نویسنده با ظرافت و حوصله، داستان سه نسل از یک خانواده را بازگو میکند تا منشأ کینهها، حسادتها و تنگنظریها و در مقابل سرچشمهی همدلیها و مهربانیها را به تصویر بکشد.
معرفی شده توسط :
رؤیا حسینی
گاهی زندگی همچون یک کلاف سردرگم، در هم میپیچد، طوری که خودت هم در آن گم میشوی. برای پیدا کردن خودت، مجبور میشوی تک تک آدمها و اتفاقات را مرور کنی تا گذشته بشود چراغ راه آینده. رمان «گور ته چشم»، داستان سردرگمی رؤیاست. رؤیا در ایام جوانیاش عاشق پسرداییاش مرصاد میشود و علیرغم مخالفت شدید پدر و مادرش، با او ازدواج میکند. اما خود رؤیا میداند که بیشتر عاشق ثروت بیحد و حصر مرصاد شده، نه خود او. بنابراین خوشیهای زندگی مشترک چندان به او وفا نمیکند و در عمارت بزرگ و باشکوه مرصاد، تنها میماند. برای اینکه از تنهایی دربیاید، نگار را که دختر مرصاد از همسر فرانسویاش بود، بزرگ میکند. نگار، همهی دنیای رؤیا میشود و تبدیل به دختر زیبایی میشود که به عکاسی علاقه دارد. اواخر جنگ تحمیلی ایران و عراق است و نگار قصد دارد تا به جبهه برود و رشادت رزمندهها را با دوربینش ثبت کند. اما پدرش، مرصاد که دلال جنگ است و با قاچاق عتیقه در بهمریختگی اوضاع جنگ، بر ثروت خود میافزاید، قصد دارد که نگار را به اروپا بفرستد. تا اینکه بالأخره فاجعه رخ میدهد. «اعظم زلفی گل»، با ظرافت و حوصله، داستان سه نسل از یک خانواده را بازگو میکند تا منشأ کینهها، حسادتها و تنگنظریها و در مقابل سرچشمهی همدلیها و مهربانیها را به تصویر بکشد. داستان دارای شخصیتهای زیادی ست که برخی به گویش محلی صحبت میکنند. این کتاب در نشر «چوک» به چاپ رسیده است.