کد خبر: ۷۳۴۸
۱۴۰۵/۰۳/۰۹ ۱۱:۵۸
نگاهی به فیلم «مادران جوان»

تراژدی سبک زندگی در غرب

شاید برای خیلی‌ها باورش سخت باشد که دریابند براساس گزارش مؤسسه‌ای به نام Bra وابسته به وزارت دادگستری سوئد، به‌طور متوسط روزانه در این کشور حدود 65 کودک مورد تعرض یا آزار جنسی قرار می‌گیرند و به گفته‌ی پلیس، این تنها شامل 20 درصد از تعرضاتی می‌شود که به پلیس گزارش شده و معمولاً حدود 80 درصد آن‌ها اساساً به مراکز پلیس اطلاع داده نمی‌شود. براساس همین گزارش میزان بزه و خلاف و سرقت و جنایت در سوئد آن چنان است که این کشور را در میان کشورهای خلافکار اروپایی در رده‌ی چهارم قرار می‌دهد.

سعید مستغاثی
نویسنده :

سعید مستغاثی

ایوان هنر 2946براساس آماری که در سال 2015 از سوی برخی مؤسسات معتبر اجتماعی و فرهنگی اروپا مانند FRA (آژانس حقوق بنیادین)، انتشار یافت، حدود نیمی ‌از زنان این قاره مورد تعرض جنسی قرار گرفته‌اند. رسانه‌ی سلطنتی بریتانیا یعنی «بی‌بی‌سی» بر اساس این آمار و گزارش، گفت که «دیگر اروپا بهشت زنان نیست» و این قاره برای زنان به جهنم ‌تبدیل شده است!
شاید برای خیلی‌ها باورش سخت باشد که دریابند براساس گزارش مؤسسه‌ای به نام Bra وابسته به وزارت دادگستری سوئد، به‌طور متوسط روزانه در این کشور حدود 65 کودک مورد تعرض یا آزار جنسی قرار می‌گیرند و به گفته‌ی پلیس، این تنها شامل 20 درصد از تعرضاتی می‌شود که به پلیس گزارش شده و معمولاً حدود 80 درصد آن‌ها اساساً به مراکز پلیس اطلاع داده نمی‌شود. براساس همین گزارش میزان بزه و خلاف و سرقت و جنایت در سوئد آن چنان است که این کشور را در میان کشورهای خلافکار اروپایی در رده‌ی چهارم قرار می‌دهد.
فیلمی ‌به نام «مربع» یا «میدان» ساخته‌ی جوزف استلوند سوئدی در سال 2017 توانست تا حدودی این فضای بزهکارانه را برخلاف آن تصویر رؤیایی که از آن کشور در اذهان ساخته شده، ترسیم نماید.
شاید برای خیلی‌ها باورش سخت باشد که براساس گزارش «آمارهای جنایی نوردیک» که در سال 2010 از سوی دانشگاه استکهلم سوئد انتشار یافت، کشورهای دانمارک و فنلاند، رکورددار میزان تعرضات جنسی در میان تمام کشورهای جهان به شمار آمده، به‌طوری که در این گزارش، دانمارک کشوری «بحرانی» برای زندگی زنان و سوئد کشوری «خطرناک» برای آن‌ها توصیف شد. البته این رقم در ایالات متحده آمریکا بسیار فاجعه‌بار است و در هر سال بالغ بر یک میلیون مورد گزارش شده است.
گزارش دیگر از پزشکان بدون مرز به نقل از برخی مؤسسات غیر دولتی و اجتماعی آمریکایی، حکایت از وجود 2/7 میلیون جنایت جنسی در هر سال در این کشور دارد. گزارش تکان‌دهنده‌ی دیگری در سال 2014 حکایت از آن داشت که 60 درصد از دختران و 65 درصد از پسران دانشگاهی در آمریکا به پلیس یا مسئولان دانشگاه مربوطه گزارش تعرض جنسی نسبت به خودشان را ارائه داده‌اند.

زنان اروپایی مراقب باشند
شاید باورکردنی نباشد اما بسیاری مطالب دیگر مشابه این گزارشات از درون مراکز سیاسی و فرهنگی و حتی علمی ‌و ادبی اروپا بیرون آمد که حکایت از سقوط اخلاقی و فاجعه‌ی جنسی در این قاره به‌اصطلاح متمدن داشت. چند رسانه‌ی اروپایی، از جمله مجله‌ی «پولیتیکو» و «ساندی تایمز» در بریتانیا، گزارش‌هایی درباره‌ی ده‌ها مورد مزاحمت جنسی برای زنان در پارلمان اروپا منتشر کردند که موجی دیگر از حیرت را در محافل سیاسی و اجتماعی دنیا برانگیخت و «بی‌بی‌سی» نیز از قول یکی از کارکنان زن مجلس فرانسه به نام «مارین توندلیه» که به‌عنوان دستیار در مجلس ملی فرانسه کار می‌کرد، از وجود «فهرست سیاه» نمایندگانی سخن گفت که زنان را مورد تعرض قرار می‌دادند. شدت تعرض جنسی در پارلمان فرانسه به حدی بود که توندلیه به «بی‌بی‌سی» گفت: «زنان پارلمان همواره مواظب بودند که حتی در آسانسور با مردان تنها نشوند!»
رسوایی‌های جنسی به ولیعهد سوئد و مرکز ادبیات آکادمی‌ نوبل نیز رسید و باعث شد مراسم جایزه‌ی ادبیات این آکادمی ‌در سال 2018 پس از 75 سال تعطیل شود! تعرض توسط مربیان مرد به زنان ورزشکار در حیطه‌ی ورزش به‌خصوص در میان تماشاچیان فوتبال، تعرضات جنسی گسترده در مراکز بدنسازی و حتی به اجساد مردگان و زنان بیهوش در مراکز درمانی و بالأخره در محیط‌های دانشگاه‌های مشهوری همچون «هاروارد» که رسوایی‌اش آن را تا آستانه‌ی تعطیلی هم برد و جوبایدن، معاون ریاست جمهوری وقت آمریکا را روی صحنه‌ی مراسم اسکار به فغان آورد! و... از دیگر نمونه‌های این جنایت‌های جنسی در اروپاست.

تصویر سانسور شده‌ی فاجعه در سینمای غرب
این تنها بخش کوچکی از شمایل سیاه و نفرت‌انگیزی است که تمدن غرب به سرکردگی کشورهای به‌اصطلاح متمدن و پیشرفته برای بشریت امروز ترسیم کرده است. شنیع‌ترین و تباه‌کننده‌ترین آزارها و تعرضات و جنایات که فراتر از جسم، روح انسانی را نیز له کرده و نابود می‌سازد، امروزه در این کشورها به‌صورت رفتاری معمول و رایج درآمده است.
تراژدی این زندگی‌های بی‌بندوبار، به هر حال از میان سانسورهای ریز و درشت گذشته و بارها در همان سینمای آمریکا و اروپا به تصویر کشیده شده است. مانند بارداری ناخواسته‌ی دختر نوجوان فیلم «هرگز، به‌ندرت، گاهی، همیشه» (الیزا هیتمن-2020) که قصد داشت به‌طور مخفیانه بچه‌‌ی خود را سقط کرده یا مانند نوجوان فیلم «جونو» (جسیون رایتمن ـ 2008) که بالأخره ناچار شد قبل از زایمان نوزادش را به خانواده‌ای دیگر واگذارد.
حالا برادران داردن یعنی ژان پی یر و لوک (زوج محبوب جشنواره کن با دو نخل طلا و تعداد زیادی جوایز دیگر از این جشنواره) در فیلم «مادران جوان» تازه‌ترین نگاه را به تراژدی این دختران جوان و نوجوان داشته‌اند که طی روابط بی‌بند و بارانه، باردار و بچه‌دار شده و بدون هیچ‌گونه سرپناه، سرپرست، همراه و همسری، آواره گشته‌اند. البته این‌بار هم برادران داردن، جایزه‌ی بهترین فیلم‌نامه را در سنین هفتاد سالگی از جشنواره کن دشت کردند.
فیلم «مادران جوان»، قصه‌ی 4 تن از این مادران را روایت می‌کند که حاضر نیستند مانند دختر نوجوان فیلم «هرگز، به‌ندرت، گاهی و همیشه» (الیزا هیتمن ـ 2020) بچه‌ی خود را سقط‌کرده یا مانند نوجوان فیلم «جونو» (جسیون رایتمن ـ 2008) قبل از زایمان آن را به خانواده‌ای دیگر واگذارند. این مادران تصمیم گرفتند که بچه‌ی خود را به دنیا آورده در حالی که اغلب پدران این بچه‌ها از پذیرش مسئولیت خود در قبال آن‌ها، فرار کردند. و از آنجا که خود این مادران نوجوان بعضاً در دوران نوزادی واگذار شده و سرپناهی نداشتند، گویا مؤسسه و نهادی در بلژیک مسئولیت پناه دادن به این افراد را تقبل کرده تا بچه‌ی خود را به دنیا آورده و بخواهند او را نگه داشته یا با نظارت آن‌ها به شخص دیگری واگذارند.
داردن‌ها اگرچه در فیلم‌هایی مانند «احمد جوان» هم سفارشی از نوع سیاسی و ضد اسلامی ‌عمل کردند اما این‌بار به یک معضل اجتماعی پرداخته که می‌تواند کل سبک زندگی بی‌بندوبارانه و به‌اصطلاح باز در اروپا را زیر علامت سؤال ببرد.
معضل تراژیک دختران نوجوانی که به‌دلیل همین سبک زندگی و فضای بی‌بندوبارانه در میان شور و نشاط جوانی و روابط کنترل نشده، باردار شده، آن هم توسط پسران نوجوانی که به قول معروف حتی دماغ خود را نمی‌توانند بالا بکشند!
حالا از یک سو آن نوجوانان نمی‌توانند مسئولیت بپذیرند و از سوی دیگر خانواده‌ی آنان نیز مدعی گول خوردن پسرشان از سوی دختر نوجوان باردار می‌شوند که مثلاً می‌خواسته پسر را ناگزیر از ازدواج نموده و پولش را بالا بکشد. همان موردی که برای یکی از دختران فیلم «مادران جوان» اتفاق می‌افتد.
در میان 4 دختری که در قاب دوربین برادران داردن قرار می‌گیرند، دو تا به نام‌های جسیکا (که اصلاً فیلم با او شروع شده) و آریان، خود حاصل همین روابط نامشروع نامتعادل بوده‌اند که مادران‌شان آن‌ها را پس از به دنیا آوردن رها کرده‌اند، یکی‌شان به نام جولی از دام اعتیاد رهاشده (که پدر بچه‌ی او از همه مسئولیت‌پذیرتر است) و یکی هم به اسم پرلا، اساساً مادر ندارد و او هم گرفتار یک جوان لاابالی گردیده است.
برادران داردن در کنار نمایش معضلات غم‌انگیز این مادران، اما مؤسسه کمک‌رسانی و حمایت از آن‌ها را بسیار دقیق و با مسئولیت و حامی ‌نشان داده که برای کوچک‌ترین رفتار و احساسات و واکنش مادران جوان نسبت به نوزادهای خود، حساس بوده، برنامه‌ریزی داشته و آن را اعمال می‌نماید؛ از برخوردهای مادران با بچه‌ها و نحوه‌ی اجرای وظایف مادری و شکل‌گیری محبت، عشق و علاقه‌ی دو طرفه‌ی کودک و مادر، غذا دادن، تعویض لباس، بغل کردن و در آغوش گرفتن و...
حتی در مقابل اینکه یک‌بار پرلا، کودکش را به مادری دیگر سپرده و چندین ساعت غیبش می‌زند (به‌دنبال قانع کردن همان پدر لاابالی بچه‌اش تا بتوانند زندگی تشکیل دهند) او را از در اختیار داشتن نوزاد تا یک ماه محروم کرده و تنها دو بار در هفته اجازه می‌دهند که نوزاد را ببیند و تر و خشکش نماید.
در واقع می‌توان فیلم «مادران جوان» را یک فیلم دو سویه دانست که از یک سوی به طرح یک معضل اجتماعی براساس یک سبک زندگی نادرست و رایج در غرب پرداخته و از سوی دیگر رفع و رجوع نمودن این آسیب در حال گسترش اجتماعی توسط مراکز و مؤسساتی را به نمایش می‌گذارد که مانند پدر و مادر واقعی در کوچک‌ترین امور مادران بی‌پناه احساس مسئولیت می‌کنند.
روایت برادران داردن خیلی خطی و مستقیم و با تقسیم زمان‌های روایت در میان 4 سوژه و شخصیت اصلی پیش می‌رود. آن‌ها برای نزدیک شدن مخاطب به سوژه‌ها و هم‌ذات‌پنداری نزدیک‌تر، بیشتر از نماهای متوسط و نزدیک بهره برده و کمتر از نماهای دور استفاده کرده‌اند. در واقع می‌توان گفت که این‌بار داردن‌ها، به‌دلیل منبع سفارش یک فیلم تقریباً تلویزیونی ساخته‌اند تا بتواند به به‌خوبی در مدیوم تلویزیون هم جواب بدهد.
چنان‌چه برخلاف برخی از آثار قبلی آن‌ها، تقریباً ماجرای هر 4 سوژه‌ی فیلم، کم و زیاد با جهت‌گیری مثبت به انجام رسیده و به قولی زندگی شیرین می‌شود، اگرچه پرلا بالأخره نمی‌تواند زوجش را راضی به زندگی مشترک نماید (اما به هر حال در خانه‌ی خواهرش ساکن شده و سرپناهی برای خود و بچه‌اش پیدا می‌کند) و آریان بچه‌اش را واگذار می‌کند اما جولی با زوجش ازدواج نموده و زندگی مشترکش را آغاز می‌کند و جسیکا هم سرانجام به گونه‌ای توسط مادر سرسختش پذیرفته می‌شود!

سال شصت و یکم ـ شماره 2946

گزارش خطا