کد خبر: ۳۳۰۵
۱۳۹۸/۰۸/۰۴ ۱۴:۵۵
چند روایت از ینگه دنیا

ریز و درشت‌های فرنگ

گردآوری و تنظیم:مریم سیادت

اعتماد در جامعه

سپهر، دانش‌آموخته‌ استنفورد، ساکن کالیفرنیا

چند وقت پیش سخنرانی یکی از استادان معروف روانشناسی آمریکا را می‌دیدم. در رابطه با نقش اعتماد در جامعه صحبت می‌کرد. یک مثالش که یادم مانده این بود؛ به یک کشور آفریقایی رفته بود و برای خرید یک پاک‌کن، یک نفر قیمت را روی کاغذ می‌نوشته، باید کاغذ را می‌داده به یک نفر دیگر که یادم نیست چه کار می‌کرده و بعد پرداخت پول به نفر سوم. یعنی برای خرید یک پاک کن کوچک، وجود ۳ نفر لازم بوده است. نتیجه‌گیری می‌کرد که وقتی اعتماد در جامعه از بین رفته باشد هزاران نیرو لازم است برای این که یک کار کوچک انجام شود.

این مساله در ذهنم بود که ما عادت کرده‌ایم هزار تا پلیس دور و برمان باشند تا کار غلط را انجام ندهیم. عملا در جامعه امکان ندارد که این‌همه پلیس برای کنترل‌گری داشته باشیم و باید فرهنگ‌ درست به همراه جریمه‌های سنگین جایگزین شود… بگذریم.

چند روز پیش برای گرفتن کارت معلولیت اقدام کردم و به مرکز مربوطه رفتم. فقط با یک نامه‌ خیلی ساده از دکتر. در ۲۰ دقیقه، کارت دستم بود و تمام. اصلا باورم نمی شد که dmv (مرکز مربوطه) هیچ توضیحی نخواست. یک سوال هم از من نپرسید که چه مشکلی داری و چرا این را میخواهی.

ولی نکته‌ آخرش این بود که مسئول مربوطه گفت: این کارت برای شماست، فقط وقتی شما در ماشین باشید. به کسی نمی‌توانید بدهید. در صورت سوء استفاده، امکان جریمه‌های بسیار سنگین وجود دارد. حالا دلم یه کم آروم‌تر شد که باز هم همون مدل فرهنگ اعتماد و جریمه‌های سنگین برای سوء استفاده در جریان است.

منبع: مشاهدات و روزنوشته‌های دانشجویان و دانش‌آموختگان مسلمان ایرانی از آمریکا

گزارش خطا