نقش پشت نقش!

فائقه بزاز

دوستم می‌گفت: ما همه‌چیز هستیم. زن ،دختر، همسر، مادر، ایرانی، مسلمان، خواهر، خواهر شوهر، نوه،همکار، دانشجو، هم‌وطن و خیلی نقش‌های دیگری که با کمی تمرکز کردن می‌توانی برای خودت ردیفشان کنی. البته کاش در حد همین ردیف کردنشان روی کاغذ بود. همه می‌دانیم خیلی سخت‌تر از این‌هاست.

مادرها این روزها علاوه برنقش فرزندی، مادری، همسری باید کلی نقش دیگر را هم ایفا کنند که شاید پیچیده‌ترینشان ایفای نقش معلم، استاد، مربی پرورشی، معلم ورزش و بقیه موضوعات آموزشی پرورشی است .

دوستم می‌گفت:

گذروندن ایام کنار جوانان برومند دوران اینستا و اخبار جعلی و اختلاس، انتخابات و کرونا و بیکاری و خانه‌نشینی و شبکه‌ها و کلا آخرالزمان خیلی دشواره. انگار همه به‌نوعی نفس بریدیم. به‌خصوص پاسخگو بودن به مسائل و حواشی جامعه در حالی که خودمان از این همه آشوب خسته‌ایم. باید جواب جوون‌هایی رو بدیم که برایشان خواب‌ها دیده‌اند و ما نسل خسته و تنها رها شده باید به‌عنوان الگو و پدر و مادر جوابگوی نقایص و اشتباه‌کاری‌ها و بر سر بن نشستن و اشتباهات دیگران باشیم.

دوست دیگری گقت: ما مادر هستیم و وظیفه اصلی ما بغل کردن و غذا دادن و قربون صدقه رفتن بچه‌هامونه، اون‌ها به دنبال هرچیز که هستن خودشون باید تحقیق کنن

ما حتی مسئول گمراه یا پیدا راه شدن آن‌ها نیستیم، ابلاغ می‌کنیم و می‌بوسیمشان. ما باید محبت کنیم. در میان همین گرمای محبت‌های جانانه اگر هم جوانی خطایی کند آغوش گرم ما را ترک نمی‌کند و به مهر مادری پشت پا نمی‌زند.

باید حواسمان باشد اما تا می‌توانیم مهر بورزیم و لابه‌لای همین مهرانگی و مهربانی برخی موارد مهم را هم زیرپوستی تبلیغ کنیم.

میان این صحبت‌ها با خودم فکر کردم چه خوب که چشیدن سرد و گرم روزگار همه ما و تمام مادران دنیا را به نتایج خوبی رسانده است. با خودم گفتم کافیست این آیه شریفه را آویزه گوش جوانانمان کنیم که،

و ما‌ الحیاة الدنیا الا لعب و لهو

این پیام نورانی را که پذیرفتی آن وقت دشواری‌های روزگار هم می‌شود تلخی کم رمق یک بازی کودکانه و آنچه شادی‌آور است، قدر لحظه‌ها را دانستن است.

آنوقت این پیام، تو را در مسیر روشن دیگری هم قرار می‌دهد، اینکه دنیا را با خوبی‌ها و بدی‌هایش گرامی‌ بداری و بفهمی‌خوبی وقتی معنا پیدا می‌کند که بدی وجود داشته باشد.

شب، کنار روز شب است. بهار کنار پاییز معنا دارد و مزه شیرینی در مقایسه با تلخی شگفت‌انگیز است.

اینکه بخواهیم در ارتباط با همه، به‌خصوص اطرافیانمان و به‌خصوص‌تر فرزندانمان انتظارات عالی داشته باشیم و دنیا بشه بهشت، محاله.

هرچه هست خوب و بدش مخلوط است، درهم است. اینجا فیزیک در کار نیست که بخوایم برای هر عملی، عکس‌العملی دقیقا به همون اندازه ولی در خلاف جهت انجام بدیم.

ما درمقابل خوبی، خوب رفتار می‌کنیم چون حقشه. در مقابل بدی هم باز درست رفتار می‌کنیم، تا شرمنده‌اش کنیم!

حواسمان که باشد دنیای بازیچه هم برای خودمان و فرزندانمان مطلوب‌تر خواهد بود.