کد خبر: ۳۶۷۱
۱۳۹۹/۰۴/۲۱ ۱۵:۵۷

عصای تعارف

باران زعیمی

پشت سر هم سرفه می‌کرد. پسر با نگرانی گفت «مادر آب می‌خوای؟» با سرفه گفت: «نه! الان تموم میشه». در این بین خواهر یک لیوان آب آورد و مادر را مجبور به خوردنش کرد. چند لحظه بعد سرفه‌ها تمام شد. پسر با ناراحتی گفت: «با عرض معذرت، از تعارف کردن متنفرم! وقتی باید آب بخورید چرا می‌گید نمی‌خوام؟! آدم واقعا نمی‌فهمه باید چکار کنه!» مادر مبهوت نگاهش کرد.

پسر راست می‌گفت. هنوز خیلی‌هامان درگیر پیچیدگی‌های تعارف هستیم. تعارف‌هایی که از مرز ادب و ترجیح دادن دیگران به خود گذشته و آزار دهنده می‌شوند. این نوع تعارف‌ها دو دسته هستند: تعارف فعال و تعارف منفعلانه. دسته فعال‌ها خواه ناخواه ابزاری برای تحمیل‌ و عامل رفتار منافقانه می‌شوند و نوع منفعلانه‌اش عادت به بی‌ثباتی و بی‌اراده بودن را دامن می‌زند. دامنه فراگیری‌اش هم به شدت وسیع است. از روابط ساده خانوادگی گرفته تا تعاملات سطح بالای دیپلماتیک! همان‌طور که عصای تعارف را پشت گردن مهمان می‌گذاریم که پیش از خالی شدن کامل سفره و رسیدن به مرحله ترکیدگی، دست از خوردن نکشد، همان‌طور هم جهان را بر سر سفره نفت‌خام و گاز خود نشانده‌ایم و بشکه بشکه در حلقش می‌ریزیم تا مبادا گرسنه از خوان ما برنخیزد!

این پیچیدگی رفتاری باعث می‌شود از یک سو پیشنهاد چیزی را که نیاز داریم رد کنیم و از سوی دیگر اگر پیشنهاد نشود معترض باشیم. مثلا با این‌که روده کوچک به روده بزرگ حمله‌ور شده، پیشنهاد صرف غذا را نمی‌پذیرد اما دلش می‌خواهد طرف مقابل به زور مقابلش غذا بگذارد! برخی هم از آن طرف بوم افتاده و به واسطه ظهور و بروز عوارض تعارف یعنی رودربایستی، توانایی «نه گفتن» را از دست داده‌اند. خجالت می‌کشند و تصور می‌کنند با تعارف کردن می‌توان این حس حقارت درونی را پنهان کرد. از سیگار گرفته تا مذاکره با آمریکا، هیچکدام را رد نمی‌کنند.

متأسفانه عده کثیری با این شیوه بزرگ شده، روابط خانوادگی را تنظیم کرده، درس خوانده، انتخاب رشته کرده‌ و شاغل شده‌اند و بعد هم مثل پشه در عسلش مانده‌اند! فقط خدا نکند کسی با این شیوه ازدواج کرده باشد که نصیبش «شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل!» است مگر این‌که معجزه کشتی نوح‌علیه‌السلام یارش گردد. و این پیچیدگی و رمزآلود بودن رفتارها چقدر از انرژی ذهنی جامعه را هدر داده است.

تعارف کردن، همه‌اش بد نیست. آن بخشی که نشانه مروت، جوانمردی و ادب بوده، با ایمان، صداقت و عقل همراه است می‌تواند بماند اما سایر بخش‌های اضافه را باید دور بریزیم. شفاف و روراست باشیم. تن به فربه‌شدگی فیزیکی و نحیف‌شدگی روحی و روانی تعارفات ندهیم. ثبات شخصیت و قاطعیت در نظر درست، هیچ منافاتی با ادب‌ورزی ندارد. اگر این‌جا خیلی به روحمان فشار بیاوریم یک جای دیگر پرخاشگر می‌شود و مثلا موقع سبقت گرفتن یا تصاحب یک میز، شرافت و رحم و مروت را کنار می‌گذارد. خدا وکیلی نه خودمان را دیوانه کنیم نه دیگران را! این بیماری را از کوچکی درمان کنیم.

گزارش خطا