کد خبر: ۳۶۸۹
۱۳۹۹/۰۴/۲۴ ۱۰:۵۹
به مناسبت 1 تیر و روند قانونی عزل بنی‌صدر

اغتشاشاتی که کلیدش در دست رئیس‌جمهور بود

عاطفه میرافضل

سخنرانی امام خمینی‌ره در روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری که با حدیث «حب‌الدنیا رأس کل خطیئه» آغاز شد از همان اول کار، نشان از اخطار و هشدار داشت و سرشار از معنا بود؛ متن حکم تنفیذ نیز حاکی از این بود که امام چند مورد را درباره بنی‌صدر از جمله تخلف بنی‌صدر از احکام اسلامی و قانون اساسی، وجود حس بدبینی بین متفکران و اندیشمندان نسبت به بنی‌صدر، ایجاد تفرقه و اختلاف، نزدیک شدن عملکرد بنی‌صدر به اعمال طاغوت، پیش‌بینی می‌کردند.

شروع

اولین انتخابات ریاست جمهوری نظام جمهوری اسلامی ایران، 3 ماه بعد از استعفای بازرگان در پنجم بهمن ماه 1358 برگزار شد. در این انتخابات، ابوالحسن بنی‌صدر توانست با کسب 11 میلیون رأی بر رقبای خود پیروز شود. رهبر کبیر انقلاب در تاریخ 15 بهمن 1358 طی حکمی، ریاست جمهوری را به بنی‌صدر تنفیذ کردند که قسمت‌ها‌یی از این حکم امام خمینی‌ره قابل تأمل است: تنفیذ و نصب اینجانب و رأی ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران... از قشر‌ها‌ی مختلف، خصوصا متفکران و اندیشمندان و احزاب اسلامی و سیاسی و قوای نظامی می‌خواهم با حسن‌نیت از ایشان و دولت اسلامی پشتیبانی نمایند و از تفرقه و اختلاف و کارشکنی بپرهیزند و تا ایشان بر محور عدل اسلامی عمل می‌کند و جانبدار مستمندان و مستضعفان هستند و از اعمال شبه طاغوت اجتناب می‌کند از همکاری و معاونت دریغ ننمایند.

اغتشاشات بحران‌زا

پاره‌ای از اتفاقات روز‌ها‌ی پر التهاب و بحرانی سال‌ها‌ی 1359 و 1360 را مرور می‌کنیم:

ـ 17 شهریور 59 بنی‌صدر به مناسبت سالگرد جمعه سیاه در میدان شهدای تهران سخنرانی کرد و روند بحران و تشنج را به طور علنی و آشکار پی گرفت. در این روز، بنی‌صدر جبهه‌گیری و صف‌آرایی علنی خود را در مقابل مجلس، دولت، حزب جمهوری اسلامی و در یک کلمه خط امام، به میان توده مردم کشاند و همه را دشمن خود قلمداد کرد.

ـ در 28 آبان 59 روز عاشورا بود؛ سیل جمعیت به میدان آزادی ریخته تا بشنود که این‌بار بنی‌صدر بعد از بیانات دو روز پیش امام و تعیین دقیق مرز‌ها‌ و معیار‌ها‌ در آن چه می‌گوید؛ امام هم گفته بود که در مراسم فقط نام امام حسین‌علیه‌السلام باشد و بس، اما ناگاه بنی‌صدر پیدایش شد و هوادارانش هم از جلوی جایگاه سوت و کف زدند و حرمت این روز را شکستند.

ـ نماز جمعه روز 7 آذر 59، آیت‌الله خامنه‌ای امام جمعه وقت تهران سکوت چند ماهه را شکست و دردمندانه از حقایق ناگفته سیاسی و نظامی پرده برداشتند، از اهمال‌کاری‌‌ها‌‌ و بی‌تدبیری‌‌ها‌‌یی که سرانجام به سقوط خرمشهر منجر شد، رویه مشکوک و غیرقابل توجیه رئیس‌جمهور در جایگاه فرماندهی کل قوا و اداره و سازماندهی جنگ که به نیرو‌ها‌ی داوطلب سپاه و بسیج سلاح واگذار نمی‌شد، و در برابر انبوه نمازگزاران از استخوان در گلو گفتند و صبری که شاید یک روز به انتها برسد.

ـ میتینگ نهضت آزادی روز 18 اسفند 59 برگزار شد؛ این میتینگ به منزله یکی از نقاط عطف در آشکار شدن پیوند لیبرال‌ها و منافقین پشت سر بنی‌صدر در مقابل جریان اصیل خط امام بود؛ این تجمع در استادیوم امجدیه و با سخنرانی چهره‌های شاخص نهضت آزادی مانند مهندس بازرگان، دکتر یزدی، دکتر سحابی و مهندس صباغیان برگزار شد؛ اعتراض به عملکرد اکثریت خط امامی مجلس، یکی از محورهای صحبت هر سه نماینده نهضت آزادی بود.

ـ 22 بهمن 59، تهران و دیگر شهرها رفته رفته صحنه آشوب و درگیری‌های خیابانی می‌شود و عرصه سیاسی رو به تشنج و بحران می‌رود؛ خشونت چماق به دستان در روز 18 بهمن در میدان آزادی 1 کشته و 1 مجروح به جا گذاشت؛ عناصر گروهک فدائیان اقلیت با پنجه‌بکس و چماق و چاقو به جان مردم افتادند. میتینگی در دانشگاه تهران، روز 14 اسفند 59 به مناسبت سالروز وفات دکتر مصدق، به صحنه بزرگ و بی‌سابقه‌ای از صف‌آرایی و رودررویی جبهه ائتلافی ضد انقلاب، چپ‌های آمریکایی و گارد شبه نظامی بنی‌صدر با مردم و توده‌های انقلاب و مدافع خط امام تبدیل شد. جمعیتی عظیم سراسر دانشگاه، زمین چمن و خیابان‌های اطراف را در بیرون فرا گرفته بود؛ جمعیت مثل انبار باروتی بود و هر لحظه امکان داشت با یک جرقه مشتعل شود؛ در جلوی پایگاه سخنرانی، دختر و پسر جوانانی حضور داشتند که نظم و هماهنگی در شعارها و همه حرکات و به خصوص لباس‌های متحدالشکلشان نشانگر یک انسجام تشکیلاتی از پیش سازماندهی شده بود و به نظر می‌آمد که غالب آنان از اعضای شبه نظامی مجاهدین خلق (منافقین) هستند؛ در وسط زمین چمن پلاکاردهایی با این نوشته‌ها به چشم می‌خورد، «چوب، چماق، شکنجه، دیگر اثر ندارد.»، «مسلمان به پا خیز، حزب شده رستاخیز»

پوسترهایی از دکتر مصدق در میان جمعیت خودنمایی می‌کرد؛ در خارج از دانشگاه و خیابان‌های جنوبی و شرقی زمین، گروه مخالف بنی‌صدر و معتقدان به خط امام شعارهایی با این عناوین سر می‌‌دادند، «ابوالحسن پینوشه، ایران شیلی نمی‌شه»، «مرگ بر لیبرال»، «تا مرگ شاه دوم، نهضت ادامه دارد» و پلاکاردهایی از تصاویر و بیانات امام خمینی بر ضد ملی‌گرایان، به دست آن‌ها‌ بود.

ـ ساعت 15:40 بنی‌صدر در میان سوت و کف زدن جمعیت به جایگاه آمد و خانمی یک حلقه گل به گردنش انداخت و شعار‌ها‌ی ضد حزب به اوج رسید؛ ناگاه با اصابت یک نارنجک و پرتاب سنگ، وضعیت بحرانی شد و با هدایت نیرو‌ها‌ی شبه نظامی مجاهدین خلق (منافقین)، جمعیت داخل زمین چمن نیز به دادن شعار‌ها‌ی جهت‌دار پرداختند، «بنی‌صدر افشا کن، بهشتی رو رسوا کن»، «بهشتی، بهشتی، طالقانی رو تو کشتی!» و... در این روز، شعار مرگ بر بهشتی ترجیع‌بند هیاهوی منافقان بود.

ـ بنی‌صدر در قسمتی از سخنانش در حالی که چند برگ و کارت شناسایی را به جمعیت نشان می‌داد، آن‌ها‌ را متعلق به افرادی از کمیته‌ انقلاب‌ اسلامی و حزب جمهوری‌ اسلامی خواند که به عنوان چماق‌دار دستگیر شده‌اند؛ پس از اعلام این مطلب، وی با شعار «سردسته چماق‌داران، بهشتی» مورد تشویق قرار گرفت؛ در این هنگام از ضلع و جلوی جایگاه، جماعتی پا به زمین کوبیدند و فریاد ‌زدند« «بنی‌صدر بنی‌صدر، حکم تهاجم بده» و «بنی‌صدر بنی‌صدر، اذن جهادم بده!» و سرانجام جواز حمله را از بنی‌صدر این گونه دریافت کردند که؛ «مردم! این‌ها‌ را از اینجا بیرون کنید. اینان را بیرون کنید.» و بعد پشت سرهم افرادی که صورتشان با ضربه‌‌ها‌یی شکافته و خونین شده بود، از دیوار شرقی به پایین پرتاب شدند؛ هرکس ریش داشت و اورکت آبی و سبز به تن داشت، به نشانه مرتجع بودن به باد کتک ‌گرفته شد.

ـ سرانجام در تاریخ 16 اسفند 59، از سوی امام امت در پاسخ به تلگرام بسیار مهم آیت‌الله العظمی گلپایگانی درباره حادثه پنج‌شنبه گذشته دانشگاه تهران که در آن «خواستار اقدام فوری و سریع ایشان، قبل از بروز فتنه‌‌ها‌ی خطرناک و حوادث غیرقابل پیش‌بینی» شده بودند، فرمان تاریخی شناسایی و مجازات عاملان حادثه پنج‌شنبه صادر شد؛ امام فرمودند، «باید گروه‌‌ها‌ و دسته‌‌ها‌ی منحرف بدانند که من با احساس تکلیف با آنان برخورد می‌کنم و به شرارت‌‌ها‌ی ضد‌ اسلامی خاتمه می‌دهم.»

انتقاد از عدم پایبندی به قانون

امام خمینی‌ره در پاسخ به تمام این تحرکات در سخنرانی خود فرمودند: «این مردم اسلام را می‌خواهند؛ اگر پایتان را از اسلام کنار بگذارید این طلبه که اینجا نشسته با کمال قوا با شما مخالفت می‌کند، من اول سال به آقایان عرض کردم که این سال خوب است، سال قانون باشد باید حدود معلوم بشود، آقای رئیس‌جمهور حدودش در قانون اساسی چه هست، یک قدم آن‌ور بگذارد من با او مخالفت می‌کنم، اگر همه مردم هم موافق باشند من مخالفت می‌کنم، نمی‌شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم، غلط می‌کنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد، نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، که ما شورای نگهبان را قبول نداریم، نمی‌توانی قبول نداشته باشی، مردم رأی دادند به این‌‌ها‌‌.»

عزل از فرماندهی کل قوا

ابتدا حضرت امام خمینی‌ره به دلیل خیانت‌‌ها‌‌ی بنی‌صدر به رزمندگان اسلام و انقلاب طی حکمی به شرح ذیل بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا عزل نمودند و پس از این حکم حضرت امام خمینی‌ره خود مسئولیت خطیر فرماندهی کل قوا را بر عهد گرفتند.

اعلام عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر توسط مجلس

مجلس شورای اسلامی نیز 11 روز پس از برکناری بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا، نظر خود مبنی بر نداشتن کفایت سیاسی او جهت ریاست جمهوری را به امام اعلام نمود.

عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری

حضرت امام‌ره بعد از دریافت نظر مجلس، سریعا طی حکمی بنی‌صدر را از ریاست جمهوری عزل نمودند، متن حکم امام به شرح ذیل است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

پس از رأی اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی مبنی بر این‌که آقای ابوالحسن بنی‌صدر برای ریاست جمهوری ایران کفایت سیاسی ندارد، ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم.

اول تیر ماه 1360 روح‌الله الموسوی‌الخمینی

به فاصله چند روز، بنی‌صدر با لباس و آرایش زنانه در حالی که در توالت هواپیما مخفی شده بود به فرانسه گریخت.

هدایت تا آخرین حد ممکن

حضرت امام‌ره بعد از فرار بنی‌صدر به فرانسه هم به دلسوزی‌ها‌ی پدرانه خود ادامه دادند و در سخنرانی خود ضمن بیاناتی پدرانه، گفتند: «من الان هم نصیحت می‌کنم آقای بنی‌صدر را به این‌که مبادا در دام این گرگ‌‌ها‌‌یی که در خارج کشور نشستند و کمین کردند بیفتید و این آبرویی که از دست دادید بدتر بشود؛ من علاقه دارم که تو بیشتر از این خودت را تباه نکنی؛ من علاقه دارم که همه اشخاصی که در این مملکت زندگی می‌کنند یک زندگی انسانی ـ الهی داشته باشند؛ چنانچه توبه کنی و برگردی و علاقه خودت را از این گروه‌‌ها‌‌ی مفسد، فاسد، جنایتکار، سلب کنی، و در یک کناری بنشینی مشغول تصنیف و تألیف بشوی، صلاح تو است، آن روز من در یکی از حرف‌‌ها‌‌ تنبه دادم که «حب‌الدنیا رأس کل خطیئه»؛ تمام خطا‌ها‌یی که از ما‌ها‌ صادر می‌شود روی این حب نفس و جاه و مال و منال است، اگر این کلمه را گوش کرده بودید و هوا‌ها‌ی نفسانی را زیر پا گذاشته بودید این‌طور نمی‌شد. «اما افسوس که این کلام نورانی پند بی‌حاصل و بیهوده به گوش نااهلان بود و این ماجرا هم چنان در ادامه است.»

منابع: تسنیم، باشگاه خبرنگاران جوان

گزارش خطا