
حسنی
احمدی
حبیبم
محمد در میان مردم نشسته است و به سؤالات آنها پاسخ میدهد مردی نزدیک میآید و
در کنار محمدبنعبدالله مینشیند و میپرسد:
ـ ای
رسول خدا! ایمان چیست؟
حبیبم
محمد تبسمی زیبا میکند و پاسخ میدهد:
ـ ایمان
یعنی اینکه به خدا، فرشتگان خدا، کتاب خدا، ملاقات با خدا و پیامبران خدا ایمان
بیاوری و به برانگیخته شدن در روز قیامت نیز ایمان بیاوری.
مرد
پرسید:
ـ ای
رسول خدا اسلام چیست؟
محمد
گفت: اسلام یعنی اینکه خدا را پرستش کنی و با او چیزی را شریک قرار ندهی، زکات
؟؟؟؟؟ را پرداخت نمایی و ماه مبارک رمضان را روزه بگیری.
مرد
دوباره پرسید:
ـ ای
رسول خدا! احسان چیست؟
رسول
مهربانم پاسخ داد:
ـ احسان
یعنی خدا را به گونهای پرستش کنی که گویا او را میبینی زیرا، اگرچه او را نمیبینی
ولی او تو را میبیند.
مرد
پرسید:
ـ ای
رسول خدا قیامت کی برپا میشود؟
محمد
لبخند زد و گفت:
ـ کسی
که در این مورد سؤال میشود از سؤال کننده در این مورد شناخت بیشتری ندارد؛ و
بدانید که وقت قیامت یکی از آن پنج چیز است که به جز خداوند کس دیگری نمیداند و
گفت: خداوند در قرآن میفرماید: همانا آگاهی از فرارسیدن قیامت ویژه خداوند است و
اوست که باران میباراند و آنچه را که در رحمهای مادران است میداند و هیچکس نمیداند
که فردا چه چیزی به دست میآورد و همچنین هیچکس نمیداند که در کدام سرزمین میمیرد
همانا خداوند آگاه و باخبر است. (لقمان،24)
مرد
ازجا برمیخیزد و میرود.
رسولم محمد
رو به سوی اطرافیان میکند و میگوید: او را برگردانید.
مردم
هرچه میگردند اثری از مرد نمییابند.
محمد میگوید:
این جبرئیل بود و به خاطر این آمده بود، دین مردم را به آنها بیاموزد.