کد خبر: ۳۶۵۶
۱۳۹۹/۰۴/۱۸ ۱۸:۱۹

کارت را به نماز گره بزن

حجت‌الاسلام‌والمسلمين بهشتی

امیرالمؤمنین فرمودند: پیغمبر وصیت کرد من بمانم نماز بخوانم، من او را غسل بدهم. این کار را کردم و فرشتگان در آن مراسم حضور داشتند. این خاطره خیلی مهم است. امام باقر‌علیه‌السلام فرمود: جدم امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام پانصد درخت خرما داشت. پای هر درختی دو رکعت نماز می‌خواند. یعنی گره‌زدن عبادت به کار، خدا رحمت کند یک اهل دلی بود به نام مرحوم الطافی اهل همدان بود شاید بعضی بشناسند. یک جایی رفته بود، یک بشقاب سیب برایش آورده بودند، ایشان اول سیب را بو کرده بود، گفته بود: بوی صلوات می‌دهد. فکر می‌کنم باغبان وقتی درختان سیب را سامان می‌داد، صلوات می‌فرستاد. عطر صلوات از همان زمان مانده است ولی کسی مثل من آن را استشمام نمی‌کند. شامه قوی نیاز دارد. امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام کارش را به نمازش گره می‌زند. پای هر درختی دو رکعت نماز می‌خواند. کشاورزان ما، تجار ما، یک کارخانه ساخته در همان کارخانه پای هر دستگاهی، دو رکعت نماز بخواند و این را پیوند بدهد به آخرت، پیوند به معنویت بدهد.

شک و وسواس

کسانی هستند که وقتی به روانپزشک مراجعه می‌کنند، می‌گوید: من سه ساعت در حمام خودم را می‌شویم و همچنان احساس می‌کنم پاک نشدم. باید دقت کنیم برای مداوای این افراد کاری بکنیم. اولین کاری که حضرت امام می‌فرماید این است که آن نفر باور کند مریض است و دنبال درمان برود. برای چه به بعضی می‌گوییم: برو آزمایش بده تا بفهمی قندخون داری یا نه، چربی‌خون داری یا نه. هنوز باور نکرده و شیرینی و چربی می‌خورد و پرهیز ندارد اما اگر باور کند مریض است، باور می‌کند. اولین قدم این است که این‌طور افراد باید حساب کنند من مریض هستم. مریض هستم به دکتر مراجعه کنم! دکتر کیست؟ عالم دین، به فقیه و عالمی مراجعه کند و از او بپرسد: آیا من وسواسی هستم؟ وسواسی نمی‌گوید: من وسواسی هستم، می‌گوید: من با دقت بیشتر از همه اعمال را انجام می‌دهم. همین‌جا حضرت امام می‌فرماید: برای این‌که بفهمی این کار شیطان هست، در مورد خمس دادن هم وسواس داری؟ در مسائل مالی، شک کنی که خمس سال 97 را دادم یا نه و دوباره بدهی؟! هرگز کسی در خمس و زکات و حقوق واجب وسواس به خرج نمی‌دهد. در وضو، در نیت نماز، در اذکار نماز و تلفظ و مخارج حروف وسواس دارد.

***********

حجت‌الاسلام‌والمسلمین عالی

موجود بودن بهشت و جهنم

بهشت و جهنم موجود است و روایتی از امام رضا‌علیه‌السلام و امام صادق‌علیه‌السلام داریم که هر کس موجود بودن بهشت و جهنم را قبول نداشته باشد، از ما نیست. یکی از دلایل وجود بهشت و جهنم، دیدن بهشت و جهنم در معراج پیامبر است. پیامبر درهای بهشت و جهنم و نوشته‌های آن را دید. یکی دیگر از دلایل وجود بهشت و جهنم آیات و روایاتی است که در قرآن آمده است، در آیه 131 آل‌عمران می‌فرماید: بهشت برای متقین آماده شده است و جهنم برای کفار آماده شده است. در سوره تکاثر داریم که اگر شما به آخرت یقین می‌داشتید جهنم و بهشت را می‌دیدید. یعنی اگر حجاب‌ها کنار می‌رفت شما بهشت و جهنم را همین الان می‌دید. امام صادق‌علیه‌السلام حوض کوثر را به بعضی از یارانشان نشان می‌دادند. یکی از شاگردان علامه طباطبایی می‌گفتند که مرحوم طباطبایی فرمودند که من در مسجد سهله بودم، در مقام ادریس نماز و تیره و سوره ص را می‌خواندم که دیدم من را بالا بردند و در مکاشفه حقیقت ص را دیدم که نهری در بهشت بود. (در معراج، پیامبر در این چشمه وضو گرفتند و نمار خواندند). پس بودند کسانی که در دنیا، بهشت و جهنم را می‌دیدند. در قرآن داریم که الان جهنم کافران را فرا گرفته است یعنی فردی که گناه می‌کند و کافر است همین الان در عذاب است ولی خودش نمی‌تواند آن را درک کند. یکی دیگر از دلایل وجود بهشت و جهنم، تجسم اعمال ماست. عمل خوب و بد ما در این دنیا، یک صورت دنیایی، یک برزخی و یک صورت قیامتی دارد. پس الان، اعمال ما تجسم پیدا می‌کند ولی ما بعد از مرگ می‌توانیم این اعمال را درک کنیم. پیامبر در میان جمعی از اصحاب نشسته بودند و فرمودند که سنگی از لبه جهنم افتاد و هفتاد سال طول کشید که به قعر جهنم بیفتد و الان این سنگ به قعر جهنم رسید و همان موقع صدای شیون از خانه‌ای بلند شد و متوجه شدند که یکی از مشرکین که هفتاد ساله بود از دنیا رفت. او هویت جمادی مثل سنگ برای خودش درست کرده بود. پیامبر برزخ و قیامت افراد را می‌دیدند زیرا حجابی نداشتند.

******************

حجت‌الاسلام‌والمسلمین قرائتی

عاقبت بخیری

یک نمونه عاقبت بخیری بالقیس خانم بود. خانمی بود پادشاه، خورشید پرست، تاج و تخت بزرگی داشت. معجزه حضرت سلیمان را دید و ایمان آورد. یک پادشاهی که یک عمر منحرف است در یک لحظه ایمان می‌آورد. مردم هم چهار دسته هستند. به طور عقلی، یا هم اول خوب هستند، هم آخر. بعضی نه اول خوب هستند، نه آخر. بعضی اولشان خوب است، آخرشان بد است. بعضی اولشان بد است، آخرشان خوب است. یک کسی یک جایی سخنرانی کرد، از منبر پایین آمد. به یک نفر گفت: منبرم چطور بود؟ گفت: اولش خوب نبود ولی آخرش انصافا خراب کردی. بعضی هم اول خوب هستند، هم آخر خوب هستند. مثل حضرت یحیی که می‌گوید: «وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ‏ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا» (مریم/15) روز تولد زیبا، لحظه مرگ زیبا، قیامت سر فراز. همه نور است. این تعبیر به نحو دیگر برای حضرت عیسی آمده است. این چهار مرحله که هست. قرآن نقل می‌کند افرادی بودند مسیحی و غیر مسلمان، ولی وقتی آیات قرآن را می‌شنیدند، جذب می‌شدند. اشک می‌ریختند. «وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ» (مائده/83) وقتی آیاتی که به رسول نازل می‌شد می‌شنیدند، «تَرى‏ أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا» براساس معرفت اشک می‌ریختند. «مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا» اشک عارفانه، بعضی خیلی گریه می‌کنند ولی عمق ندارند.

گزارش خطا