گپ کوتاه با دکتر «زهرا دهقانی تفتی» جامعهشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی در ارتباط با:
تأثیر جنگ رمضان بر ازدواج
کاهش ازدواج، اگر با همین روند ادامه پیدا کند، در بلندمدت پیامدهای جدی و قابل توجهی برای جامعه به همراه خواهد داشت. یکی از مهمترین نتایج آن، افزایش تجرد قطعی است؛
روند کلی ازدواج در ایران قبل از جنگ رمضان چگونه بود؟
پیش از این درگیری، نرخ ازدواج در ایران روندی نزولی داشت، آمارها نشان میدهد که تعداد ازدواجها از حدود 658 هزار مورد در سال 1395 به حدود 590 هزار مورد در سال 1404 کاهش یافته بود.
دلیل اصلی این کاهش، فشار اقتصادی، تورم، هزینهی بالای مسکن، تغییر نگرش فرهنگی نسبت به ازدواج و افزایش سن اشتغال بود و میتوان گفت، جامعه در آستانهی جنگ تحمیلی سوم، در وضعیتی از آسیبپذیری اجتماعی قرار داشت.
جنگ رمضان چگونه بر نرخ ازدواج در ایران تأثیر گذاشت؟
به نظر من این تأثیرات را میتوان چند وجهی دانست؛
- از نقطه نظر اقتصادی و این که افزایش نرخ ارز، رکود بازارها وبالاتر رفتن قیمت مسکن وجهیزیه، تمایل به ازدواج را بهشدت کاهش داد بهطوری که بسیاری از جوانان بهدلیل عدم قطعیت اقتصادی، تصمیم به تعویق انداختن ازدواج گرفتند.
ازنظر روانی نیز اضطراب ناشی از تنش نظامی، حس ناامنی وبیثباتی را افزایش داد؛ این وضعیت، تصمیمگیریهای بلندمدت مانند ازدواج را برای بسیاری دشوار کرد.
- به لحاظ فرهنگی اجتماعی نیز اختلال در برگزاری مراسم عروسی و جشنها، کاهش دورهمیهای خانوادگی و ترس از وضعیت آینده؛ باعث شد تا بسیاری از برنامههای ازدواج لغو شود یا به تعویق بیفتد.
وبه لحاظ جمعیتی، افزایش موج مهاجرت تحصیلی و کاری پس از بحران، بخشی از جمعیت جوانان در آستانهی ازدواج را هدف قرار داد و برنامههای تشکیل خانواده را مختل کرد.
آیا آماری از میزان دقیق کاهش ازدواج پس از جنگ وجود دارد؟
هنوز آمار رسمی دقیقی دراین دوران منتشر نشده است، اما با اتکا به دادههای پیشین، الگوهای رفتار اجتماعی در دورانهای مشابه (مانند دوران کرونا) و شاخصهای اقتصادی سال 1404، برآورد میشود که تعداد ازدواجها بین 5/5 تا 3/9 درصد کاهش یافته باشد.
به نظر شما کاهش ازدواج، دائمی است یا موقتی و چه چشماندازی را برای آینده میتوان متصور شد؟
تجربه نشان داده است که پس از فروکش کردن بحرانها، معمولاً موجی از ازدواجهای تعویق خورده رخ میدهند، اگر ثبات اقتصادی و روانی در نیمهی دوم سال 1405، برقرار شود، انتظار میرود حدود 20 تا 30 درصد از ازدواجهای تعویق خورده ثبت شوند. با این حال بعید است نرخ ازدواج به سطح قبل از سال 1404 برگردد و همچنان روند کلی کاهش بلندمدت ادامه خواهد داشت.
پیامدهای بلندمدت این مسأله برای جامعهی ایران چه خواهد بود؟
کاهش ازدواج، اگر با همین روند ادامه پیدا کند، در بلندمدت پیامدهای جدی و قابل توجهی برای جامعه به همراه خواهد داشت. یکی از مهمترین نتایج آن، افزایش تجرد قطعی است؛ به این معنا که بخشی از افراد ممکن است در سنین معمول ازدواج، امکان یا تمایل تشکیل خانواده را از دست بدهند و در نهایت مجرد باقی بمانند. پیامد دیگر، افت نرخ باروری است؛ چرا که کاهش ازدواج بهطور طبیعی زمینهی فرزندآوری را نیز محدود میکند و در ادامه میتواند به کاهش رشد جمعیت و بروز مسائل جمعیتی منجر شود. افزون بر این، تداوم این روند به تغییر در ساختار خانواده نیز خواهد انجامید؛ بهگونهای که الگوهای سنتی خانواده بهتدریج دستخوش دگرگونی میشوند و جامعه با شکلهای تازهای از زیست فردی و خانوادگی مواجه خواهد شد.
چه راهکارهایی برای مقابله با این روند وجود دارد؟
برای جبران این وضعیت انجام سیاستگذاریهایی در سطوح مختلف ضروری است.
از جمله حمایت اقتصادی در قالب ارادهی وامهای ازدواج با نرخ سود پایین، تسهیلات مسکن برای زوجهای جوان و تسهیلگری فرهنگی با برگزاری کمپینهای کاهش هزینههای ازدواج و ترویج سبکهای سادهتر و حمایتهای اجتماعی بهصورت مشاورههای پیش از ازدواج و کمک به حل مشکلات زوجین.
چرا در دوران بحران وجنگ، صحبت از «ازدواج آسان وساده» اهمیت بیشتری پیدا میکند؟
در دوران تنشهای نظامی و بحران بهطور کلی، فشار اقتصادی و روانی روی خانوادهها چند برابر میشود، معمولاً هزینههای سنگین مراسم، جهیزیه، تالار، طلا و تجملات، عملاً ازدواج را برای بسیاری از جوانان ناممکن یا بسیار سخت میکند و در چنین شرایطی پافشاری بر تشریفات و تجملات، ازدواجها را کاهش میدهد، خانوادهها را زیر بار بدهی واسترس بیشتر میبرد و در نهایت باعث تعویق طولانیمدت ازدواج و بالا رفتن سن آن میشود به همین دلایل بسیار پراهمیت، ازدواج ساده، کمهزینه و بدون چشم وهمچشمی در زمان بحران، نه فقط یک توصیهی اخلاقی، بلکه یک ضرورت اجتماعی و اقتصادی است.
به نظر شما خانوادهها چگونه میتوانند در شرایط جنگ و ناامنی فرزندانشان را برای ازدواج آسان و بدون چشمداشت تشویق کنند؟
این که هردو خانواده با توجه به شرایط اقتصادی واقعی به وجود آمده بدون تعارف افراطی و پنهانکاری، بهطور شفاف با هم گفتگو کنند و از همان ابتدا شرط شود که مراسم ازدواج پرخرج برگزار نشود و با یادآوری اینکه در زمان جنگ، امنیت روانی و حمایت عاطفی مهمتر از نمایش دادن و مقایسه کردن و تحمیل هزینههای سنگین است؛ همچنین خانوادهها میتوانند در حمایت از زوجین، از دخالتهای خانوادگی جلوگیری کنند و بهصورت عملی نیز مثلاً برای اجارهی اولیهی مسکن بهجای پافشاری بر جهیزیهی کامل، خرید لوکس و تالار بزرگ از زوجهای جوان حمایت روانی و عاطفی کنند، موضوعی که در این شرایط پر از استرس و نگرانی از هر مسألهی دیگری برای آنها مهمتر است.
سال شصت و یکم ـ شماره 2945