اعتبروا یا أولیالألباب
داستان عبرتآموز قران و شرایط امروز نبرد ایران
قرآن کتاب آسمانی ما مسلمانان مشحون از حکایاتی واقعی برای پند گرفتن است. یکی از این حکایات ماجرای نبرد طالوت و جالوت است.
خداوند طالوت را برای فتحی بزرگ به جنگ سپاه تا بن دندان مجهز جالوت فرستاد.
در گام اول وقتی سپاه طالوت در اوج تشنگی به چشمه آب رسیدند، فرمان آمد هیچ کسی بیشتر از یک کف دست حق ندارد آب بخورد؛ «إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي» (۲۴۹ بقره).
همه جز عدهی محدودی سرپیچی کردند. این سختی و ابتلا، مقدمهی آمادگی جنگ دشوار با سپاه جالوت بود و آنها که اینجا کم آوردند، زمان روبرو شدن با سپاه مجهز دشمن فریاد زدند که ما نمیتوانیم با آنها بجنگیم و طاقتش را نداریم.
در آن لحظه کسانی که به فرمان خداوند گوش فراداده، از نهر آب بیشتر از یک کف دست نخورده بودند، به پیامبر خدا گفتند: «چه بسیار گروه اندکی که بر گروه بسیار و مجهز دشمن به اذن خداوند پیروز شدند، خداوند با استقامتکنندگان است.»
همان گروه آزمایش پسداده، جنگ را آغاز کردند و نهتنها پیروز صحنه جنگ شدند بلکه جالوت را هم به درک فرستادند؛ «فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ»
پس از این جنگ بود که خداوند نعمتهای بینظیری به این عده داد که از آن جمله فرمانروایی و تبدیل شدن به قدرتی بلامنازع بود.

دنیای کوچک و حقیر حاکم بر سازمان ملل متحد
خوب به این اسمها نگاه کنید!
لسوتو، بابادوس، کومور، موریس، نائورو، پالائو، پاپوآ گینه نو،
سَن مارینو، سنت کیتس و نویس، ساموآ، سائوتومه، سیشل، سوازیلند،
جیبوتی، تونگا، جزایر سلیمان، جزایر مارشال، موریتانی و
بسیاری دیگر، بیشتر این اسامی به گوش شما نخورده
اما از نقشهی مکارانهی آمریکا برای ایجاد همتیمی در سازمان ملل حکایت دارد.
این کشورها زیر ۱۰۰ سال عمر داشته،
زیر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت دارند اما بهصورت برنامهریزی شده عضو سازمان ملل شدهاند و
هر کدام یک حق رأی دارند.
از سال ۱۹۴۵ که سازمان ملل با حضور ۵۱ کشور تشکیل شد،
تاکنون کشورهای زیادی با هدایت آمریکا، اصطلاحاً مستقل شدهاند و
اعضای سازمان ملل را به چیزی در حدود دویست عضو (۲۰۰ کشور) رساندهاند!
جالب اینجاست که به یکباره شما میشنوید که بالای ۱۵۰ کشور در سازمان ملل ایران را به نقض حقوق بشر متهم کردهاند!
یا میگویند جامعهی جهانی نگران برنامههای هستهای ایران است.
اما کسی نمیداند این جامعهی جهانی چیست و چگونه تشکیل شده است و
کسی نمیگوید که اکثر این کشورها جمعیتشان به ۳۰۰ هزار نفر هم نمیرسد.
جالب این که جمعیت مجموعاً ۱۰ کشور از این فهرست نسبتاً طولانی،
روی هم رفته کمتر از یکی از شهرکهای کوچک شهرستانهای ایران است.
مثلاً واتیکان زیر ۱،۰۰۰ نفر
سن مارینو کمتر از ۳۴,۰۰۰ نفر
موناکو ـ کمتر از ۴۰,۰۰۰ نفر
جزایر مارشال کمتر از ۶۰,۰۰۰ نفر
جمعیت ۱۲۶کشور بله قربانگوی آمریکا در سازمان ملل فقط هفتاد میلیون نفر است.
مساحت تمامی این کشورها بهاندازهی ایران نمیشود.
در واقع این دنیای کوچک ساختگی است که دائم ایران را در سازمان ملل محکوم میکند.
ماجرای سرودن شعر معروف آل علی
آیا میدانید ماجرای شعر مشهور؛ «با آل علی هر که درافتاد ورافتاد» چیست و این اثر از چه کسی هست؟
این شعر را «سیداشرفالدین حسینی»، مدیر نشریه نسیم شمال خطاب به نیکلای اول سزار یا تزار روسیه سروده است.
وی در قزوین به دنیا آمد و در نوجوانی برای تحصیل علوم دینی به عتبات سفر کرد و در جوانی روزنامهی «نسیم شمال» را در رشت بنیاد نهاد.
نسیم شمال را از معروفترین و محبوبترین شاعران عصر مشروطه دانستهاند. محققان معتقدند نسیم شمال اگرچه در قدرت شعر سرودن، به شاعران دیگر نمیرسید اما در نفوذ کلام و تأثیر بر مردم، بسیار موفق بود و در میان عموم مردم، محبوبیت و مقبولیت بسیار داشت.
شهرت اشرفالدین به جهت اشعار فکاهی، انتقادی و سیاسی بود که در هفتهنامهی نسیم شمال چاپ میشد. وی اشعاری دربارهی ولادت حضرت فاطمه زهراسلاماللهعلیها، حادثهی تخریب بقیع و... نیز سروده است.
و اما ماجرای سرودن شعر معروف آل علی از این قرار است:
نظامیان روس در تاریخ ۱۰ ربیعالثانی ۱۳۳۰ قمری هنگام غروب، پس از دو ساعت بمباران بارگاه امام رضاعلیهالسلام، با تهاجم وارد صحن شدند و تا نیم ساعت از شب رفته، پیدرپی توپ و تفنگ شلیک میکردند.
مهاجمان تعداد ۳۴۷ گلوله توپ به بارگاه شلیک کردند. روز بعد اسیران را آزاد کرده کشتهها را به بستگانشان سپردند؛ اما همچنان اجازهی ورود به صحن و حرم را به کسی ندادند و با انتقال اشیاء نفیس به بانک روس، آنها را غارت کردند.
بعد از این فرمان، نیکلای بهطور معجزهآسایی که هیچ پزشکی علتش را نفهید به درک واصل شد.
اکثریت فرماندهان یا جنون گرفتن یا فرار کردن، بعضیها هم به قدرت اهل بیتسلاماللهعلیهم پیبرده و متأثر شدند.
پس از این اتفاق ننگین طبع شعر آقا سیداشرفالدین شعلهور شده، شعر معروف سروده میشود؛
دیشب به سرم باز هوای دگـر افتـاد / در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد چشمم به ضریـح شه والا گهر افتاد / این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد / با آلعلی هر که درافتـاد، ورافتاد.

زنی که صندلیاش را به مرد سفید پوست نداد
تبعیض نژادی در مملکتی که متعلق به سرخپوستان بود و
با وحشیگری کابویها از چنگشان درآمده بود، علیه سیاهپوستان نیز بیداد میکرد.
طبق قانون ایالتی آن زمان، جایگاه سفیدپوستان و سیاهپوستان مجزا بود و
سیاهان مجبور بودند فقط آخر اتوبوس بنشینند. رزا هم در ردیف اول بخش سیاهان اتوبوس مینشیند.
مرد سفیدپوستی، چند ایستگاه بعد سوار میشود
اما چون صندلیهای ردیف سفیدپوستها پر بود،
بهسمت صندلی رزا میرود تا او را بلند کند و جایش بنشیند. اما این زن مقاومت میکند.
«رزا پارکس» به بهانهی اینکه بارها قواعد مربوط به جدایی سفیدپوستان و سیاهپوستان را رعایت نکرده، بازداشت شد.
با رسانهای شدن حرکت پارکس، موج اعتراضات گستردهای در آمریکا،
اعم از تشکیل کارزار تحریم اتوبوسهای مونتگمری شکل گرفت.
این جنبش تحت رهبری «مارتین لوترکینگ»، 385 روز به طول انجامید،
که نتیجهی آن، غیرقانونی اعلام شدن جداسازی جایگاههای سفیدپوستان و سیاهپوستان بود.
همین حرکت ساده رزا پارکس علیه تبعیض، فرایندی را کلید زد که دستاوردهای بزرگی را برای آفریقاییتبارهای آمریکا به ارمغان داشت.
موج ایستادگی و حقطلبی سیاهپوستان ادامه یافت و 9 سال بعد، در سال ۱۹۶۴، در نتیجهی ایستادگیها، قانون حقوق مدنی تصویب شد تا
هرگونه تبعیض نژادی در ایالات متحدهی آمریکا ممنوع شود.
رزا پارکس به چهره و نماد برابریطلبی برای سیاهان آمریکا تبدیل شد و
از سوی کنگره آمریکا، لقب «مادر جنبش آزادی» را گرفت.
وی در سن 92 سالگی در سال ۲۰۰۵ درگذشت.
او نخستین زن سیاهپوست تاریخ آمریکا بود که در ساختمان کنگرهی ایالات متحده آمریکا در واشنگتن دفن شد.
سال شصت و یکم ـ شماره 2944