<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>زن روز</title>
      <link>https://zanerouz.ir</link>
      <description>زن روز</description>
      <managingEditor>info@zanerouz.ir</managingEditor>
      <webMaster>info@iransamaneh.com</webMaster>
      <lastBuildDate>Sat, 12 Sep 2026 20:30:00 +0330</lastBuildDate>
      <generator>SepehrFeed V1.2</generator>
      <item>
         <title>گرفتار در ویلای بی‌قصه!</title>
         <link>https://zanerouz.ir/fa/news/7387/گرفتار-در-ویلای-بی-قصه</link>
         <description>فیلم «سقف» روایتگر خانواده‌ای است که منزل‌شان در اثر برخورد موشک در جنگ 12 روزه آسیب می‌بیند و همراه برخی دیگر از خویشاوندان‌شان راهی ویلای یکی از اقوام در اطراف تهران می‌شوند. حضور چند خانواده با اعتقادات، سلایق و روحیات متفاوت در این ویلا، موجب چالش‌هایی بین آن‌ها می‌شود.</description>
         <author>info@zanerouz.ir</author>
         <pubDate>12 Sep 2026 11:19:35 +0330</pubDate>
      </item>
      <item>
         <title>تاریخ کرموی جهان ـ فرزانه صنیعی</title>
         <link>https://zanerouz.ir/fa/news/7386/تاریخ-کرموی-جهان-فرزانه-صنیعی</link>
         <description>اواخر قرن نوزدهم، آمریکایی‌ها به میوه‌های استوایی خصوصاً موز خیلی علاقه‌مند شدند و روزشان بدون موز شب نمی‌شد. موز اعلا هم بیش از هر کجا در کشورهای آمریکای مرکزی گیر می‌آمد. این بود که شرکت‌های بزرگ بازرگانی میوه وارد عمل شدند</description>
         <author>info@zanerouz.ir</author>
         <pubDate>12 Sep 2026 11:19:34 +0330</pubDate>
      </item>
      <item>
         <title>و آنکه دیرتر آمد ـ الهه بهشتی</title>
         <link>https://zanerouz.ir/fa/news/7385/و-آنکه-دیرتر-آمد-الهه-بهشتی</link>
         <description>ماجرای دو نوجوان به نام‌های احمد و محمود است که برای سرگرمی بالای تپه‌ای می‌رفتند تا از ورود کاروانیان به روستا زودتر از بقیه اطلاع پیدا کنند...</description>
         <author>info@zanerouz.ir</author>
         <pubDate>12 Sep 2026 11:19:31 +0330</pubDate>
      </item>
      <item>
         <title>آواز خاموش ـ قسمت 19</title>
         <link>https://zanerouz.ir/fa/news/7384/آواز-خاموش-قسمت-19</link>
         <description>سوزان یک نفس عمیق کشید، لب‌هایش به‌آرامی باز شدند، کلماتی را به زبان آورد که مرز بین دیروز و امروزش بود. گویی تمام گذشته را محو کرد و آینده‌اش را به محمد گره زد.</description>
         <author>info@zanerouz.ir</author>
         <pubDate>12 Sep 2026 11:19:30 +0330</pubDate>
      </item>
      <item>
         <title>فرشته‌ها بال ندارند...</title>
         <link>https://zanerouz.ir/fa/news/7382/فرشته-ها-بال-ندارند</link>
         <description>رسیدیم‌‌،‌ نفهمیدم چطور خودم را به ویلچر‌ها رساندم‌‌،‌ دو تا پرستار با عجله آمدند‌‌،‌ همان‌طور که او را سمت اتاق ‌می‌بردند، یکی پرسید: «بچه کی تکون خورده؟» رویا با بی‌حالی گفت: «چند ساعته تکون نخورده‌‌،‌ شب آب قند خوردم دراز کشیدم‌‌،‌ خوابم برد‌‌،‌ با درد بیدار شدم.» رو به آن یکی گفت: «من می‌برم نوار قلب از بچه بگیریم‌‌،‌ تو دکتر رو خبر کن.»  در اتاق را باز کرد: «وضعیتش باید بررسی بشه.»</description>
         <author>info@zanerouz.ir</author>
         <pubDate>12 Sep 2026 11:19:29 +0330</pubDate>
      </item>
   </channel>
</rss>