کد خبر: ۷۴۵۳
۱۴۰۵/۰۶/۲۸ ۱۲:۵۲

نقد و تحلیل سریال در جستجوی یشم (Pursuit of Jade)

خلاصه داستان اثر: فان چانگ‌یو، دختری قصاب است که در دهکده‌ای دور از پایتخت زندگی می‌کند، یک روز پس از بازگشت از کار روزانه‌، اتفاقی جوانی زخمی را مدفون شده در برف‌ها می‌یابد و او را به خانه می‌برد و با کمک طبیب روستا تحت درمان قرار می‌دهد‌. بی‌خبر از آنکه او ژنرال ووآن‌، مرزبان و قهرمان پرآوازه‌ی کشور است‌.

ماه منیر داستانپور
نویسنده :

ماه منیر داستانپور

نقد فیلم 2960درباره‌ی اثر:
سریال چینی «در جستجوی یشم» یک درام تاریخی ـ رمانتیک است که در سال 2026، توسط ژنگ چینگ جی و بر اساس رمانی به همین نام در 40 قسمت ساخته شد‌. این سریال در شبکه‌های Tencent Video، iQIYI و نتفلیکس به پخش درآمد‌.
این سریال به زودی توانست بر سر زبان‌ها بیفتد و تحسین مخاطبان را برانگیزد‌. به‌گونه‌ای که امتیاز 7/8 را در سایت IMDB از آن خود کرد‌.

دلیل شخصیت‌پردازی خاص زنان در سریال‌های چینی چیست؟
کشورهای آسیای شرقی‌، یعنی چین‌، ژاپن و کره‌ی جنوبی چندین سال است که تغییر روش داده و روش جدیدی در ساخت سریال‌های خود به اجرا در می‌آورند‌. بزرگنمایی و ارزش‌گذاری به جایگاه زن و ارائه‌ی نسخه‌ای امروزی و قدرتمند از او! اما در این نوع ارائه‌، چین شکل متفاوتی را داراست‌. سینما و تلویزیون چین می‌داند زن‌های کشورش چه پیشینه‌ی فاجعه‌بار و تراژیکی داشته‌اند‌. در چین باستان‌، مردان نماد آسمان و قدرت الهی بودند و زنان به‌عنوان نمادی از زمین و نیروهای شیطانی شمرده می‌شدند‌. اگر در خانواده دختری به دنیا می‌آمد‌، از وجود او احساس شرم و بدبختی می‌کردند و پسران را نسلی می‌دانستند که نام آن‌ها را در جهان پایدار می‌کرد‌. اگر قرار بود برای الهه‌گان قربانی داده شود‌، حتماً این دختران زیبارو بودند که باید به کام مرگ فرستاده می‌شدند‌. عشق و محبت به زنان مورد نکوهش قرار می‌گرفت و غیرعادی قلمداد می‌شد‌.
جالب‌تر و غم‌بارتر این است که قانون و آیین‌های اجتماعی در چین باستان‌، زنان را از ارث محروم می‌کردند و آنان حقی برای تصمیم‌گیری در امور خانوادگی و اجتماعی نداشتند‌.
حال با وجود تمام این مسائل‌، سینما و تلویزیون چین دست به ساخت سریال‌هایی می‌زند که به زندگی زنان قهرمان و کارآمد چینی می‌پردازد که در هیچ کجای تاریخ این کشور حضور نداشته‌اند و صد البته هیچ‌گاه مردان به آنان بالی برای پرواز نمی‌دادند‌.

علت محبوبیت سریال در جستجوی یشم چیست؟
اگرچه انتخاب چهره‌های خاص برای بازی در نقش‌های مختلف این سریال به‌خصوص ژانگ لینگ هه در نقش مرزبان ووآن یا همان شیه ژنگ‌، که چهره‌ی زیبا و متفاوت او توانست نظرات مثبت بسیاری را متوجه این مجموعه گرداند را نباید بی‌اهمیت بدانیم؛ اما پرداختن به زندگی یک ژنرال زن و مراحل رشد و پرورش او و تبدیل شدنش از یک قصاب محلی به ژنرال ارتش امپراطوری‌، برای مخاطب بسیار حائز اهمیت است‌.
در واقعیت زنان چینی در عهد باستان نمی‌توانستند به جایگاهی بالا دست پیدا کنند‌. اگرچه برخی زنان قدرتمند مثل امپراطور «وو زتین» توانستند به قدرت دست یابند‌. اما این یک استثناست و برای اکثریت زنان این حتی از رؤیا نیز دست‌نیافتنی‌تر بود‌. چگونه ممکن بود با وجود مفاهیمی مثل «سه فرمان‌بری» برای زنان که به آن‌ها حکم می‌کرد ابتدا از پدر و پس از آن شوهر و در آخر از پسر خود اطاعت کنند‌، به رده‌های بالای حکومتی و اجتماعی برسند؟!
برخلاف این حقیقت دردناک‌، این سریال داستان فان چانگ یو را روایت می‌کند که ابتدا مجبور است پس از مرگ پدر و مادرش که به دست راهزنان کشته شده‌اند‌، برای تأمین معاش خود و خواهرش قصابی کند‌. انتخاب شغل قصابی برای یک دختر ظریف و زیبا‌، به خودیِ خود خاص و عجیب است و حس کنجکاوی مخاطب را تحریک می‌کند‌. از سوی دیگر او با وجود ظرافت به لحاظ بدنی بسیار قوی و ماهر در فنون رزمیست‌. عامل بعدی برخورد او با یک قانون ناجوانمردانه و حقیقی در چین باستان است‌. قانونی که می‌گوید: «پس از مرگ پدر‌، ارث او به پسرش می‌رسد و در صورت نداشتن وارث پسر به نزدیک‌ترین خویشاوند مرد او!» در این شرایط دختر خانواده تنها در صورتی می‌تواند ثروت پدرش را از چپاول شدن توسط دیگران حفظ کند و سقفی روی سرش برای زندگی نگه دارد که با مردی ازدواج کند که حاضر باشد داماد سرخانه‌ی آن‌ها شود‌. داماد سرخانه کسی است که با دختر ازدواج می‌کند‌، برخلاف تمام مردان چینی‌، ولایت همسرش را بر خود می‌پذیرد و نام فامیل او را برمی‌گزیند‌. در عوض صاحب مایملک پدر همسرش می‌شود‌. این دلیل دیگریست که مخاطب به این سریال جذب می‌شود‌. حضور شخصیتی خاص‌، زیبا‌، قدرتمند مثل مرزبان ووآن که در عین تمام برتری‌هایش دیوانه‌وار عاشق دختری از پایین‌ترین سطوح اجتماعی می‌شود و به اینکه داماد سرخانه‌ی او باشد و از او اطاعت کند‌، افتخار می‌کند‌.
همین زن با افشای هویت همسرش از او فاصله می‌گیرد چون احساس می‌کند برتری‌اش را در این رابطه از دست داده و مدتی بعد طی اتفاقاتی به بهترین و مهم‌ترین حامی او در نبردهایش تبدیل می‌شود‌. دقیقاً تصویری که صنعت سرگرمی چین تصمیم دارد به‌عنوان صادرات فرهنگی به جهان ارائه دهد‌. در دنیایی که دیگر زنان جنس دوم محسوب نمی‌شوند و به جهات مختلف از جمله سطح تحصیلات‌، استقلال مالی و جایگاه اجتماعی یا با مردان برابر یا در بسیاری از موارد برترند؛ دیگر نیازی نیست مطیع و فرمانبردار باشند یا خود را کوچک بشمارند‌. پس صنعت سرگرمی چین اگر بخواهد مثل کره که قبلاً فرهنگ خود را در بسته‌ای کامل در شاخه‌های مختلف سریال‌، موسیقی‌، غذا و آرایش به جهان صادر کرده یا مانند ژاپن که با مانگا و انیمه جهان را تسخیر کرده و حتی میل غذایی و پوشش جوانان و نوجوانان را تغییر داده‌، باید به‌سوی یک برتری خاص پیش رود و به قول یکی از دیالوگ‌های ماندگار این سریال: اگر می‌خواهد دیده شود‌، باید نسبت به دیگران برتری داشته باشد‌. اگر پیش از این زنانی خاص را مثل یانگوم یا دونگی در سریال‌های کره‌ای یا اوشین و هانیکو را در سریال‌های ژاپنی دیده‌ایم ولی شخصیت‌های زن چینی که با ظاهری کهن اما با رفتاری شدیداً امروزی و فمینیست به تلویزیون‌هایمان وارد می‌شوند؛ جایگاه متفاوتی دارند و بیشتر از آن‌ها می‌توانند مخاطب را با خود همگام کنند‌.

به پاکی و ارزشمندی یشم یا به رقت‌انگیزی بدنام
دلیل انتخاب عنوان در جستجوی یشم برای این سریال‌، ارزشمندی زن چینی است‌. در واقع نویسنده می‌خواهد بگوید: زن معیار از ابتدا تا امروز در چین‌، کسی مانند فان چانگ‌یو است‌. زنی شجاع که می‌تواند به تمام خواسته‌های خود دست پیدا کند‌. قدرت و ثروت او را آلوده نمی‌کند و تسلیم خواست درباریان فاسد نمی‌شود و در عین ارزش‌گذاری به خانواده می‌توانند قهرمان میدان‌های نبرد و سیاست باشد و همیشه مثل یشم پاک و بی‌آلایش بماند‌.
اما در برابر این دیدگاه پرفضیلت نسبت به زن چینی‌، در تلویزیون‌، سینما یا شبکه‌های خانگی ایران‌، عوامل سازنده‌ی سریال‌ها با تمام قوا سعی در نابودی چهره‌ی زن ایرانی دارند‌. زنی که شرافت شناسنامه‌ی اوست‌، در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی هر لحظه بیشتر با عشوه‌گری‌، غرق شدن در آرایش‌های مبتذل و رفتارهای ناشایست که تنها شایسته‌ی زنان خیابانی است‌، به لجن کشیده می‌شود‌. مثال بارز آن سریال بدنام است که نویسنده و کارگردان از شدت سطح پایین بودن داستان و به هم ریختگی دنیای پرآشوب و احمقانه‌ای که برای شخصیت‌ها ترسیم کرده‌اند حتی توان جمع کردن ماجرا یا به پایان رساندن آن را ندارند‌. داستانی که نه نامش به محتوایش می‌خورد و نه توان تشکیل ساختاری منسجم را دارد‌. شاید تنها بتوان آن را دل‌آشوبه‌ای دانست که مخاطب به تماشایش می‌نشیند که فقط تمام شدنش را ببیند‌.

در جستجوی یشم با تمام ویژگی‌های خوبش چرا نتوانسته امتیازی بالاتر را دریافت کند؟
این سریال را نیز نمی‌توانیم بی‌نقص بدانیم‌. شاید مهم‌ترین ایراد آن تعداد قسمت‌هایش باشد‌. 40 قسمت به معنای واقعی کلمه برای داستان این سریال زیاد است و اگر قرار بر این منوال بود‌، می‌بایست از ابتدا گره‌های داستانی بیشتر و مهیج‌تری برای آن تولید می‌شد‌. به‌طور حتم اگر ده قسمت از این مجموعه کم و برخی سکانس‌های کش‌دار و بی‌ارزش حذف می‌شد؛ می‌توانست امتیاز 5/9 را از آن خود کند‌. اما با تمام این احوال صحنه‌پردازی‌، چهره‌پردازی‌، داستان گیرا‌، صحنه‌های اکشن و بازیگری این سریال قابل توجه است‌.

سال شصت و یکم ـ شماره 2960

گزارش خطا