰ سالگی انقلاب و ورود به گام دوم رشد جمعیت و سیمای جوان کشور
یکی از چالشهای جدی است که جامعه ایرانی با آن مواجه است. آخرین نرخ رشد جمعیت
ایران ۲۴/ ۱ درصد است. این نرخ رشد در شرایطی ایجاد شده که جمعیت زنان در
سن باروری در سالهای اخیر با آمار ۲۲ میلیون نفری دو برابری زنانی است که در
سال ۶۵ در سنین باروری قرار داشتند اما موالید این نسل ۴/ ۱
به نسبت پتانسیل کاهش یافته است. (...) این اتفاقات، اما به خودی خود رخ نداده و
همگی تحت سناریوهای جمعیتی برنامهریزی شدهای در حال پیادهسازی است؛ سناریوهایی
که اگر همچنان با موفقیت ادامه یابد ترکیب سنی جمعیت کشور را در گام دوم انقلاب با
چالش مواجه میکند به خصوص اینکه مطابق تأکید رهبر معظم انقلاب جوانان ایرانی
بازیگران اصلی گام دوم انقلاب خواهند بود. سند ۲۰۳۰ یکی از سناریوهایی
است که به شکل غیرمستقیم به دنبال هدف تحدید جمعیت و تغییر سیمای جوان کشور است.
جالب اینجاست که برخی مطالبات فعالان حوزه زنان و طرحهای فراکسیون زنان مجلس
همخوانی عجیبی با اهداف سند توسعه پایدار دارد.
طرحهایی که در ۲۰۳۰ ریشه دارند
اگر به سراغ سند توسعه پایدار بروید وقتی به هدف پنجم این سند ۱۷
گانه و سند «دستیابی به تساوی جنسیتی و توانمندسازی همه زنان و دختران» میرسید در
ذیل نحوه اجرایی کردن این سند با راهکارهای مختلفی در حوزههای متفاوت مواجه میشوید.
نکته قابل تأمل در این میان سیاستگذاریهای مسئولان حوزه زنان و خانواده کشورمان
بر مبنای تمامی بندهای ذکر شده در سند ۲۰۳۰ است.(...)
هدف پنجم با طرحهایی آشنا!
با نگاهی به پنجمین هدف سند ۲۰۳۰ در حوزه برقراری تساوی میان زن و مرد و
توانمندسازی همه دختران به مواردی این چنین برمیخوریم؛ ریشهکنی همه اقدامات
زیانبار مانند ازدواج کودکان، ازدواج در سنین بسیار پایین، ضمانت دسترسی جهانی بـه
بهداشت باروری و جنسی و دسترسی به حقوق باروری در راستای توافقهای انجام شده در
جریان کنفرانس بینالمللی جمعیت و توسعه و اعلامیه و برنامه اقدام پکن، و بر مبنای
اسناد نهایی به دست آمده از کنفرانسهای بازنگری برگزار شده در این ارتباط.
مفاهیم به کار گرفته شده در این سند برای همه ما آشناست؛ از طرحهای تنظیم خانواده
و بهداشت باروری که اوضاع جمعیتی کشور را به مرز هشدار رسانده و ایران را به مرحله
سقوط جمعیت رسانده است تا افزایش حداقل سن ازدواج که در دل خود به شکلی نرم و
خزنده به دنبال اجرایی کردن تحدید سیمای جمعیت ایران است.
تناقض تعریف از سلامت مادر و فرزند در غرب و شرق
رویکردهای مورد توجه در اسناد بین المللی همچون ۲۰۳۰ و تعهدات با شعار
سلامت مادر و فرزند بر مقولاتی مانند فاصله لازم بین هر بارداری، حداکثر سن
بارداری به عنوان مهمترین موضوعات تأکید دارند و از توجه به سایر مسائلی که
پیرامون سلامت مادر و فرزند وجود دارد خودداری کردهاند. نتیجه اجرای این سیاستها
و شعارها چیزی نیست جز کاهش تعداد بارداریها و کاهش جمعیت.
توصیههای سازمان بهداشت جهانی درباره سلامت مادر و فرزند اغلب دلیل مرگ مادران و
نوزدان را بارداریهای مکرر میداند و کمتر به مسائلی همچون تغذیه و بهداشت میپردازد.
از سوی دیگر شعار جلوگیری از بارداریهای ناخواسته با راهکاری غیرمنطقی همراه است؛
سقط جنین!
این در حالی است که سقط جنین هم بر روی سلامت جسمی زنان تأثیر
منفی دارد و میتواند امکان بارداریهای بعدی را کاهش دهد و هم بر روی سلامت روحی
زنان تأثیرات منفی گستردهای دارد. با وجود این طی سالهای اخیر یکی از تأکیدات
سازمان جهانی بهداشت و اسناد این سازمان پیشگیری از بارداریهای زودرس و تسهیل سقط
جنین ایمن بوده است.
رفتارهای متناقض سازمانهای بینالمللی در جهان از تلاش سازمان ملل و سایر سازمانهای
زیرمجموعه آن همچون صندوق جمعیت برای کاهش جمعیت کشورهای اسلامی حکایت دارد. به
طور نمونه در برخی کشورهای غربی سن مناسب باروری را ۱۷ تا ۴۲
سال اعلام کردهاند، اما در کشورهای اسلامی این سن ۲۵ تا ۳۵
سال عنوان شده است!
زنان نوک پیکان اهداف برنامههای هزاره
زنان جوان تنها افرادی هستند که میتوانند مسئولیت به دنیا آوردن فرزند و ادامه
نسل را به عهده بگیرند. به همین خاطر هم هست که محور اغلب برنامههای بینالمللی
با اهداف تحدید و کنترل جمعیت زنان است؛ برنامههایی که نه به شکل آشکار بلکه با
بهکارگیری شعارهای پرزرق و برق و با طرح تساوی و برابری جنسیتی یا بهداشت مادر و
فرزند و بهداشت خانواده و باروری در کمین جمعیت کشورهای اسلامی نشسته آنهم در
شرایطی که کشورهای غربی هماکنون جذابترین و وسوسهبرانگیزترین مشوقها را برای
ترغیب خانوادهها به فرزندآوری تدارک دیدهاند و در این میان از چهرههای بانفوذ و
سلبریتیهایشان هم کمک گرفتهاند و میکوشند تا خانواده پرجمعیت این افراد را در
رسانهها به عنوان الگویی برای عامه مردم کشورهایشان به تصویر بکشند. اما در کشورهای
اسلامی همین ماجرا به شیوهای متفاوت بازنمایی میشود. (...)
نگرانی و سیاستهای پیشگیرانه غرب پیش از رسیدن به سال ۲۰۳۰
ساموئل هانتینگتون درباره نگرانیاش از افزایش جمعیت مسلمانان در جهان میگوید:
«جمعیت مسلمانان ۱۰ برابر جمعیت اروپای غربی افزایش یافته است و این تحول باعث
تغییر موازنه دینی در جهان میشود. مسلمانان ۱۸ درصد جمعیت جهان را
در سال ۱۹۸۰ داشتهاند و پیشبینی میشود این میزان در سال ۲۰۳۰
به ۳۰ درصد برسد.» حالا شاید بهتر بتوان درک کرد سند ۲۰۳۰
و اهداف هفدهگانهاش با چه چشماندازی طراحی شدهاند. بیتردید یکی از این چشماندازها
و برنامهها کنترل رشد جمعیت مسلمانان جهان است آنهم با ترفند شعارهای جذاب برای
زنان جوانی که مسئولیت اصلی ادامه نسل را بر عهده دارند. بدیهی جمعیت و به خصوص
جمعیت جوان اصلیترین دستمایه برای ساخت تمدن نوین اسلامی و دستیابی به اهداف بلند
ایران اسلامی در گام دوم است و تحدید جمعیت سدی ستبر در این مسیر ایجاد میکند.