ماجرای دو نوجوان به نامهای احمد و محمود است که برای سرگرمی بالای تپهای میرفتند تا از ورود کاروانیان به روستا زودتر از بقیه اطلاع پیدا کنند...
معرفی شده توسط :
قدسی خان بابایی
استفاده از قصه و داستان، یکی از ضروریات اساسی در نشر معارف ناب اسلامی است. در سالهای اخیر خوشبختانه ناشران مختلفی به این عرصه وارد شدهاند و با بهرهمندی از منابع تاریخی و روایی و با استفاده از نویسندگان متعهد به شرح و تعریف ملاقاتهای برخی از افراد با امام عصرعجلاللهتعالیفرجهالشریف و عنایتهای ویژهی آن حضرت به جامعهی تشیع پرداختهاند. داستان کتاب، ماجرای تشرف دو نوجوان اهل سنت به محضر امام زمانعجلاللهتعالیفرجهالشریف است که اصل آن در کتاب النجمالثاقب آمده است. داستان، ماجرای دو نوجوان به نامهای احمد و محمود است که برای سرگرمی بالای تپهای میرفتند تا از ورود کاروانیان به روستا زودتر از بقیه اطلاع پیدا کنند و از اهالی روستا که چشمانتظار بازگشت عزیزانشان بودند، مژدگانی دریافت کنند؛ اما خامی و سربههوایی نوجوانی کار دستشان میدهد و در صحرای بی آب و علف گم میشوند. ترس، خستگی و تشنگی توانشان را میگیرد تا جایی که دعا میکنند: «کاش زودتر بمیریم». علاوه بر اینها حالا نگران پدر و مادرشان هم هستند که در نبود آنها چه حالی دارند و حتی نمیدانند کجا باید دنبالشان بگردند. در اوج استیصال و با حالت ضعف و ناتوانی خدا را به محمدصلیاللهعلیه قسم میدهند و ناباورانه با چشم خود میبینند که معجزه از راه میرسد. احمد و محمود دو روز متوالی به دیدار امام غایب از نظر، مشرف میشوند و خواندن حکایت و بعد سرنوشتشان، دل را لبریز از شوق و اندوه میکند. کتاب «و آنکه دیرتر آمد» توسط خانم الهه بهشتی به رشته تحریر در آمده و در سال ۱۳۹۲ در ۵۱ صفحه توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر شده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.