کد خبر: ۷۳۷۴
۱۴۰۵/۰۶/۲۱ ۰۹:۵۳

این دست‌های مهربان

او نقطه‌ی اتصال همه‌ی بچه‌محله‌ها به مسجد هم شده و اقداماتش یک سور به اقدامات دولت‌های تراز می‌زند! از خط وصل معرفی زوج‌های جوان به هم تا صندوق قرض‌الحسنه محله را رونق دادن و برای هرکسی که قدم نورسیده دارد مادری کردن همه کارهایی است که محله را تبدیل به محله‌ی مهربانی کرده!

رضوانه باهری
نویسنده :

رضوانه باهری

یادداشت 2959خانم‌جان می‌گفت آن قدیم‌ندیم‌ها که هرکس به فراخور حالش همسایه‌داری می‌کرد، اگر از خانه‌ی ما بوی نان می‌آمد محال بود که در خانه‌ی دیگری سفره‌ای پهن نباشد و آن‌ها از آن نان بی‌بهره باشند، به قول همان خانم‌جان که موهایش را در آسیاب سفید نکرده اصلاً همسایگی به‌درد همین مواقع می‌خورد و همسایه‌ی خوب هم‌سایه با خداست... حالا اما توی این دوره زمانه که به تعبیر سهراب سپهری عصر اصطکاک آهن و پولاد است کمتر به‌نظر می‌رسد که آدم‌ها یاد همدیگر باشند و گاهی در یک ساختمان، صرفاً سلام و علیکی در آسانسور یا لابی خانه اتفاق می‌افتد و دیگر هیچ اما در همین زمان درست در همسایگی ما، مثل قدیم‎‌ها روزهای سه‌شنبه زن‌های همسایه، خانه‌ی مادر یکی از شهدای محل جمع می‌شوند، نماز امام زمان‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف می‌خوانند و آش نذری پخش می‌کنند. هیچ‌کس دست‌خالی نمی‌آید و دست‌خالی هم برنمی‌گردد!
تازه در انتهای این مراسم است که حاج‌خانم، جویای حال کوچک و بزرگ محل می‌شود، انگار او فقط مادر محمد شهید نیست؛ بلکه مادر همه‌ی محله است. آن هم در این شرایط جنگی که هم دشمن با تهاجم سخت مشغول است و هم شرایط معیشتی و کسادی کاروبار سایه‌ی روزگار را حسابی سنگین کرده است، او نقطه‌ی اتصال همه‌ی بچه‌محله‌ها به مسجد هم شده و اقداماتش یک سور به اقدامات دولت‌های تراز می‌زند! از خط وصل معرفی زوج‌های جوان به هم تا صندوق قرض‌الحسنه محله را رونق دادن و برای هرکسی که قدم نورسیده دارد مادری کردن همه کارهایی است که محله را تبدیل به محله‌ی مهربانی کرده!
اما در بحبوحه‌ی این دنیای عجیب و غریب وقتی عمیق فکر می‌کنم می‌بینم چقدر جای نبودن این مادرها و پدر‌ها که بلدند محله و خانواده را جمع‌وجور کنند این روزها خالی است، مثل اینکه هر محل یا فراتر از آن هر خانواده به یکی مثل حاج‌خانم نیاز دارد، یکی که خانه‌اش محل امن باشد و تبدیل بشود به مرکز عالم! همان‌جا که مدار دنیا در آن بر وفق مراد خیلی‌ها می‌گردد و درب سبز کوچک خانه، آدم را یاد درب سبزترین باغ‌های بهشت می‌اندازد.
این دست‌گیری‌های مادرانه آن هم درست در وسط شرایط سخت و دشوار، فراتر از لطف و محبت است شاید بشود آن را این‌طور تعبیر کرد که دستِ دست‌گیرنده همان دست توانای خداست که از آستین اشرف مخلوقات بیرون آمده و تا عرش بالا رفته است.

سال شصت و یکم ـ شماره 2959

گزارش خطا