کد خبر: ۳۶۷۳
۱۳۹۹/۰۴/۲۱ ۱۵:۵۸
روایت‌هایی از دیگر کشورها

از فرنگ

گردآوری و تنظیم: مریم سیادت

معمولا آواز دهل شنيدن از دور خوش است. خيلي از ما مشتاق زندگي در آنسوي مرزهاي جغرافيايي سرزمين مادري هستيم بدون اينکه از ريز و درشتهاي قوانين آنجا اطلاع داشته باشيم و تصورمان بر اين است که تمام آرزوها و آمال ما در آنجا به سر منزل مقصود ميرسد. غافل از آنکه آنها هم براي خودشان قوانين سختگيرانهتري نسبت به مملکت ما دارند و همين پايبنديهاي سختگيرانه سبب شده نظام آنجا کاملا منظم و مرتب به نظر ما برسد. در اين مجال به خوب و بدهاي ينگه دنيا ميپردازيم که حاصل تجربيات دوستاني است که روزگاري در غرب زندگي کردهاند.

وسوسه در اتاق عمل

برای انجام بخشی از پروژه نیاز بود چند ساعتی را در اتاق عمل یکی از بیمارستان‌های خوش موقعیت تورنتو بگذرانم. در بیمارستان برخی از اتاق‌های عمل، کابین مانیتوری دارند که پزشکان در آن به مشاهده و نظارت بر جراحی‌ای که در اتاق در حال انجام است می‌پردازند.

متوجه شدم که بلافاصله بعد از عمل، یکی از پزشکان اتاق نظارت یکی از تکنسین‌های عمل را صدا زد و او را برد کنار قفسه‌های مخصوص کادر اتاق عمل. گفت نگاه کن، در قفسه وسایل تو باز است. کیفت و کیف پولت کاملا مشخص هستند. وقتی کیف پولت مشخص است و در لاکرت باز است این یعنی شرایط وسوسه کننده است، وسوسه کننده. ممکن است یک نفر وسوسه شود و کیفت را بردارد. لطفا مانند بقیه نسبت به قفل کردن لاکرت دقت داشته باش. این اخطار کاملا در یک فضای جدی رخ داد.

نکته ۱: طبیعی است که در اتاق عمل هرکسی وارد نمی‌شود. همه کادر پزشکی و پرستاری بیمارستان هستند. اما جالب است که احتیاط خود شخص در حفظ متعلقاتش مقدم بر اعتماد بر سایرین قلمداد می‌شود. یاد آن مثال خودمان افتادم که می‌گوید بند کیفت را محکم بگیر و دوستت را دزد قلمداد نکن.

نکته ۲: از نظر آن پزشک همین که کیف در قفسه قفل و بست نشده است می‌تواند کسی را وسوسه کند تا کیف را بردارد. این یعنی جامعه اخلاقی غرب پایه اخلاقی و خدا ترسی و تقوای ما را ندارد اما با ضوابط و قوانین محکم، ضابطه‌مند شده است (قبلا به مسأله ساده شرایط مراقبت از یک امتحان اشاره کرده بودم.) بد نیست همین‌جا اشاره کنم که ما در ترویج تقوا در جامعه خودمان هم بسیار ضعیف عمل کرده‌ایم. چون اگر چه انتظار می‌رود جامعه متقی قانونمند‌تر از جامعه غیر متقی باشد اما ما از نظر قانونمندی فرسنگ‌ها با جامعه بی‌تقوای غرب فاصله داریم.

پرواز به مکزیک و ماجرای بذرهای آلوده

در روز ۱۱ سپتامبر به مكزيكوسیتي پرواز داشتيم. هم ريش نصف و نيمه داشتم و هم انگشتر، فقط يك چفيه كم بود! نمازم را قبل از پرواز در گوشه‌ای در فرودگاه كاراكاس خواندم. درست است كه حادثه‌ ۱۱ سپتامبر كار خود آمريكا بود و دليلش، به دست آوردن بهانه‌ براي حمله به كشورهاي اسلامي (نفت‌خيز) خاورميانه؛ اما مردم ناداني كه در اثر تبليغات هاليوود و فاكس‌نيوز و بي‌.بي.‌سي باورشان بر اين بود كه كار، كار مسلمانان بود؛ چه حسي به آنان دست داد وقتي دیدند جواني با ظاهر اسلامي در روز ۱۱ سپتامبر در فرودگاه در حال نماز خواندن است؟!

با هواپيمايي Mexicana راهي مكزيك شديم بر فراز آب‌هاي نيلگون درياي كارائيب بوديم كه هواپيما در چند نوبت تكان‌هاي سنگين و وحشت‌آوري خورد. تصور سقوط برايم دشوار نبود و توجهم به نفس‌هاي حبس ‌شده در سينه معطوف بود. در اين‌جا بود كه ارزش جهان‌بيني اسلامي برايم روشن‌تر شد. تمام لذائذ دنيا به وحشت قبل از مرگ نمي‌ارزد. نه وحشت از سقوط هواپيما و انفجار آن و خوراك كوسه‌ها شدن، كه وحشت جدايي از دنيا و «تمام» و «هيچ» شدن براي كساني كه به آخرت اعتقاد ندارند؛ و وحشت عذاب و عقاب اخروي براي كساني كه كارنامه‌ سياهي دارند. ناگفته نماند كه دور تسبيح را تند‌تر كردم و براي استفاده از فرصت‌هاي باقي مانده، سريع‌تر صلوات مي‌فرستادم و سوره قدر را مي‌خواندم كه خوشبختانه بخير گذشت.

به مكزيكوسيتي رسيديم. مأمور نظارت بر ويزاي مسافران با ديدن ظاهر و مليتم، قصد شيطنت و گير دادن داشت. مادرم كلي خوراكي نظير كشك، شويد و لوبيا و از ايران سفارش داده بود. ضدحال بود اما خوشم آمد كه آن‌ها را در هنگام خروج از فرودگاه گرفتند تا مبادا با ورود بذر آلوده به كشورشان، كشاورزي و سلامت مردم به خطر بيفتد. توضيح مأمور گشت چمدان‌ها براي توجيه مصادره‌ مواد خوراكي حيرت‌آور و کاملا منطقی بود: «سال گذشته اسرائيل بذر آلوده وارد كرد. از آن به بعد دستور مؤكد براي عدم اجازه‌ ورود موارد خوراكي به ما داده شد.»

اسرائيلي كه به مكزيك رحم نمي‌كند، به ما رحم مي‌كند؟ آيا در فرودگاه امام چنين نظارتي وجود دارد؟ واقعا اين مملكت را امام زمان‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف دو دستي نگه داشته!

در مسیر فرودگاه تا خانه، بیلبورد‌های تجاری به وفور به چشم می‌خورد که برهنگی زنان را قربانی تبلیغات خود کرده بود. نكته‌ درخور تأمل، فساد كمتر مكزيكوسيتي ـ با توجه به ظواهر امر ـ نسبت به كاراكاس است. متأسفانه آمريكاي لاتيني‌‌ها در فساد، دچار لمپنيسم مفرط شده‌اند. هرچه كشور درب و داغون‌تر، فسادش هم بيشتر. وضعيت فرهنگي مكزيك از ونزوئلا بهتر است و آمريكا هم از مكزيك؛ و اين دقيقا خلاف تصور عموم است كه آمريكا را پيشتاز در فحشا مي‌دانند.

گزارش خطا