کد خبر: ۷۴۲۷
۱۴۰۵/۰۲/۲۶ ۰۸:۴۸

کتاب کشتی پهلو گرفته و گیل مانا

سیده فاطمه موسوی
معرفی شده توسط :

سیده فاطمه موسوی

کتاب 2944کشتی پهلو گرفته ـ سید مهدی شجاعی
این کتاب شامل روایت‌هایی است، حول شخصیت دختر پیامبر گرامی اسلام حضرت فاطمه‌ی زهراسلام‌الله‌علیها که؛ حوادث قبل از تولد تا ازدواج ایشان، بعد از شهادت پیامبر تا ماجرای باغ فدک و انحراف امت اسلام از مسیر ولایت، و بعد از شهادت ایشان را شامل می‌شود.
نویسنده، وقایع را هر چند به شکل خلاصه و گزیده، اما هنرمندانه و با قلمی ادبی و دلنشین نگاشته است.
این کتاب از لحاظ محتوا به دو بخش تقسیم می‌شود؛ اول توصیف شخصیت صدیقه‌ی طاهره‌سلام‌الله‌علیها و بعد امیرمؤمنان‌علیه‌السلام و همچنین یادآوری رابطه‌ی عمیق و احساسی این دو بزرگوار و فرزندان‌شان با پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌، دوم بیان ستم‌هایی که پس از شهادت پیامبر به این دو شخصیت بزرگوار شد.
هدف نویسنده، بیان گوشه‌ای از مظلومیت فاطمه‌ی زهرا‌سلام‌الله‌علیها و همچنین امیرمؤمنان‌علیه‌السلام می‌باشد و به گفته‌ی نویسنده، این قلم تنها کاری که می‌تواند بکند، اقرار به عجز است در مسیر شناخت الفبای مظلومیت، چه رسد به شناساندن و تقریر و تصویر آن.
این کتاب صد و شصت صفحه‌ای دارای چهارده فصل است. وقایع از زبان خانواده و نزدیکان و همچنین خود بانوی دوسرا حضرت فاطمه‌سلام‌الله‌علیها روایت می‌شود.
نویسنده در سیر داستان از احادیث متقن و آیات قرآن بهره گرفته و به شیوه‌ای زیبا و متفاوت این داستان تاریخی را تا انتها هدایت می‌کند. مطالعه‌ی این کتاب برای کسانی که به تاریخ اسلام علاقه‌مند هستند می‌تواند بسیار جذاب باشد.

 

 

کتاب 2944گیل مانا ـ سیده‌نساء هاشمیان سیگارودی
محمدعلی حق‌بین جوان اهل لنگرود از آن دسته آدم‌هاست که نمی‌تواند تحمل کند تا دشمن به خاک مملکتش پا بگذارد و خودش راحت و آرام توی لنگرود و دور از جنگی که غرب و جنوب کشور را درگیر کرده، زندگی کند. هیچ‌کدام از جوان‌های لنگرود که آن سال‌ها جنگ هشت ساله را دیدند؛ نتوانستند بیکار بنشینند و در کنج خلوت‌شان دست روی دست بگذارند.
محمدعلی پاسدار جوان لنگرودی از همان سال‌های ابتدای جنگ راهی جبهه شد. اما برخلاف بسیاری از هم‌رزمان لنگرودی‌اش شهید نشد. هرچند بارها در جبهه‌ی کردستان، شیمیایی شد. هر بار که به خانه بازمی‌گشت با خودش خبر شهادت عده‌ای از همسایه‌ها را می‌آورد و این آقاجانش را کلافه کرده بود. پیرمرد از پدرهای روستا خجالت می‌کشید که پسر خودش زنده است و فرزندان آن‌ها شهید شده‌اند! اما محمدعلی حق‌بین باید می‌ماند تا خبر مظلومیت یارانش را به گوش همه برساند!
کتاب «گیل‌مانا» به قلم «سیده‌نساء هاشمیان سیگارودی» و به همت انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ شده است و به زندگینامه‌ی شهید محمدعلی حق‌بین می‌پردازد.

برشی از کتاب:
پدرم وسط غذاخوردن دنباله‌ی حرف خواهرم را گرفت و از حال مسلم پرسید و گفت: «ابراهیم، همیشه مسلم زودتر از تو میومد؛ چطور شد این‌بار تو از مسلم زودتر اومدی؟» سؤال سختی بود. مانده بودم چه بگویم. احساس کردم غذا در گلویم گیر کرده. کمی مکث کردم. راست می‌گفت؛ مسلم یک بسیجی ساده بود و در مرخصی‌ها همیشه زودتر از من به خانه می‌رسید. آهسته گفتم: «مسلم دیگه نمیاد». لقمه‌ها در دهان‌شان گیر کرد و همه دست از غذا خوردن کشیدند. گفتم: «مسلم شهید شده»

سال شصت و یکم ـ شماره 2944

ماه منیر داستانپور
معرفی شده توسط :

ماه منیر داستانپور

گزارش خطا