چهل سال از آن روز که تیترزنی که تمام مشکلات را به سطوح آورد روی جلد ما روز نشست، گذشته، حالا دکتر نجلهی خندق، اولین بانوی روشندل متخصص علوم سیاسی در جهان، دوباره روبروی ماست؛ با صدایی آرام و ارادهای که سالها تجربه، تخصص و تعهد را در خود نهفته دارد. داستان او از تبریز ۱۳۳۴ شروع میشود، از دختری که میان جراحیهای مکرر چشم درس میخواند و لیسانس تاریخ گرفت. بعد نوبت انگلستان رسید و پیوند قرنیهای که قرار بود دنیا را روشنتر کند اما برای همیشه بیناییاش را گرفت. او اما با همهی مشکلات تسلیم نشد. با دانشگاههای نامدار خارجی مکاتبه کرد و بالأخره چمدان به دست راهی لندن شد تا موفقیتهای مختلف را درو کند، ارادهی آهنین او بالأخره کمیسیون اروپایی را قانع کرد تا قانون منع تبعیض علیه معلولان را تصویب کند. کارنامهی درخشان دکتر خندق از ریاست مؤسسه گویا و راهاندازی واحد مشاوره در وزارت علوم باعث باز شدن درهای دانشگاه به روی معلولان و جانبازان شد، او امروز با وجود بازنشستگی، هنوز در دانشگاه تربیت مدرس درس میدهد. گفتگوی پیش رو، روایت این بانوی موفق و اندیشه او دربارهی مسئلهی مهم زن ایرانی و قدرت است
رضوانه باهری
بعد از حدود چهل سال، شما دوباره به مجلهی زن روز آمدید، از این مسیر چهل سالهای که طی شد برای ما بگویید؟
من در طول این ۴۰ سال ازدواج کردم، دو فرزند و نوه دارم، و در حدود ۲۱ کتاب نوشتهام که بخشی از آنها حاصل سالها پژوهش در حوزهی علوم سیاسی و حقوق معلولین بوده است. تقریباً ۲۸ تا ۲۹ مقالهی بینالمللی هم نوشتم که در نشریات معتبر علمی به چاپ رسیدند. اکنون با اینکه بازنشسته شدهام، هنوز حقالتدریسی در دانشگاه تدریس میکنم، چون فکر میکنم انتقال تجربه به نسل جوان، وظیفهای است که با بازنشستگی تمام نمیشود.
کارهای دیگری هم انجام دادهام؛ از جمله آن موقع یک کتابخانهی گویا تأسیس کردم که دانشجویان نابینا توانستند از طریق آن تحصیل خود را ادامه دهند و دسترسیهای آموزشی و پژوهشی برایشان بسیار راحتتر شد؛ چون در آن سالها منابع صوتی و امکانات مناسب برای نابینایان تقریباً وجود نداشت و هر دانشجویی که میخواست درس بخواند، خودش باید دستوپا میزد.
سپس با اقدام به تأسیس کانون اندیشمندان و روشندلان ایران، و با همراهی دوستانی که در این مسیر واقعاً از جانودل مایه گذاشتند، بهطور کلی پشتیبان نابینایان ایران بودیم تا تحصیلات خود را بهنحو احسن ادامه دهند و به مدارج عالی دست پیدا کنند. هدف ما فقط کمک به تحصیل نبود؛ میخواستیم نشان دهیم نابینایی هرگز سقفی برای رشد علمی و اجتماعی یک انسان نیست، و امروز وقتی میبینم بسیاری از همان دانشجویان به جایگاههای علمی و اجتماعی بالایی رسیدهاند، آن سالها را بیثمر نمیبینم.

خانم دکتر، شما در نقطهای از زندگی که خیلیها ممکن بود همهچیز را پایانیافته بدانند، مسیر تازهای را آغاز کردید و بهعنوان اولین بانو روشندل متخصص علوم سیاسی در جهان شناخته شدید. خودتان این چرخش سرنوشت را چطور تحلیل میکنید؟
من بعد از پایان دورهی لیسانس برای انجام اولین جراحی پیوند قرنیه در اروپا داوطلب شدم اما کمی پس از آنکه دید کامل خود را بدست آوردم در اثر تهاجم یک باکتری غیرقابل کنترل و متعاقب آن بروز خونریزی، دیدم را بهطور کامل از دست دادم در آن لحظهی تنهایی در حالی که خانوادهام با من نبودند و زبان هم بلد نبودم، یکدفعه بطور مطلق فقط من بودم و خدا، مدتی طول کشید تا حس کردم بین من و خدا هیچ فاصلهای نیست، وقتی به آن لحظه رسیدم به مرور شدت درد و غم، عمق تنهایی و دوری از خانواده، آرامآرام قابل تحمل و محو شد. آنجا بود که تصمیم گرفتم در قحطی پول و نبود حمایت حرکت کنم، احساس کردم با حس وجود خدا قدرتی یافتهام که بیش از همه میتوانم با موانع و چالشها روبرو بشوم.
ابتدا بهدلیل آن که در حدود ۵۵ سال پیش در اروپا هیچ قانونی برای احقاق حقوق اجتماعی معلولین و بهویژه نابینایان بهطور واقعی و کارآمد وجود نداشت نزدیک به ۱۰۰ دانشگاه انگلستان از قبول من بهعنوان دانشجوی مقطع فوقلیسانس خودداری کردند و تنها دانشگاه لندن بهطور آزمایشی مرا بهعنوان دانشجو آن هم مشروط و بدون تعهد برای ثبتنام قطعی پذیرفت تا آنکه ثابت کردم در تحصیل ممتازم، آنگاه حاضر به قطعی کردن پذیرش من شدند.
همین وضع در مقطع دکتری در دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند نیز اتفاق افتاد و مجدداً این خودداری و پسزدنها هم در هنگام طی دوران تحصیل در دورهی دیپلمای عالی تخصصی در رشتهی مدیریت آموزشی و اجرایی تکرار شد. اما وقتی به لطف ذات اقدس خدای متعال همهی مراحل تحصیلات تکمیلی را بهعنوان اولین زن نابینا در جهان با درجهی ممتاز طی کردم در پروژهی مقطع فوقدکتری در دانشکدهی دفاعی دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند با استقبال مواجه شدم.
به یاد میآورم در زمان دریافت دانشنامهی دکتری در رشتهی علوم سیاسی ۸ نشریه و روزنامه در مورد موفقیت من بهعنوان اولین زن نابینای متخصص در علوم سیاسی در مراسم حاضر و گزارش تهیه و به چاپ رساندند.
به عبارت دیگر این مسیر را با توکل به خدا شروع کردم و با قدرت خدا و دوستان فداکار و از جانگذشتهای که در مسیر من قرار داد این مسیر را با موفقیت تمام طی کردم به نظر من هر کس میتواند با پشتکار و توکل به خدا به اهدافی حتی کاملاً ناممکن برسد. کار نشد ندارد فقط پستی و بلندی آن کم و زیاد است که نباید از آن هراسید.
یک پیشفرض ذهنی در جامعهی ما با این عنوان وجود دارد که معلولیت محدودیت نیست؛ در اینباره برای خوانندگان ما بگویید؟
معلولیت صددرصد محدودیت میآورد، ولی بستگی دارد فرد چگونه با آن محدودیت کنار بیاید. وگرنه معلولیت یعنی محدودیت. فرض بگیریم من امروز بهواسطهی شرایط محدود هستم و همراه با یک نفر میآمدم، طبیعتاً دلم میخواست خودم صبح زود بلند بشوم، بهموقع برسم، بهموقع کارهایم را انجام بدهم؛ ولی محدودیت این بود که باید به همراه یک نفر میآمدم. اما با برنامهریزی میشود از این محدودیت فارغ شد.
شما با وجود بازنشستگی همچنان بهعنوان استاد مشغول به تدریس هستید مواجهه دانشجویان با شما در کلاس چگونه است؟
مواجههی دانشجویان بسیار خوب و طبیعی است و هرگز هیچ مشکلی با هیچ دانشجویی نداشتم و رفتارشان صحیح بوده، چون من هیچوقت طوری خودم را نشان نمیدهم که کسی از این ضعف سوءاستفاده کند. بنابراین من در این ۳۷ سالی که تدریس کردهام، هم در دانشگاه ادینبورگ و هم در دانشگاههای ایران با مشکلی روبرو نشدم، دانشگاه اصلی محل تدریس من دانشگاه تربیت مدرس هم به همین ترتیب بوده. البته اول برای دانشجویان جالب است، اما بعد از چند جلسه که به تواناییهای استاد پی میبرند و میفهمند هیچ ضعفی ندارد، رفتارشان را هم درست میکنند؛ یعنی رفتار غیرعادی از آنها ندیدهام.
اساتید دانشگاه، مخصوصاً عزیزانی که تجربهی مادری را دارند، میگویند دانشجوها مثل فرزندشان هستند از این حس و حال برای ما بگویید؟
ببینید، معلمها هم معمولاً همین جمله را نسبت به دانشآموزانشان میگویند که همهی بچهها بچههای ما هستند، ولی این حقیقت ندارد؛ چون زحمتی که آدم برای بچههای خودش میکشد خیلی فرق دارد. البته من دانشجوهایم را دوست دارم و اگر مشکلی داشته باشند با تمام وجود سعی میکنم مشکلاتشان را حل کنم.
خانم دکتر شما بهعنوان یک بانوی نخبه و فرهیخته در جامعهی امروز ایران شناخته میشوید، آیا این جایگاه نخبگانی منافاتی با نقشهای شما دارد؟ ضمن اینکه شما بهعنوان یک روشندل مسئولیت سنگین و همزمان مادری، تدریس و پژوهش را نیز بر عهده دارید، این سؤال را برای خوانندگان ما تشریح کنید؟
برای پاسخ به این سؤال باید به یک نکتهی مهم توجه کرد اگر انسان با برنامهریزی کارهایش را انجام دهد، به همه چیز میرسد. من خودم در زندگی فردی بسیار سحرخیز هستم؛ مثلاً در برنامهی روزانهام تا ساعت هفتونیم تمام کارهای خانه را تمام کردهام و هیچ کاری برای انجام دادن در زمینهی امور خانهداری باقی نمیماند، غذا را پختهام، صبحانه را حاضر کردهام، اگر بچهها نیاز به رسیدگی داشتند به آنها رسیدگی کردهام و بعد از ساعت هفتونیم به کارهای بیرون میرسم. به نظر من آدم باید برنامهریز خوبی باشد تا بتواند همزمان از عهدهی نقشهایی که دارد بربیاید.
به نظر شما اصلیترین دلیل و انگیزهای که زنان ایرانی را در آن برههی حساس تاریخ از آستانهی انقلاب تا دوران جنگ به این میزان وارد صحنهی سیاسی و اجتماعی کرد چه بود؟ چه چیزی باعث شد این حضور، بخشی از هویت مقاومت کشور بشود؟
در طول تاریخ و در بین همهی جوامع و ملل، مسألهی زنان بهدلیل ماهیت وجودیشان، یکی از مسائل چالشبرانگیز و مورد مناقشه بین حاکمان و صاحبان قدرت از یکسو و نهادها و فعالان اجتماعی و تشکلهای متنوع از سوی دیگر بوده است. با بروز و تغییر نظامهای حقوقی و سیاسی که تحت فشارهای دوران مدرن از دههی ۱۹۵۰ به بعد شکل گرفت و همچنین فرهنگ سیاسی مشارکتی، شرایطی پدیدار گشت که زنان بتوانند حضور خود را در عرصههای مختلف بهخصوص در عرصهی سیاسی به اثبات برسانند. کشور ما هم در طول تاریخ از این امر مستثنی نبود. حضور میلیونی زنان در کف خیابان در سالها و ماههای منتهی به پیروزی انقلاب، به جهانیان نشان داد که زنان ایرانی بهدنبال جایگاه شایستهی سیاسی، حقوقی و انسانی بوده و هستند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در دوران جنگ هشت سالهی ایران و عراق، زنان ایرانی، بهخصوص در پشت جبههها در قامت فعالیتهای لجستیکی نظامی و حمایتی، هم آسیبهای زیادی دیدند و هم خدمات چشمگیری برای رسیدن به پیروزی نظامی انجام دادهاند و در این برههی تاریخی نقش جدید زنان بسیار شفاف و عمیق شد.
خانم دکتر، بعد از اینکه ایران اینبار مورد حمله دشمن قرار گرفت، به نظر شما زنان ایرانی در این ماجرا واقعاً یک بازیگر سیاسی جدی بودند، یا بیشتر رسانههای دشمن سعی کردند تصویر ساختگی از آنها بسازند؟
خیابانها، شبکههای اجتماعی و پیامرسانها به مکانهای کلیدی برای مقابله با نفوذ نرم خارجی تبدیل شدهاند. در این وضعیت، جنگ معنی بیشتری مبنی بر حضور بیوقفه در هر مکان عمومی بهخود گرفت امروز، حضور جسورانهی زنان و دختران در فضاهای سیاسی و عمومی چهرهی نبردی نوین بهخود گرفته است بهگونهای که در بسیاری از موارد زنان به رزمندگان اصلی صحنهی خیابان و مکانهای عمومی در نظام شهری و مدنی تبدیل شدهاند. این حضور بر پایهی احساس پشتیبانی از هویت و وطن، برای در دست گرفتن سرنوشت کشور توسط کشور و درک مسئولیت محقق شده است.

مفهوم قدرت در ایران ریشهگرفته از انقلاب اسلامی و تجربهی تاریخی است، آیا این الگو برای کشورهای دیگر هم جذاب است؟
ریشهی مفاهیم نوین مقاومت فقط به ایران و انقلاب ایران باز میگردد که خود این انقلاب نیز به انقلابیگری برای نهادینه کردن ستون استقلال کشور بهطور جدی پرداخته است. تعاریفی که ز مقاومت در ایران پس از انقلاب شکل گرفت و توسط رهبر شهید و یاران ایشان توسعه یافت و نمونههای متعددی از آن از جمله اقتصاد مقاومتی برای تداوم راه استقلال تجلی یافت بیشتر نظریههایی کاملاً کاربردی بودند که باعث تداوم راه انقلاب گردید و چنان گسترش یافت که در جریان اجلاس کشورهای غیرمتعهد در ایران توسط رهبران کشورهای مدعو برای یادگیری ارکان پیگیری گردید. مقاومت از جمله نظریات ماهیتی است که در مقابل نظام بینالملل سرمایهمحور و بیاخلاق شکل گرفته است از این رو، استقرار استقلال پس از کوتاه شدن دست دشمنان از ایران بلافاصله توسط جمع عظیمی از کشورهای که از لحاظ اقتصادی و اجتماعی اینک استعمار میشوند بهکار برده خواهد شد.
این روزها عبارتهایی مثل تحریم و فشار اقتصادی تقریباً در رسانهها و افکار عمومی دست به دست میشود، این دو مورد بر نقش تصمیمگیری زنان در خانواده و جامعهی ایرانی چه تأثیری میگذارد؟
ایران در طول ۴۵ سال، بلافاصله بعد از انقلاب با تخطی دولتهای اروپایی و آمریکا در پی شکستن قراردادهای نظامی و عدم تحویل تجهیزات نظامی به ایران، عدم اجرای تعهدات خارجیها به نگهداری از تأسیسات، پلها و تجهیزات و امکاناتی که با پول این ملت ساخته بودند و موظف به نگهداری از آنها بودند، تحریم ایران در تمام طول جنگ ۸ ساله و جلوگیری از ورود تجهیزات نظامی و دفاعی به ایران در هنگام مقابله با حملات ۳۲ کشور به نمایندگی صدام حسین، تحریم تکنولوژیک برای جلوگیری از توسعه منابع و چاههای نفت و گاز در دوران جنگ و پس از آن، جلوگیری از تکمیل و توسعهی نیروگاه تولید برق اتمی بوشهر، جلوگیری از ورود اورانیوم در دوران پهلوی و پس از آن در دوران انقلاب برای تأمین نیازهای پزشکی، کشاورزی و اقتصادی و جلوگیری از ورود تکنولوژی که طی معاهده «ان پی تی» حق مسلم ایران و تعهد متقابل آژانس انرژی اتمی بوده است و بسیار بیشتر از آن، دائما تحت تحریم بوده است.
تحریم ابزار شناخته شده برای ایجاد فقر برای توسعهی جرم برای تولید قحطی ساختگی برای از همپاشیدن خانواده و ارکان اجتماعی برای آسیب به نظام بهداشت و درمان و برای ایجاد اغتشاش و بروز دشمنی بین مردم و دولت در تمام بیش از ۲۷ کشور تحت تحریم است.
تأثیر تحریمها بهویژه از این جهت بر زنان بیشتر است که وضعیت اقتصادی زنان در همهی کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه همیشه شکننده بوده است و این شکنندگی و ناپایداری در نقاط محروم جهان همیشه فشار مضاعفی بر دوش زنان بوده است به عبارت دیگر تحریم یک آزار عمیق اجتماعی است که گاه اعلام نمیشود ولی اعمال میگردد، بهطور مثال در ایالت میسیسیپی آمریکا، پس از جنگهای داخلی آمریکا شرایطی بدی استوار و تحریمهای نانوشتهای بر مردم آن حاکم گردیده است که زندگی را برای زنان که باید دوشادوش مردان و در مواردی سختتر از آنان کار کنند بسیار مشقتبار کرده است. این وضعیت فرصتهایی را از بین میبرد و زندگی را برای زنان دردناک میکند اما در ایران زنان از هر قشر و طبقهی اجتماعی با رفتارها و اقدامات خود نهتنها آثار زیانبار تحریمها را کم کردند بلکه گاه بهعنوان ضربهگیر، شدت تخریب تحریمها را کم کردند، بهطور مثال زمانی که طبق اعلام رسانه ملی، آمریکا با استفاده از نیروی نظامی خود در دوران کرونا با ورود غیرمجاز در فرودگاهها، محمولههای «ماسک» متعلق به سایر کشورها را میبردند، زنان ایرانی بسیج شدند و در خانهها در تکایا در مساجد، حسینهها و مدارس در حال «دوختن ماسک» برای ملت ایران بودند یعنی دقیقاً همان کاری را کردند که در طول جنگ با تأمین مایحتاج رزمندگان و با اهدای طلاهای خود برای تأمین جنگ انجام میدادند.
فاصلهای که بین حرفهایی که دربارهی جایگاه زنان زده میشود و جایگاه واقعی آنها در قدرت و تصمیمگیری وجود دارد چگونه است؟
با استناد به مباحث جامعهشناسی، تاریخ و منابع دینی، هویت زن در جریان مشارکت سیاسی و مسئولیتهای اجتماعی پدیدار میگردد. زنان ایرانی بهخوبی ثابت کردهاند که مسیر رشد و پیشرفت اجتماعی را در دست دارند و با نگاهی به قدرت و ثروت مهاجرین ایرانی بعد از انقلاب و اثر مستقیم مادران ایرانی در رشد و بالندگی مدیران ایرانی در بزرگترین شرکتهای جهان، آنجا که کارآفرینان و متخصصین ایرانی به نقش مادر خود در موفقیت خویش اذعان میکنند گویای توان زن ایرانی در ایجاد بستر رشد منابع انسانی است. با نگاهی به حضور آماری چشمگیر زنان ایرانی در مراکز پژوهشی و دانشگاهی کشور و ملاحظه معدلهای بسیار مطلوب ایشان، بهخوبی قابل پیشبینی است که زنان ایرانی طی دو دهه آینده بیشترین مناصب و پستهای مدیریتی کشور را در دست خواهند گرفت و در فضایی که بعد از انقلاب با مصوبات و قوانین برای تحقق برابری حقوق زنان ایجاد شده، زنان بیشترین بهرهبرداری را خواهند کرد. این امید وجود دارد که هنگامی که دستمزد زنان در غرب با وجود برابری تجربه، تخصص و تحصیلات، پایینتر از مردان است اما در ایران این برابری حفظ شود و آیندهای روشن پیش روی زنان، خانواده و ایرانی همواره منسجم قرار بگیرد.
جایگاه زن ایرانی مسلمان الان در جهان به چه نحو است؟
به نظر من جایگاه بسیار خوبی دارد. من خودم وقتی در انگلیس بودم، واقعاً زنهای محجبه فعال و بسیار هم قابل احترام بودند، این صرفاً از نظر دانشجویان مهاجر نبود بلکه مردم انگلستان هم به آنها احترام میگذاشتند، طبعاً از آن سال به این سمت، با توجه به ضریب تحصیلی بالا و اشتغال خانمها، اتفاقات بهتری هم افتاده و در آینده وضعیت زنان ما هر روز بهتر از گذشته خواهد شد.
نقش زنان دانشگاهی و پژوهشگر ایرانی در شکلدادن به گفتمان سیاسی داخلی را چطور میبینید؟
یکی از مهمترین شاخصهای تحول جایگاه زنان و گسترش مشارکت زنان، در ساختارهای اجتماعی است. در جامعهی سنتی یا کلاسیک، نقش زنان فقط در قالب خانواده شکل میگیرد، اما در دنیای پستمدرن و بازنویسی ساختار آموزش و تغییر شگرف الگوهای اقتصادی، زنان خواهی یا نخواهی در همهی عرصههای سیاسی، علمی، اجتماعی، اقتصادی و صنعتی حضور فعال یافتهاند و این حضور ادامهدار و سازنده خواهد بود البته این سازندگی با افزایش نرخ فعالیت زنان در حوزههای تخصصی مؤثرتر و مهندسی اجتماعی که متعاقب آن اتفاق خواهد افتاد عمیقتر میشود.
از فعالیت بهعنوان یک روشندل در محیط علمی و آکادمیک برای مخاطبان زن روز بگویید؟
من بهعنوان یک روشندل در محیط آکادمیک هیچ تفاوتی مابین خود و اساتید دیگر احساس نمیکنم. در حال حاضر در تمام دوران تدریس من چه خارج از کشور چه در داخل کشور هیچ کمبودی احساس نکردم چون معمولاً به تواناییهای خود اتکا کردم نه به کمبود بیناییام، حتی با توجه به اینکه دورهها و بازدیدهای زیادی از کشورهای غربی در خصوص بررسی خدمات ارائه شده به معلولین بهجا مانده از جنگ جهانی دوم داشتم باعث شد در ایران از سال ۱۳۶۶ الی ۱۳۷۴ طی فعالیت در وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری، تغییرات زیادی در تغییر دستورالعملها و آییننامه، امکانات کمک آموزشی و تسهیلات در فرایند تحصیلی و آموزشی برای جانبازان و معلولین با پشتوانه خداوند متعال ایجاد نمایم که سختیهای این دستآوردها ناشی از مقاومت با کهنگی افکار مسئولین نبود بلکه ناشی از مقاومتی بود که در تمام جهان و عصرها در مقابل نتیجهی تحول و نوآوری شکل میگیرد.
تجربهی تحقیق در دانشگاههای خارجی و تأثیرش روی نگاه شما به نقش زنان ایرانی در مسائل منطقه چگونه است؟
من در تمام دوران تحصیلی خودم از آنجا که به زبان انگلیسی مسلط بودم با بررسی سیر تحول حقوق زنان در صحنهی بینالمللی که منجر به تولید و چاپ دهها مقاله بینالمللی شد ملاحظه مینمایم که پایداری زنان ایران در تنشهای بینالمللی که حاصل درصد بسیار بالایی از آمیختگی زنان با حوزه سیاست و اقتصاد است اتفاق افتاده است، جمع آماری قابل قبول از زنان در ایران، یا مرزهای حوزهی مدیریت که بهطور سنتی در دست مردان بوده را هم در کشور ایران و هم سایر کشورهای میزبان شکستهاند یا بهدلیل متخلق به اخلاق بودن زنان ایرانی، باعث گسترش آداب، فرهنگ و ادب پارسی شدهاند یا الگوی مبارزه حین تنش برای استقلال کشور از بیگانگان گردیدهاند که این امر حاصل مغفول نماندن زنان از خودآگاهی در سیر تحولات اجتماعی بوده است.

خانم دکتر، اگر بخواهیم جایگاه زن ایرانی در بحران جنگ را با تجربهی زنان در کشورهای دیگر که با بحرانهای مشابه روبرو بودند مقایسه کنیم، چه نمونههایی میتوانید مثال بزنید که این تفاوت نگاه یعنی زن بهعنوان وطن و ارزش، در برابر زن بهعنوان صرفاً نیروی اجباری جنگ را بهتر نشان بدهد؟
جایگاه زنان در قالب حضور اجتماعی زنان و حقوق زنان مفهوم پیدا میکند و حقوق زنان به الگوهای مرتبط با آزادی و برابری اجتماعی در کشورهای مختلف معنی میدهد و ممکن است این حقوق توسط قانون یا سنتهای ملی و محلی و در پی نظام اخلاقی دریک جامعه به رسمیت شناخته شوند، حقوق زنان در مفاهیم کلیتر مانند حقوق بشر مورد ارزیابی قرار میگیرد اما حقوق بشر نیز در دو حوزهی حقوق بشر غربی و حقوق بشر اسلامی، معانی مختلفی را حمل میکنند، چنانچه حقوق بشر غربی بر مبنای آزادی بیحد و حصر ولو با پاره شدن ارکان خانواده به نفع منافع سیاسی و اقتصادی نظام سرمایهداری شکل گرفته است اما در حقوق بشر اسلامی، انسان و زنان بهعنوان انسان و در قالب اخلاق، حمایت و پشتیبانی ارکان اجتماعی برای استوار نگه داشتن بدنهی شرف و انسانیت استوار گشته است. نمونهای از تفاوت این حق، در بحرانها، از جمله جنگ پدیدار میشود، در بسیاری از کشورها به اجبار زنان برای حضور در صحنهی جنگ بدون توجه به ویژگیهای خاص زنانهی او منتهی میشود در حالی که در کشور ایران زن مانند وطن، ماهیتی بسیار پرارزش و گرامی دارد و بخشی از جنگیدن برای حفظ حرمت و احترام زن صورت میگیرد.
کمی تخصصیتر به ماجرا نگاه کنیم علت غلبهی قهرمانسازی یا قربانیسازی زنان در جنگ روایتهای رسانهای و دیپلماتیک، بهجای دیدهشدن از منظر شما و بهعنوان تحلیلگر مستقل چیست؟
جریان دارای تفکر وابسته به غرب، کنش زن ایرانی مسلمان را بزرگترین مانع برای تحقق امیال اقتصادی، کسبوکار و سیاست خود ارزیابی میکند. به عبارتی، زنان در ایران از هر قشر و گروه و نظام فکری، ضمن حفظ شرافت خود کاملاً برای حفظ وطن ایستادگی میکنند و ثابت کردهاند در هر حال قهرمان عرصهی تلاش برای حفظ وطن هستند اما قربانی کردن، ابزار شناختهشدهای است که برای ایجاد هرجومرج بهکار میرود زیرا نرخ ریسک حمله به ایرانی منسجم و یکدست، بسیار زیاد است و تنها راه باقیمانده، تلقین حس قربانی شدن، در بین آحاد جامعه بهویژه زنان است.
در سالی که مصاحبهی شما منتشر شد، وضعیت زنان ایران بهواسطهی پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی دستخوش تحولاتی شده بود، از آن مصاحبه و بازخوردهایش برای ما بگویید؟
به درستی در خاطرم نیست که کدامیک از عزیزان برای تهیه مصاحبه از زن روز آمد اما خبرنگار بسیار ماهری بود، سؤالها بسیار اصولی و جذاب بود و تیتر مطلب هم خودش مخاطب را جذب میکرد آن زمان تیتر زده بودند؛ زنی که تمام مشکلات را به سطوح آورد، این تیتر روی جلد زن روز بود. بازخورد اطرافیان هم خیلی خوب بود؛ اکثراً رفتند و مجله را خریدند. خودم هم یک نسخه داشتم که هرچه گشتم دیگر پیدایش نکردم، چون همهی نسخههای آن به فروش رفته بود.
خانم دکتر توصیهی سیاسی شما بهعنوان بانویی که عمر شریف خودش را با تمام دشواریها در حوزهی پژوهش و آموزش علوم سیاسی صرف کرده است به نسل جدید یعنی زنانی که میخواهند در تحلیل و تصمیمگیری کلان کشور که مساوی با سازندگی آن است نقش داشته باشند چیست؟
توصیهی من به این قشر از جامعه این است که ابتدا هدف خود را مشخص نموده و سپس راههای رسیدن به هدف مشخص را پیدا کنند از سختیهای پیش رو نهراسند پشتکار، تلاش، اراده و ایمان به خدا داشته باشند و با قدرت به راه خود ادامه دهند و تمام موانع را یکی پس از دیگری از سر راه خود برداشته تا به هدف غایی خود برسند
سال شصت ویکم -شماره 2962