در این سبک خرید و مصرف نه براساس نیاز و رفع آن بلکه بهعنوان ابزاری برای تفاوت و تمایز به کار میرود. بازار داغ ترندها و خریدهای احساسی تنها گوشهای از این ماجراست.
نویسنده :
نرگس مهتدی
گوشی را جوری میگرفت که گرانیاش به چشم بیاید. کسی نمیدانست فکر میکرد طرف چقدر مایهدار است که گوشی آخرین مدل فلان برند معروف را خریده است. نه خانه داشت، نه ماشین و نه حتی کار درست و حسابی ولی گوشی آنچنانی داشت! با هزار قسط و قرض پولش را جور کرده بود که به قول خودش از قافلهی دوستان لاکچریاش جا نماند. اصلاً قهوه دوست نداشت، از تلخیاش اذیت میشد ولی یک دستگاه قهوهساز خریده بود و گذاشته بود کنج آشپزخانه، صبح به صبح با یک کروسان کنار یک فنجان قهوه سلفی میگرفت و استوری میکرد. خلاصه که مجموع زندگیاش شده بود چیزهایی که نیست. چیزهایی که خودش نبود و واقعیت نداشت. این سبک از زندگی را اطرافیان هم متوجه شده بودند دیگر همه میدانستند که از چیزهای فانتزی و ادایی* خوشش میآید نه کاربردی. اتاقش پر شده بود از انواع ماگ و اکسسوری. متأسفانه در سالهای اخیر فرهنگ مصرفگرایی و گرایش به مصرف بیشتر با نمودهای متفاوت در جامعه ظاهر شده است. این پدیده بیشتر بهدلیل نفوذ شبکههای اجتماعی و تأثیرات فرهنگی ناشی از آن است که برخی افراد را بهسوی سبکی از زندگی لوکس و مدرن سوق داده است. در این سبک خرید و مصرف نه براساس نیاز و رفع آن بلکه بهعنوان ابزاری برای تفاوت و تمایز به کار میرود. بازار داغ ترندها و خریدهای احساسی تنها گوشهای از این ماجراست. در این شرایط خاص اقتصادی چیدن سبد خرید براساس اولویتها و نیازهای واقعی، منطقیتر و عاقلانهتر به نظر میرسد و از طرف دیگر در این اوضاع و احوال کشور صرفهجویی و قناعت بیشتر و مصرف مسئولانهتر نهتنها یک توصیهی اخلاقی یا اقتصادی بلکه نشانهی عشق به میهن و علاقه به مقاومت در شرایط سخت و رشد و ارتقای آن به نوبهی فرد فرد ایرانیان است.
*«ادایی» اصطلاحی است که این روزها زیاد میشنویم. در ادبیات عامیانه ادایی به کارهایی گفته میشود که با موقعیت واقعی فرد و جامعه همخوانی ندارد و بیشتر رنگ و بوی تقلید و نمایش میدهد تا واقعیت!