حالا درست در میانهی جنگ سوم تحمیلی و آتشبس ظاهری که معلوم نیست ته ماجرا دوباره جنگ میشود یا نه؟
نویسنده :
نفیسه زارعی
بیایید در دالان تاریخ حرکت کنیم، جایی که ما زنها از همان بطن تاریخ، جامعهی بشری را از دست شر نجات دادیم، درست است که همان موقع نتوانستیم نیزه یا شمشیر به دست بگیریم اما یکجورهایی جنگ را مدیریت کردیم، از این روایت کوتاه میشود به خیلی چیزها رسید، البته که ناگفته نماند آنجا که ضرورت ایجاب میکرد ما خیلی جاها اسلحه هم به دست گرفتیم، نمونهاش را میشود در تاریخ معاصر جستجو کرد، مثلاً خانم فرنگیس در همین کوههای بازیدراز کردستان خودمان حسابی به خدمت دشمن بعثی رسید! ما زنها اصولاً کارمان در مواقع بحران، درست است. شاید از سر غریزه، شاید از سر تجربهی هزاران ساله! مثلاً در جنگ تحمیلی هشت ساله، آنجا که هنوز آنقدر به زندگی تجملگرایانه و مصرفزده عادت نکرده بودیم، در بحبوحهی میدان، مدیریت خانه در دستمان بود و اصل کمک به جبهه در کنار صرفهجویی حرف اول را میزد همین نکته بود که تابآوری اقتصاد کشور گرفتار جنگ را بالا برد و ایران در این نقطه هم متفاوت از سایر کشورها ظاهر شد. حالا درست در میانهی جنگ سوم تحمیلی و آتشبس ظاهری که معلوم نیست ته ماجرا دوباره جنگ میشود یا نه؟ یا اصلاً چقدر امکان حساب طول و عرض زمانی نبرد احتمالی آینده وجود دارد، رجوع به الگوی مقاومت زنانه برای تابآوری میدان اقتصاد یکی از مهمترین مؤلفههایی است که میتواند بهاندازهی میدان و خیابان مؤثر باشد. صرفهجویی، پرهیز از اسراف، فراموش کردن زندگیهای تجملاتی که البته گفتنش آسان و عمل کردنش سخت است، ظلع سومی برای میدان و خیابان است، ضلعی که اتفاقاً ماشهاش در دست ما زنهاست. کافی است جیب آقای همسر و به تبعش خرجوبرج خانه را مدیریت کنیم و بعد بچهها را نرمنرمک با سبک زندگی تازه اُخت کنیم، یعنی همان سبک زندگی درست، سبکی که آقای شهید بارها و بارها دربارهاش صحبت کردند و در اولین روزهای سال قبل هم نسبت به صرفهجویی عمومی برای بهبود شرایط کشور، توصیههای پدرانه و مشفقانهای را انجام دادند، حالا در میانهی جنگ همه جانبه که میشود آن را نبرد تمدنی نامید ما زنها میتوانیم تعیینکننده نتیجه نهایی باشیم، نتیجهای که سومین رکناش در خانه و با کلمهی مقدس مادر رقم میخورد.