کد خبر: ۷۴۰۴
۱۴۰۵/۰۳/۰۲ ۱۱:۱۳

رسیدیم به دنیای کتاب

معرفی: 1- جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند ـ دلیا اونز 2- استاد عشق ـ ایرج حسابی

مریم جهانگیری زرگانی
معرفی شده توسط :

مریم جهانگیری زرگانی

کتاب 2945جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند ـ دلیا اونز
رمان «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» نوشته‌ی «دلیا اونز»، اثری است درخشان که میان طبیعت‌نگاری شاعرانه و روایت یک معمای جنایی، تعادلی تحسین‌برانگیز ایجاد کرده است. این داستان، خواننده را به تالاب‌های اسرارآمیز کارولینای شمالی می‌برد؛ جایی که طبیعت خاموش نیست، بلکه با زمزمه‌ی باد و آواز پرندگان، آرام و بی‌وقفه حرف می‌زند. داستان حول محور دختری به نام کایا کلارک می‌چرخد؛ کودکی که خانواده‌اش یکی‌یکی او را ترک کرده‌اند و او ناچار شده از همان سال‌های نخست، در دل طبیعت بکر تالاب‌ها به تنهایی بزرگ شود. جامعه، او را با نام «دختر تالاب» می‌شناسد؛ کسی که همیشه از دور زیر نگاه‌های سنگین مردم بوده است. اما وقتی جسد جوانی محبوب و شناخته‌شده به نام چیس اندروز پیدا می‌شود، نگاه‌ها تیزتر می‌شوند و انگشت اتهام به‌سوی کایا نشانه می‌رود. در این میان، گذشته‌ی کایا و تنهایی عمیقش، به‌همراه رابطه‌هایی که در سکوت و پنهانی شکل گرفته‌اند، آرام‌آرام برای خواننده روشن می‌شود. روایت با دو خط زمانی پیش می‌رود. یکی از کودکی کایا، و دیگری از زمان وقوع قتل و پیگیری‌های قانونی آن. تداخل زمانی، ساختار داستان را جذاب و پرکشش کرده است. دلیا اونز با نثری لطیف و توصیف‌هایی دقیق از طبیعت، نه‌تنها داستانی رازآلود روایت کرده، بلکه تصویری انسانی از دختری به‌دورمانده از جامعه به نمایش گذاشته است؛ دختری که نیاز به درک، امنیت و محبت، همچون هر انسان دیگری در وجودش جاری‌ست. این کتاب، تلفیقی است از ادبیات، طبیعت، تنهایی، عشق، و قضاوت. اگر به‌دنبال داستانی هستید که ذهن و قلب‌تان را هم‌زمان درگیر کند «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» قطعاً انتخابی تأثیرگذار خواهد بود. 


کتاب 2945استاد عشق ـ ایرج حسابی

«استاد عشق» زندگینامه‌ی پروفسور محمود حسابی، پدر علم فیزیک ایران است که توسط پسرش ایرج به رشته‌ی تحریر در آمده است. زندگینامه‌ی استاد از دوران کودکی و مهاجرت به بیروت به دلیل کنسولگری پدرش و سپس رها شدن او و برادر بزرگترش محمد و مادرش در بیروت توسط پدرش، آغاز می‌شود. سپس این فصول غم‌انگیز با همت و تلاش استاد برای تحصیل و کسب مدارج علمی شیرین می‌شود. استاد تقریباً در تمامی رشته‌های علمی مدرک می‌گیرد و عطش دانستنش فرو نمی‌نشیند. دیدار با انیشتین و شاگردی در محضر او، تأسیس دانشگاه تهران، حضور در دولت دکتر مصدق، تأسیس دارالمعلمین و گرفتن مدرک از دست پروفسور فابری گوشه‌هایی از زندگی پر افتخار اوست. دکتر حسابی پس از نود سال عمر با برکت بر اثر نارسایی قلبی از دنیا می‌روند و بنا به وصیت‌شان در تفرش، شهر اجدادی خویش به خاک سپرده می‌شوند‌.
کتاب، حاصل درخواست پسرشان ایرج، برای دانستن از زندگی پدرشان بوده تا این گنجینه‌ی عظیم در گذر زمان، دچار فراموشی و نسیان نشود. در انتهای کتاب، عکس‌هایی از دوران کودکی و نوجوانی و خانه‌ی استاد که حالا موزه شده وجود دارد و مدارک، یادمان‌ها، بزرگداشت‌ها، ملاقات‌ها و سفرهای مهم و برنامه‌ی زندگی استاد، نگاشته شده است. استاد به نقش مادرشان در پیشرفت و زندگی خوب و منطقی بسیار اشاره کرده و احترام به پدرشان را از یاد نبرده‌اند. پدری که آن‌ها را در کشوری غریب رها کرده و به ایران رفته است.
راهش پر رهرو باد...

سال شصت و یکم ـ شماره 2945

زهرا آذربایجان
معرفی شده توسط :

زهرا آذربایجان

گزارش خطا