«دو نوع زن داریم! زنانی که در زمان امنیت، میجنگند برای برداشتن تکهای پارچه از سرشان و زنانی که زیر بمباران میگردند بهدنبال همان یک تکه پارچه، برای حفاظت از شرافتشان!»
نویسنده :
نیلوفر حاج قاضی
جناب آیتالله جوادی آملی در ادامهی سخن میفرماید: «حرمت زن، نه اختصاص به خود زن دارد. نه مال شوهر و نه ویژهی برادران و فرزندانش میباشد. همهی اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد بود. چون حرمت زن و حیثیت زن بهعنوان حقالله مطرح است. حجاب زن، حقی است الهی! عصمت زن، حقالله است. زن بهعنوان امین حقالله، از نظر قرآن مطرح است. زن باید این مسئله را درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کرد. حجاب زن، مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیام. حجاب زن، مال خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت دهند. حجاب زن حقی الهی است!» تنها همین بیانات این عالم فرزانه کافیست تکلیف خود را راجع به حجاب و مرزهای عمیق و آشکارش بدانیم و بفهمیم. حالا بماند که صدها بلکه هزاران سخنرانی، مقاله و کتاب در ارتباط با حجاب زنان و پیرامون آیات و احکام الهی در این زمینه، موجود است. حالا تصورش را بکنید وسط معرکهی جنگ و میدان مقدسی که دست ملت مبعوث را برای اندیشهپروری و اجرای سیاستهای راهبردی، برتر کرده است جوان مداحی بیاید بالای سکو و بگوید اتحاد دختر محجبه با بدحجاب یا بیحجاب اهمیت بیشتری از احکام خدا دارد. یا همان جملهی دم دستی قدیمی را چاشنی مداحیاش کند که؛ «آخه کی میگه ظاهرآدمها ملاکه / ملاک آدمیت دل پاکه» یعنی آقای مداح نمیداند هدف وسیله را توجیه نمیکند؟ نمیداند برای رسیدن به وحدت نباید منکر را تأیید کرد؟ نمیداند اتحاد حول محور گناه، برکت را از محصول کار میگیرد؟ این درست که قرار است جذب حداکثری داشته باشیم اما گاهی ندانسته شعاع برخی حرفهای نسنجیده یا غافلانه از دایرهی تجمعات بیرون میزند و به تأیید برخی فتنهها میرسد. یادمان نرفته مسیح علینژاد هم در ایام شوم زن، زندگی، آزادی حضور دختر بدحجاب یا بیحجاب را کنار یک دختر محجبه تأیید میکرد و دست در دست هم بودنشان را نشانهی رسیدن به هدف میدانست. اینکه نباید با بانوان کمحجاب حاضر در تجمعات بداخلاقی کرد حرف کاملاً درستی است. اما آیا تبلیغ بدحجابی شایستهی مداحی و منبر است؟ آیا ضروری است به نام جذب حداکثری حرفی بزنیم که ناخواسته مرز میان معروف و منکر را کمرنگ کند. آیا نباید این اتحاد معطر و مقدس زمینهای برای تقویت ارزشهایمان شود؟ آیا جایز است برای حفظ جمعیت، از بخشی از حقیقت دین صرفنظر کرد؟ حالا بماند که اکثریت آماری جمعیت میدان با زنان محجبه و بهخصوص چادری است و شعرخوانی برای تعدادی محدود دختر بدحجاب یا بیحجاب معنایی ندارد. ضمن اینکه فتوا دادن وظیفهی مداح نیست و کارشناسی میطلبد، کسی که درس اجتهاد خوانده میتواند در ارتباط با منکر و معروف صاحب نظر باشد. مداح نیز باید معارف دین را تبلیغ کند نه اینکه مطابق سلیقههای شخصی خود برای مردم نسخه بپیچد. خوب است آقایان مداح فقط یک جمله از رهبر شهید را برای خودشان مجوز نکنند و چند خطی هم بیانات امام شهید را در کتاب طرح کلی اندیشه بخوانند که آوردهاند: «میوهی دل پاک باید عمل پاک هم باشد. باحجاب و بیحجاب هم ندارد. او باید نقص ظاهری را علاج کند و آن دیگری نقص باطن را...» آقای مداح این منبر، این سکو و این بلندگو حرمت دارد. قداستش را حفظ کنید تا روز قیامت وبال گردنتان نشود.