تاریخ پر عبراتهایی است که کاش پند بگیریم...
یخفروشها در تهران قدیم چه میکردند
میدانید در زمانهای دور که هنوز در منزلی یخچال نبود یخ چگونه تولید میشد؟ در کارگاههای سنتی یخسازی در شبهای زمستان آب قنات در جویهای کوچکی جاری میشد تا شب هنگام یخ بزند. پس از یخ بستن این یخ توسط کلنگ و پارو خرد میشد و در گود یخ ریخته میشد و روی آن آب پاشیده میشد تا فضای بین یخها پر شود و دوباره هنگام شب یخ بزند و یکپارچه شود. در پایان زمستان این گود با لایهای از کاه و خاک نرم پوشانیده میشد تا از گرما در امان بماند و در فصل تابستان بهتدریج از این یخ برداشته میشد و توسط چهارپایان به در منازل یا به دکانهای یخفروشی میرسید و به فروش میرفت.
این یخچالهای طبیعی چیزی شبیه به آبانبار در عمق ۱۵ متری زمین بودند. در کنارشان هم انباری تعبیه میشد که محوطهی بزرگی داشت و کارگران تکههای یخ را آنجا میریختند. یک دیوار گلی ۶ متری هم دور این محوطه میچیدند که روی سقف آن طاق ضربی و کاهگلی سایه میانداخت تا آفتاب داغ تابستان یخها را آب نکند. آخر زمستان که انبار یخچال پر از یخ میشد، با کاهگل روی یخها را برای استفاده در تابستان میپوشاندند. فصل گرما که از راه میرسید، فروشندگان دورهگرد راهی این یخچالها میشدند و پس از خرید، یخ را بار چهارپایان میکردند.
آن روزها دو نوع یخ وجود داشت، یخ معمولی و یخ بلوری، تمیز و گرانقیمتتر.

در تهران قدیم افرادی مثل معیرالممالک، حاجیرجب تختی (پدر جهانپهلوان غلامرضا تختی)، حاجیشیخرضا، حاجآقارضا فرزانه، حاجحسن شمشیری و چند نفر دیگر از معروفترین یخچالداران بودند.
در دههی ۴۰ نخستین کارخانهی یخهای قالبی در حوالی سهراه جمهوری امروزی راهاندازی شد. از آن پس کسبوکار دکههای یخفروشی تقریباً تا دهه ۷۰ در تهران رونق داشت و از آن پس به مرور جمع شدند.
بر همین اساس نیز حکایتی است در ارتباط با ارزش عمر انسان که ارزشمندترین سرمایه اوست. میگویند حکایت گذرعمر حکایت آن مرد یخ فروش است که از او پرسیدند یخهایت را فروختی؟ گفت: «نه! اما تمام شد.»
درختکاری به سبک رضاشاه
آرتور میلسپو در کتابش مینویسد:
«رضاشاه میخواست در محلی درخت بکارد.
کارشناس جنگلبانی گفت: اعلیحضرت این درختها در این محل رشد نخواهند کرد.
او پاسخ داد: وقتی من امر کنم رشد میکند.»

با لباس اجنبی به بهشت هم نمیروم
در شورش و غائلهای که در «ارزنه الروم» علیه هئیت ایرانی رخ داد؛
صاحب منصبان عثمانی به امیر نظام پیشنهاد کردند که
برای حفظ جان خود و همراهان، با پوشیدن لباس مرسوم در عثمانی از شهر بهسوی یک اردوگاه نظامی حرکت کنند.
امیر پاسخ گفت:
«من هرگز نام ایران را به ننگ آلوده نمیکنم و با جامهی عثمانی به بهشت جاودانی هم نمیروم.
اگر خواهی هم اکنون با این چند تن مردم مجروح که مراست سوار میشوم و
بدین شهر عبور میدهم. اجازت کنید تا همه مردم به مبارزات ما بیرون شوند و
مردم ایران و حمله شیران را بدانند.»
تاریخ معاصر ایران؛ دکتر موسی نجفی
زیبایی دردناک زنان آسیایی
در گذشته بانوان چینی پاهای خود را محکم میبستند و به این ترتیب از رشد آنها جلوگیری میشد. این کار به این دلیل انجام میگرفت که داشتن پاهای کوچک بهعنوان مظهر زیبایی و زنانگی به شمار میرفت. همین امر سبب میشد که پاهای آنها بد فرم شوند.
چند سال بعد هم رسم عجیب و جاهلیت مدرن امروز در تزریق ژل و بوتاکس برای گونه و لب حجیم و بدفرم زنان، عبرت آیندگان میشود.

دختران عشایر ایل شاهسون در زمان قاجار
سال شصت و یکم ـ شماره 2959