کد خبر: ۷۴۳۰
۱۴۰۵/۰۲/۲۶ ۱۰:۵۲
جهاد خانوادگی در خیابان

پرچم‌داری زنان مجاهد

حضور معجزه‌گون مردم در خیابان به تعبیر رهبر عزیزمان در پیامی که به مناسبت روز معلم و روز کارگر صادر فرمودند روزبه‌روز بیشتر از گذشته دنیا را متوجه خود ساخته است. ملتی که مبعوث شده و قیام کرده‌اند بیش از دو ماه است که خیابان را رها نکرده و هم‌پای میدان رزم، شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را بلندتر از قبل فریاد می‌زنند. یکی از ابعاد مهم این معجزه، نقش‌آفرینی همه‌ی اقشار از زن و مرد و کودک و نوجوان در تجمعات شبانه و این جهاد خیابانی است. هر فردی دقایقی پرچم به دست می‌گیرد و بدون توجه به دیگران وظیفه‌ی خود را در میان سیل خروشان جمعیت انجام می‌دهد و می‌رود و جالب آن‌که خیابان خالی هم نمی‌شود. هرچند افرادی را به‌صورت تک‌تک می‌توان در تجمعات دید اما وجه غالب این جهاد خیابانی حضور خانوادگی است. موضوع این نوشتار بررسی اهمیت این جهاد از یک سو و تبیین نقش زنان به‌عنوان محور خانواده از سوی دیگر است.

محمد لطفی زاده
نویسنده :

محمد لطفی زاده

مقاله 2944هر کار خوبی جهاد نیست!
در دل قرآن، واژه‌ای می‌درخشد که هم تاریخ‌ساز است و هم معنای عمیق اخلاقی و انسانی دارد: جهاد. این واژه، که در لغت به معنای «کوشش» است، امروز بیش از هر چیز، نشان از تلاش خستگی‌ناپذیر روحی، اخلاقی و اجتماعی دارد. البته جهاد به هر کار خوبی گفته نمی‌شود. به تعبیر رهبر شهیدمان آن کاری جهاد محسوب می‌شود که در برابر دشمن باشد. یعنی نقشه‌ی دشمن را باید اول شناخت و سپس با برنامه‌ریزی به مخالفت با آن نقشه پرداخت و مقابله کرد.

نتیجه‌ی جهاد از نگاه قرآن کریم
قرآن کریم در آیات متعدد، جهاد را در قالب‌های متفاوت تعریف فرموده است. مثلاً در آیه‌ی 69 سوره‌ی مبارکه عنکبوت می‌خوانیم: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» یعنی کسانی که در راه ما تلاش کنند، بی‌تردید هدایت‌شان می‌کنیم.
این آیه نشان می‌دهد که جهاد، یک تلاش درونی و بیرونی است که نتیجه‌اش، هدایت و بهره‌مندی از نصرت الهی است. نکته‌ی مهم این است که قرآن، جهاد را محدود به نبرد نظامی هم نمی‌داند؛ بلکه آن را به تلاش و پایداری در هر عرصه‌ی انسان‌ساز و الهی ارجاع می‌دهد. با این تعریف از جهاد اکبر یعنی مبارزه با هوای نفس تا جهاد علمی برای پیشرفت کشور نیز طیف گسترده مصادیق جهاد در راه خداوند متعال را در برمی‌گیرد. در این نگاه اگر فردی دست به جهاد اقتصادی هم زد و تولید را در کشور رونق داد نیز مشمول هدایت الهی خواهد بود.

جهاد با همه‌ی توان
اگر فردی بتواند شهری را آباد کند و با این توانایی به محله‌ی خود اکتفا نماید هرچند جهاد او در این آبادانی دارای اجر بسیار است اما به وظیفه‌ی خود به‌طور کامل عمل نکرده است. شکر نعمت توانمندی برای ایفای نقش در عرصه‌ی جهاد آن است که از همه‌ی توان برای تحقق اهداف الهی استفاده کنیم. لزوم استفاده از حداکثر ظرفیت برای جهاد شاهد قرآنی هم دارد. در آیه‌ی 78 سوره‌ی مبارکه‌ی حج می‌خوانیم: (وَجاهِدوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ) یعنی (و در راه خدا جهاد کنید و حق جهادش را ادا نمایید). از این عبارت قرآنی دو مفهوم برداشت می‌شود. اول آن‌که نباید به یک عرصه برای جهاد اکتفا کنیم و دوم اینکه همه‌ی توان را باید برای جهاد به میدان بیاوریم. این دقیقاً همان کاری است که ملت مبعوث ما بیش از دو ماه است آن را تمرین کرده‌اند. همه‌ی توان را برای حفظ خیابان به میدان آورده‌اند و از سویی جهاد در عرصه‌ی نظامی، ما را از جهاد فرهنگی و مقابله با دشمن بازنداشته است. آری، جهاد در برابر مستکبران، امروز یک عرصه‌ی فوق‌العاده مهم محسوب می‌شود. رهبر شهیدمان در سال 1394 در جریان دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت‌علیهم‌السلام و اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اسلامی فرمودند: «امروز به نظر ما مصداق مجاهدت که در مقابل ما مسلمان‌ها، ما پیروان اهل بیت قرار دارد، عبارت است از مبارزه‌ی با نقشه‌های استکبار در منطقه‌ی اسلامی؛ امروز بزرگ‌ترین مجاهدت این است. با نقشه‌های استکبار باید مبارزه کرد. این نقشه‌ها را باید اوّل شناخت، اوّل باید دست دشمن را بخوانیم، بدانیم چه‌کار می‌خواهد بکند؛ بعد بنشینیم برنامه‌ریزی کنیم و با اهداف دشمن مبارزه کنیم. فقط هم حالت دفاع و انفعال نیست. مبارزه اعم است از دفاع و هجوم؛ یک‌وقت لازم است انسان در مواضع دفاعی قرار بگیرد، یک‌وقت هم لازم است در مواضع هجومی قرار بگیرد؛ در هردو حالت هدف عبارت است از مبارزه‌ی با برنامه‌های استکبار که دشمن اساسی و اصلی است در این منطقه؛ و هم در کلّ منطقه‌ی اسلامی، بخصوص در این منطقه‌ای که غرب آسیاست. این منطقه‌ای که اروپایی‌ها اصرار دارند اسم آن را بگذارند خاورمیانه؛ یعنی خاور را، شرق را به نسبت اروپا می‌سنجند. یک‌جا شرق دور است، یک‌جا شرق میانه است، یک‌جا شرق نزدیک است؛ این تکبّر اروپایی‌ها را ببینید! از اوّل اینجا شده «خاورمیانه»؛ اسم خاورمیانه غلط است؛ اینجا غرب آسیاست. آسیا یک قارّه‌ی بزرگی است، ما در غرب آسیا قرار داریم. این منطقه منطقه‌ی بسیار حساسی است؛ منطقه‌ای است از لحاظ راهبردی مهم، از لحاظ نظامی مهم، از لحاظ منابع زیرزمینی مهم، از لحاظ ارتباط بین سه قارّه ـ آسیا و اروپا و آفریقا ـ مهم. منطقه‌ی مهمّی است. روی این منطقه برنامه دارند، نقشه دارند؛ باید این نقشه‌ها را ببینیم چیست و با این مقابله کنیم؛ این شد مجاهدت». جالب است که رهبر شهید و عزیزمان پس از این جملات، شاهد قرآنی سخن خود را همین عبارت (جاهِدوا فی الله حقّ جِهادِه) ذکر فرموده‌اند.

مقاله 2944جهاد تبیین، همچنان واجب قطعی و فوری
آمریکای جنایت‌کار رهبر عزیز ما را به شهادت رساند و البته هم تقاص خون آن قائد عظیم‌الشأن و سایر شهدای عزیز جنگ تحمیلی سوم به تعبیر حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای‌مدظله‌العالی باید گرفته شود و هم این خون پاک سرمنشاء بیداری بزرگی در جهان گردیده است. با این وجود فتوای رهبر شهید به رغم پرکشیدن او از میان ما پابرجاست. هنوز جهاد تبیین به‌عنوان یک عنصر مهم در عرصه‌ی جهاد، وجوب خود را از دست نداده است. واجب بودن جهاد تبیین یعنی باید به آن مثل سایر واجبات اهمیت داد و حتی اگر کار مستحبی بخواهد به واجب شرعی ضرر بزند برابر تعالیم اسلامی اولویت را باید به انجام واجب بدهیم. فوری بودن جهاد تبیین نیز حاکی از آن است که دشمن به‌طور دائم در حال کار رسانه‌ای خباثت‌آمیز است و در جنگ شناختی روی ذهن همه‌ی افراد یک خانواده به‌ویژه نوجوانان و جوانان مایل است اثر بگذارد و هرگونه تأخیر دست دشمن را برای نیل به اهداف شومی که در سر دارد باز خواهد گذاشت. حضور خیابانی و تجمعات گسترده فرصت خوبی برای جهاد تبیین است. پیش‌زمینه‌ی جهاد تبیین مطالعه درست و کسب اطلاعات کافی و آنگاه با شناخت نقشه‌ی دشمن، برملا کردن آن و تبیین حقانیت ما و خباثت جبهه‌ی کفر است. در این میان بانوان نقش بسیار مهم برعهده دارند. حضور گسترده‌ی زنان ایرانی در تجمعات گوناگون می‌تواند بسیاری از گره‌های ذهنی خانواده‌ها و شبهات طراحی شده از سوی دشمن را باز کند و پاسخ دهد. از یک میز خدمت ساده برای پاسخ به سؤالات و شبهات گرفته تا تبیین چهره‌به‌چهره در تجمعات به‌ویژه برای دختران نوجوان طیف گسترده یک فرصت بی‌نظیر را در این زمینه برای انجام یک جهاد مهم نشان می‌دهد.

اهمیت حضور و جهاد خیابانی
مردم مبعوث بیش از دو ماه است با فهم درست و به پیروی از فرمان رهبر عزیزمان آن هم به‌طور خانوادگی و با حضور چشمگیر بانوان خیابان را حفظ کرده‌اند. این حضور از چند جنبه دارای اهمیت است:

  1. تقویت روحیه‌ی ملی و همبستگی اجتماعی: حضور مردم در تجمعات دفاع از وطن، نماد عینی اتحاد و همدلی است. این هم‌بستگی، نشان می‌دهد که جامعه، در مقابل تهدیدهای خارجی و داخلی، یک‌پارچه و متحد است. چنین تجمعاتی، احساس تعلق و وابستگی به سرزمین، تاریخ و هویت ملی را تقویت می‌کند و زیرساخت‌های روحی جامعه را افزایش می‌دهد.
  2. ارسال پیام قدرت و اتحاد به دشمنان: وقتی مردم در کنار هم جمع می‌شوند و با حضور فعال خود، نشان می‌دهند که در دفاع از سرزمین و ارزش‌هایش مصمّم هستند، به‌نوعی پیام قدرت خود را به دشمن ارسال می‌کنند که «ما یکپارچه و متحدیم» و «ما هیچ‌گاه زیر بار ستم و تجاوز نمی‌رویم». این پیام، در سطح راهبردی، می‌تواند عامل بازدارنده‌ای مؤثر باشد و توازن قوا را به نفع ملت تغییر دهد.
  3. نقش آموزشی و ترویج فرهنگ مقاومت: تجمعات، چه در میدان‌های عمومی و چه در خیابان‌های فرعی (که هر دو لازم است)، فرصت آموزش و ترویج ارزش‌های مقاومت، ایثار و فداکاری هستند. حضور گسترده و پرشور، پیام‌هایی عمیق به نسل‌های بعدی می‌رساند که مقاومت در برابر ظلم و تجاوز، یک وظیفه‌ی ملی و دینی است.
  4. حمایت معنوی و روحی از نیروهای حوزه‌ی دفاعی: حضور مردم در تجمعات، نه‌تنها پشتیبانی سیاسی و روانی، بلکه حمایت معنوی و روحی است. آن هم برای نیروهای مسلح و کسانی که در خط مقدم دفاع می‌جنگند. احساس هم‌بستگی و حمایت مردمی، آنان را در مقابله با دشمنان قوی‌تر و مقاوم‌تر می‌سازد و روحیه‌‌ی ایثار و مقابله با دشمن را در آنان تقویت می‌کند.
  5. تثبیت و تقویت هویت و ارزش‌های ملی در برابر تهاجم فرهنگی: در جهانی که ارزش‌ها و فرهنگ‌های مختلف در پی جایگزینی ارزش‌های ملی هستند، حضور فعال مردم در تجمعات دفاع از وطن، به‌عنوان یک نماد فرهنگی، مشخص می‌کند که هویت ملی همچنان پابرجاست و مردم، پاسدار فرهنگ و ارزش‌های‌ خود هستند.
  6. مقابله با یأس و تردید: در زمان‌هایی که روحیه‌ی عمومی نیازمند نشاط است، حضور مردم در تجمعات می‌تواند در جلوگیری از یأس و ناامیدی نقش اساسی ایفا کند. احساس قدرت و اتحاد، این یقین را در جامعه تقویت می‌کند که پیروزی نهایی پیش روی آن‌هاست و در کنار هم بودن، امیدواری را تقویت می‌کند.

جهاد خانوادگی با محوریت زنان در تاریخ
وقتی از «جهاد» سخن می‌گوییم، اغلب ذهن‌ها به‌سمت میدان‌های نبرد و حضور رزمندگان می‌رود. البته این مصداق جهاد بسیار پرارزش است اما تاریخ، به‌ویژه تاریخ پرفرازونشیب اسلام، گواهی می‌دهد که مفهوم جهاد، فراتر از شمشیر و نیزه، در ابعاد گسترده‌تری چون مراقبت، هدایت، و ایستادگی اخلاقی نیز معنا داشته است؛ ابعادی که اغلب با حضور «خانواده» و «زنان» به‌عنوان محور اصلی گره خورده است. نمونه‌ی این جهاد خانوادگی حادثه‌ی عاشوراست. در این ماجرا، حضور امام حسین‌علیه‌السلام تنها یک اقدام فردی نبود، بلکه همراه با حضور یک خانواده پای ارزش‌هایشان بود. زنان و کودکان حاضر در کربلا، نقشی فراتر از تماشاگر داشتند؛ آن‌ها بخشی از «مقاومت و جهاد» بودند. پس از شهادت امام حسین‌علیه‌السلام و یارانش، صحنه‌ی کربلا می‌توانست پیام «شکست ظاهری» و «پیروزی دشمن» را به تاریخ مخابره کند. در این لحظات، حضرت زینب‌سلام‌الله‌علیها بود که با خطبه‌های آتشین خود در کوفه و شام تحت هدایت امام سجادعلیه‌السلام، «جنگ روایت‌ها» را به نفع جبهه حق برگرداند. او با شجاعت، حقیقت واقعه را آشکار ساخت و یزید و دستگاه اموی را رسوا کرد. این جنگ روایت امروز هم به‌شدت در جریان است. حضور خانوادگی در جریان جهاد تبیین برای شکست دشمن در جنگ روایت‌ها باطل‌السحر هر نقشه‌ی شوم خواهد بود.
همسران شهدای کربلا از جمله حضرت رباب‌سلام‌الله‌علیها، با پایداری به رغم حزن عمیق خود، نشان دادند که «جهاد» تنها در میدان نبرد نیست، بلکه در حفظ حرمت خون شهید و استقامت در برابر اندوه نیز متجلی است. این همان کاری است که امروز مادران و همسران شهدا و خانواده‌ی معزز آنان در کشور ما با سابقه‌ای از دفاع مقدس هشت ساله سراغ داریم انجام می‌دهند. وقتی بانویی چند نفر از اعضای خانواده خود را از دست داده و به رغم شهادت آنان با به دست گرفتن پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران به میدان می‌آید و در کنار سایر مردم خیابان را حفظ می‌کند، به‌جز جهاد با محوریت استقامت در برابر مصیبت چه نامی می‌توان بر این کار گذاشت؟ این جهاد دشمن را از رسیدن به اهدافش بازمی‌دارد و به جامعه‌ی خودی و جبهه‌ی حق نیز انگیزه‌ی مضاعف می‌دهد.

نقش کودکان در جهاد خانوادگی
حضور کودکان در کربلا، مانند حضرت علی‌اصغرعلیه‌السلام و حضرت رقیه‌سلام‌الله‌علیها، هم نماد «مظلومیت مقتدرانه» بود، و هم جهادی خاموش محسوب می‌شد. این حضور، پیام ظلم و بی‌رحمی دشمن را به تاریخ منتقل کرد و چهره‌ی واقعی و پلید لشکر یزید و جبهه‌ی باطل را نمایان ساخت. امروز نیز در شرایطی که دشمن از هیچ جنایتی دریغ نکرده و با وقاحت مدرسه‌ی شجره طیبه میناب را بمباران کرده و گل‌های زیبایی را پرپر نموده، حضور پرشور کودکان و نوجوانان در تجمعات در کنار خانواده دو اثر و پیام مهم دارد. یکی آنکه به دشمن استقامت این ملت را نشان می‌دهد و دوم اینکه کودک با حضور همراه با خانواده به‌ویژه در کنار مادر و پدر مفاهیمی چون جهاد، دفاع از ارزش‌ها و اعتقادات و وطن را به خوبی و در عمل می‌آموزد. چنین کودکی وقتی در سالیان بعد رشد کرد و به مسئولیت رسید، آموخته است که باید برای پیشرفت این کشور مجاهدانه کار کرد. خاطره‌ی ثبت شده در ذهن چنین کودکانی از جهاد خیابانی همراه با خانواده هیچ‌گاه حذف نمی‌شود و دشمن‌ستیزی نیز به خوبی در آنان نهادینه‌ می‌گردد.

جهاد خانوادگی در تاریخ؛ فراتر از کربلا
اگرچه کربلا نقطه‌ی اوج است، اما نمونه‌های دیگری از «جهاد خانوادگی» در تاریخ اسلام به چشم می‌خورد:

  • هجرت پیامبر اعظم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله: مشارکت حضرت خدیجه‌ سلام‌الله‌علیها در سختی‌های دوران ابتدایی بعثت، حمایت مالی و روحی او و سپس جهاد بی‌بدیل حضرت فاطمه‌سلام‌الله‌علیها در دفاع از ولایت از مصادیق بارز جهاد خانوادگی هستند. فرزندان در این جهاد تنها نظاره‌گر نبودند بلکه رفتار مجاهدانه را در بستر خانواده مانند یک کلاس درس به طور عملی فراگرفتند.
  • حمایت از مبارزان: در طول تاریخ، همسران و مادران مبارزان در جبهه‌ی حق، با تحمل سختی‌ها، حفظ کانون خانواده در غیاب عزیزان‌شان و گاهی پشتیبانی مستقیم از مبارزان، نقش «پایگاه حمایتی» را ایفا کرده‌اند. این «صبر همراه با عمل»، نوعی جهاد مداوم است. امروز نیز رزمندگانی که در خط مقدم دفاع از کشور قرار دارند از حمایت صبورانه‌ی خانواده خود برخوردارند و مردمی که در خیابان به پشتیبانی از رزمندگان می‌پردازند نیز به‌طور خانوادگی این حمایت را فریاد می‌زنند تا دلگرمی بیشتری برای مجاهدان فراهم شود.
  • تربیت نسل: مهم‌ترین جهاد خانوادگی، تربیت نسلی آگاه، مؤمن و مسئولیت‌پذیر است. این وظیفه، که اغلب بر دوش مادران است، در طول تاریخ، ضامن بقای ارزش‌ها و ادامه‌ی مسیر حق بوده است. امروز مادرانی که همراه با خانواده در خیابان دست به جهاد می‌زنند، این نقش تربیتی را با همه‌ی وجود به‌طور عملی به فرزندان و نسل خود منتقل می‌نمایند.

مقاله 2944

مقایسه‌ی حضور خانوادگی در خیابان با جهاد انفرادی
حضور فردی در خیابان در شرایط امروز نه‌تنها پسندیده است و دارای اجر هم به فضل الهی خواهد بود بلکه شایسته‌ی تقدیر هم هست اما در مقایسه با جهاد و حضور خانوادگی، واجد اولویت نیست. حضور همراه با خانواده در جهاد خیابانی مزایایی دارد که آن را در برابر حضور فردی مؤثرتر می‌سازد. چند تفاوت این دو با هم عبارتند از:

  1. تفاوت «مسئولیت فردی» با «هویت جمعی»
    وقتی فردی به تنهایی در یک تجمع شرکت می‌کند، کنش او یک «انتخاب شخصی» است. اما وقتی خانواده‌ای با فرزندان خود در این مسیر قدم می‌گذارد، این عمل از یک انتخاب شخصی به یک «هویت خانوادگی» ارتقا می‌یابد. کودک یا نوجوانی که در کنار والدین خود در یک فعالیت دفاعی مشارکت می‌کند، آن هدف را نه یک موضوع انتزاعی یا خبری، بلکه بخشی از «هویت و سبک زندگی» خود می‌بیند.
  2. تربیتِ «جهادگر نسل آینده»: در حضور فردی، کودک تنها شاهدِ دوری والدین است؛ اما در حضور خانوادگی، کودک در بطنِ میدان قرار می‌گیرد.
       مشاهده‌ی عینی: فرزندان با دیدن حضور والدین در لحظات حساس، «ارزش‌های غیرت، دفاع و میهن‌دوستی» را نه از طریق کتاب‌ها، بلکه با تمام وجود و از طریق «الگوسازی» می‌آموزند.
       درونی‌سازی: وقتی فرزند در فضای تجمع قرار می‌گیرد، ترس‌ها به شجاعت تبدیل می‌شوند و مفهوم «وطن» برای او با خاطرات همدلی و بودن در کنار خانواده گره می‌خورد.
  3. پیوند عاطفیِ هدفمند (مقاومت پیوند‌خورده با محبت): حضور خانوادگی باعث می‌شود «جهاد و دفاع» در ذهن فرزندان با «امنیت و مهرورزی» پیوند بخورد. وقتی خانواده با هم در میدان حاضر می‌شوند، محیط تجمع از یک محیط صرفاً سیاسی و خشک، به محیطی تبدیل می‌شود که در آن فرزند احساس می‌کند بخشی از یک «سپر حمایتی بزرگ‌تر» است. این پیوند عاطفی، مقاومت او را در برابر فشارهای روانی آینده به‌شدت بالا می‌برد.
  4. شکستن «جنگ روایت‌ها» در فضای خصوصی: دشمن در جنگ روایت‌ها، سعی می‌کند تجمعات دفاعی را «نامرتبط با زندگی روزمره» نشان دهد. حضور خانواده‌ها (به‌ویژه با کودکان) این روایت را به کلی از بین می‌برد. وقتی جامعه می‌بیند که خانواده‌ها با فرزندان خود برای آرمان‌هایشان ایستاده‌اند، این تصویر به «مشروعیت و مردمی بودن» آن آرمان می‌افزاید. برای خود فرزند نیز، این حضور باعث می‌شود روایت واقعیِ وطن را از «میدان» بگیرد، نه از فضای مجازی یا روایت‌های وارونه‌ی دشمن.
  5. تقویت هم‌بستگی درونی خانواده: حضور در صحنه‌های دفاعی خانوادگی، باعث ایجاد «زبان مشترک» بین والدین و فرزندان می‌شود. تجربه‌ی یک حضور شبانه یا یک تجمع میدانی، به یک «خاطره‌ی جمعی» تبدیل می‌شود که در سال‌های بعد، به‌عنوان میراثی از دورانِ ایستادگی در آن خانواده باقی می‌ماند. این تجربه، بنیان خانواده را در برابر آسیب‌های فرهنگی منفعل‌کننده مستحکم می‌کند.

جمع‌بندی
با توجه به مزایای حضور خانوادگی در عرصه‌ی جهاد خیابانی نسبت به حضور انفرادی و اثر فوق‌العاده زیاد آن در تربیت نسل مقاوم و آگاه، وقتی والدین و فرزندان در تجمعات خیابانی شرکت می‌کنند، هم در عرصه‌ی جهاد نام خود را ثبت می‌کنند و در پیشگاه الهی مقام بالایی خواهند داشت، هم پیام وحدت را به دنیا مخابره کرده و از هم‌بستگی ایجاد شده نیز برای زندگی خود بهره‌مند می‌شوند. در این میان محور تربیت و نقش‌آفرینی، (زنان) مجاهدی هستند که حضور پرشور آنان چشم دنیا را خیره کرده است. آنان به پیروی از عقیله‌ی بنی‌هاشم حضرت زینب‌سلام‌الله‌علیها عقلانی‌ترین کار ممکن را انجام داده و به حمایت از میدان رزم، خیابان را مزین به جهاد خانوادگی نموده و بر نقشه‌ی دشمن در تضعیف روحیه‌ی ملی و هم‌یبستگی و اتحاد مقدس خط بطلان کشیده‌اند.

سال شصت و یکم ـ شماره 2944

گزارش خطا