فاطمه اقوامی
نشستن پای صحبتهای آدمهایی که مهر موفقیت بر پیشانیشان
خورده جذابیت خاصی دارد. این آدمها لازم نیست کار خارقالعادهای انجام داده باشند
بلکه همین کافی است که برای رسیدن به هدفی درست کمر همت بندند و با تلاش و کوشش سعی
کنند گرهای ازکلاف دنیای علم بگشایند و مهم تر از این اقدام، از انجام وظایف اصلی
که مدبر بی همتای این جهان برایشان تعریف کرده غافل نمانند. آن زمان است که در نگاه
من و شما مفتخر به کسب عنوان انسان موفق میشوند.
«زهرا بهادری» نمونهای از همین آدمهاست
که وصفشان گفته شد. او بانویی از نسل جوان است که چند سال پیش با شکاندن شاخ غول کنکور
و کسب رتبه برتر پا به رشته حقوق دانشگاه تهران گذاشت و پلههای موفقیت را پشت سر هم
طی کرد و اکنون روزهای آخر مقطع دکترا را میگذراند و در عرصه پژوهش قلم میزند.
...
در دوران مدرسه وقتی به عنوان موضوع
انشا میگفتند در آینده میخواهید چه کاری شوید چه مینوشتید؟
مینوشتم خانهدار. چون من از اینکه
مادرم در خانه در کنار من است خیلی راضی بودم به خصوص سالهایی که خواهر و برادرهایم مدرسه میرفتند و من و مادر
در خانه تنها بودیم. در فکر من خانهداری یک حالت ایدهآل بود. تا اواخر دوره
راهنمایی هم بر همین عقیده بودم. در دروره دبیرستان کم کم به تدریس در دانشگاه هم
علاقه مند شدم. البته این را بگویم در حال
حاضر هم خانهداری را خیلی ترجیح میدهم و دوست دارم اگر کاری به عهده میگیرم
شغلی نباشد که هر روز از خانه خارج شوم بلکه یک خانم خانهدار باشم که در کنار
کارهای منزل بتوانم فعالیت پژوهشیام انجام دهم و در نهایت یکی یا دو روز هم خارج
از منزل به فعالیت مشغول شوم.
...