ما اینجا غذاهای متنوع میخوریم؛ یک روز سیبزمینی با گلپر، یک روز سیبزمینی با نمک...
نویسنده :
معصومه جمشیدی
عاشق دیالوگ فیلم مادر وقتی پدر در آن سکانس ماندگار قرار است به تبعید برود و با دلی پر از آشوب، نگران شکم بچهها و همسرش در آن روزهای سخت و بیپولی است، هستم. آنجا که مادر خانواده با همان صلابت همیشگی، حجب و عزت نفس بینظیر مادرانهاش با لحنی قرص میگوید: «ما اینجا غذاهای متنوع میخوریم؛ یک روز سیبزمینی با گلپر، یک روز سیبزمینی با نمک...» این فقط یک دیالوگ طلایی و شاعرانه از علی حاتمی نیست، بلکه یک مانیفست کامل از ایستادگی، شرافت و مدیریت بحران است. در روزگار ملتهب ما که واژههایی تلخ مثل بحران اقتصادی، تحریم و محاصره با گوشت و پوست زندگی روزمرهمان گره خورده است، این دیالوگ معنایی بسیار عمیقتر پیدا میکند. در این روزهای سخت و پرفشار، «صرفهجویی» دیگر یک کلمهی ساده، یک اجبار آزاردهنده یا نشانهی خساست نیست؛ بلکه دقیقاً به یک سلاح مهم، پنهان و استراتژیک برای تابآوری خانوادهها تبدیل شده است. سپر دفاعی محکمی که در برابر تندباد مشکلات اقتصادی قد علم میکند تا کانون خانواده از هم نپاشد. اما واقعاً چه کسی این سلاح را بهدرستی در دست دارد؟ چه کسی در خط مقدم این جبهه نامرئی و بیرحم میجنگد؟ بدون شک زنان و مادران صبور ایرانی. زنان و مادران ایرانی، همان فاتحان خاموش و فرماندهان بیادعای این جنگ اقتصادی هستند. زنانی که با معجزهای بیبدیل به نام «مدیریت مادرانه»، از حداقلها، بیشترین برکت را میآفرینند. آنها با همان ترفندهای ظریف و عاشقانهشان، جای خالی بسیاری از نداشتهها را بیصدا پر میکنند تا عزت و غرور خانواده هرگز خدشهدار نشود. در دل این بحبوحه و فشارهای خردکننده، این هنر قناعت و درایت زنانه است که نمیگذارد ستونهای خانه بلرزد. آنها به خوبی میدانند که برای عبور از این روزهای سرد و تلخ، بیش از پیش به این ترفندها و از خودگذشتگیهای بیصدا نیاز داریم تا سفرههایمان را همچنان گرم و پرامید نگه داریم. گرمای سفرههای ما در این دوران بحران، دیگر وابسته به تنوع رنگارنگ غذاها نیست؛ بلکه متکی به همان عشق، امید و قناعتی است که مادران چاشنی غذای سادهشان میکنند. آنها با مدارا و عشقی بیکران، چراغ خانهها را روشن نگه میدارند. این زنان با تبدیل کردن همان «سیبزمینی با گلپر» به یک ضیافت پرمهر، به همهی ما درس تابآوری میدهند. بله، در این نبرد سخت معیشتی، فاتحان واقعی همین مادرانند که با دستهای خالی، آبروداری کرده و زندگی میبخشند.