کد خبر: ۷۳۲۴
۱۴۰۵/۰۶/۱۴ ۱۲:۴۱

نقد و تحلیل فیلم یدک‌کش (Tow)

خلاصه داستان فیلم آماندا اوگل زنی بی‌خانمان است که در ماشین خود زندگی می‌کند. یک روز وقتی برای مصاحبه‌ی کاری رفته، ماشینش دزدیده می‌شود و با یک یدک‌کش به پارکینگ منتقل می‌گردد. اما او تنها در صورتی می‌تواند ماشینش را پس بگیرد که هزینه‌ی سنگینی برای پارکینگ پرداخت کند که در توانش نیست.

نقد فیلم 2958
ماه منیر داستانپور
نویسنده :

ماه منیر داستانپور

نقد فیلم 2958دربارۀ اثر
یدک‌کش فیلمی است در ژانر درام که در سال 2025 در آمریکا به اکران در آمد‌. این فیلم که به کارگردانی استفانی لینگ و تهیه‌کنندگی و بازیگری رز بیرن ساخته شده‌، داستان زنی بی‌خانمان اهل سیاتل آمریکا را روایت می‌کند‌. به شهادت سازندگان فیلم امروزه یک تا سه میلیون زن آمریکایی در ماشین زندگی می‌کنند و جایی برای زندگی ندارند‌. آماندا اوگل نیز از همین دسته افراد است‌. اما چه نکته‌ای در داستان اوست که از سایرین متمایزش می‌کند؟

چرا باید داستان آماندا اوگل‌، زن بی‌خانمان اهل سیاتل بر پردۀ سینما راه می‌یافت؟
فیلم یدک‌کش اگرچه حکایت از یک ماجرای واقعی دارد ولی حقیقی بودن داستان‌، تنها علت جذابیت آن نیست‌. آنچه سازندگان را برای پرداختن به این ماجرا ترغیب کرده است‌، اولاً ظلم بزرگیست که جامعه‌ی ثروت‌سالار آمریکا به تهی‌دستان تحمیل می‌کند‌. ثانیاً پرده برداشتن از دروغ‌های بی‌شمار آمریکا در مورد احترام به حقوق زن دلیل دیگر آن است‌. کشوری که خود را دوستدار بهبود شرایط زنان در جهان معرفی کرده ولی خودش هیچ جایگاهی برای زن در جامعه در نظر نمی‌گیرد و او را بین چرخ دنده‌های اقتصاد و فساد له می‌کند‌.

ماشین آماندا در این فیلم نماد چیست؟
آماندا اوگل در ماشین قدیمی‌اش که یک تویوتا کمری مدل 1991 است زندگی می‌کند‌. او بدون این ماشین محکوم به فناست و به موجودی که از آن فرار می‌کند تبدیل می‌شود‌. یعنی یک معتاد بی‌جا و مکان که باید کنار خیابان بخوابد و همه او را با انگشت به هم نشان دهند‌. یک موش فاضلاب که باید از بین برود تا شکل شهر زیبا شود‌.
آماندا یک ویژگی مهم دارد‌. هر روز صبح آرایش می‌کند‌، لباس تمیز می‌پوشد و خودش را مرتب می‌کند تا کسی متوجه شرایط بدی که دارد‌، نشود و تمام این موارد وقتی می‌تواند به ترتیب انجام شود که این تویوتای قدیمی در داستان زندگی او حاضر باشد‌. او در واقع هویت انسانی و بقایای شخصیتش را با این ماشین حفظ می‌کند‌. آماندا اوگل در اتاقک آهنی ماشین خود را انسانی آزاد حس می‌کند‌. آدمی که سرپناهی برای بقا و زنده ماندن دارد؛ ولی با توقیف ماشین گویی زندگی‌اش از دست او در می‌آید و خیابان‌های بی‌رحم سیاتل او را محکوم به مرگ می‌نمایند‌.

بی‌خانمانی در دنیای مدرن
آماندا اوگل یکی از سه میلیون زنی است که در آمریکا داخل ماشینش زندگی می‌کند‌. او کنار خیابان نمی‌خوابد تا مجبور باشد به‌خاطر یک نیمکت پارک هر شب مبلغی را به اراذل پرداخت کند یا آزار و اذیت ببیند‌. اما با تمام این اوصاف او یک بی‌خانمان محسوب می‌شود‌. چرا؟ چون در جهان مدرن حتی کسانی که در کاروان زندگی می‌کنند‌، یا در ماشین خود می‌خوابند‌، بی‌خانمان قلمداد می‌شوند‌. این ماشین مرز بقا و هویت آن‌هاست و تنها حکم سقف برای آن‌ها ندارد‌. آن‌ها بیرون از ماشین خود‌، خواهند مرد‌.

نقش یدک‌کش در این فیلم چیست؟
آماندا از ابتدای فیلم اصرار دارد که بگوید ماشینش دزدیده شده است‌. اما تا پایان فیلم مخاطب دزدی را نمی‌بیند که مثلاً محاکمه شود یا پلیس با او برخورد کند‌. شاید یدک‌کش خودش بدون دلیل اقدام به بردن این ماشین کرده است‌. ممکن است علت این باشد که ظاهر قدیمی ماشینی که بیش از سی سال از سن او می‌گذرد‌، از اهمیتش برای صاحب ماشین حکایت می‌کند‌. فلذا بدون اطلاع ماشین به پارکینگ منتقل می‌شود تا راه اخاذی برای صاحبان پارکینگ باز شود‌. نویسنده با مطرح کردن ماجرای جریمه‌ی سنگینی که برای حضور ماشین در پارکینگ تعیین شده قصد دارد به نظام سرمایه‌داری و عاری از شفقت آمریکا اعتراض کند‌. شرکتی که یدک‌کش را روانه‌ی خیابان کرده تا با انتقال ماشین‌های مردم به پارکینگ از آن‌ها اخاذی کند‌، در واقع نماد ساختار فاسدی است که از فقرا کسب ثروت می‌کند‌. این را می‌توانیم از صحنه‌ی نمایش ماشین‌های قدیمی و بی‌مصرفی متوجه شویم که صاحبان‌شان نتوانسته‌اند جریمه‌ی حضور آن‌ها در پارکینگ را فراهم کنند و به این سبب برای فروش قیمت‌گذاری شده‌اند‌. اگرچه تویوتا کمری 1991 فاقد ارزش مالیست؛ اما تنها چیزی است که زنده ماندن آماندا را ممکن می‌سازد‌.

پناهگاهی برای زنان آواره‌، وصله‌ی ناجور بر دامان آمریکا
در این میان‌، آماندا برای فرار از خیابان خوابی به پناهگاه می‌رود‌. جایی که توسط زنی اداره می‌شود که روزگاری خود نیز به اعتیاد دچار بوده و مدت‌هاست با کمک انجیل و عیسی مسیح به دامان زندگی بازگشته است‌. او هر روز صبح زنان حاضر در پناهگاه را مجبور می‌کند به پرچم آمریکا احترام بگذارند و آیه‌ای از انجیل بخوانند‌. اما فرهنگ مسیحیت در این بازار مکاره چه جایگاهی دارد؟ چرا پیروان مسیح که به یاری زنان بی‌سرپرست می‌شتافت‌، نه‌تنها هیچ قدمی برای حل مشکلات آنان برنمی‌دارند؛ حتی دست به نابودی آن‌ها می‌زنند و تنها سپر آن‌ها برای مقابله با سختی‌ها را از دست‌شان بیرون کشیده و ایشان را بی‌یار و یاور رها می‌کنند تا در دست اراذل خیابانی تباه شوند یا به انواع مواد معتاد شده یا مجبور به فروش اعضای بدن‌شان شوند تا یک روز بیشتر زنده بمانند؟! پس در جامعه‌ی آمریکایی هیچ ارزشی برای باورهای مسیحی و قانون و انسانیت وجود ندارد‌. موضوعی که فیلم یدک‌کش سعی در به تصویر کشیدن و نیز مورد انتقاد قرار دادن آن را دارد‌.

اعتیاد‌، پیامد اسارت در چرخ‌دنده‌های کارخانه‌ی فساد و اقتصاد جامعه‌ی آمریکایی
آماندا یک زن از خانه رانده شده است‌. زنی که نمی‌تواند با دخترش زندگی کند و تنها فرزندش از او گرفته شده است؛ چرا که اعتیاد او را به تباهی کشانده است‌ و کم‌کم در سال‌های مادری او را به زنی تبدیل می‌کند که لیاقت نگهداری از فرزندش را ندارد‌. پس از خانه طرد می‌شود و تنها مرز بین هویت انسانی و تباهی و فساد او همین ماشین است‌. وقتی آماندا مطمئن می‌شود که به سبب فروش تویوتایش توسط شرکت صاحب یدک‌کش دیگر نمی‌تواند آن را داشته باشد‌، دوباره به‌سمت اعتیاد باز می‌گردد و به این علت از حضور در پناهگاه زنان منع می‌شود‌.

وقتی سگ‌ها از انسان‌ها بالاترند
آماندا برای مصاحبه در یک مرکز نگهداری از سگ‌ها رفته که ماشینش را از دست می‌دهد‌. از این پس در فیلم به کرات و مرات در فواصل تصویری سگی را در مرکز نگهداری حیوانات خانگی می‌بینیم که شرایطی بسیار بهتر از زنان بی‌خانمان و بی‌پناه دارد‌. حتی در همان اوایل فیلم نیز در یک دیالوگ ماندگار آماندا به مسئول مرکز نگهداری از حیوانات می‌گوید: امیدوارم در زندگی بعدی یک سگ باشم‌. چرا؟ چون در جامعه‌ی آمریکا برای سگ‌ها بیش از انسان‌ها ارزش قائل می‌شوند‌. نمایش تصویری از یک سگ خوشبخت در مرکز نگهداری حیوانات نیز در فواصل مختلف فیلم‌، نقد به همین مسئله‌ی مهم است‌.

بودن یا نبودن امنیت‌، مسئله این است
تویوتا کمری مدل 1991 خانه‌ی آماندا اوگل و مرز امنیت داشتن یا نداشتن اوست‌. نویسنده به‌واسطه‌ی نمایش وضعیت آماندا در تنها شبی که او را خوابیده در ماشین می‌بینیم؛ می‌خواهد به همین امنیت اشاره کند‌. او شیشه‌های ماشین را از داخل می‌پوشاند و با آسودگی در آن به استراحت می‌پردازد‌. اما جای خالی تویوتا وقتی از مصاحبه‌ی کاری خارج می‌شود؛ به‌طور کامل امنیت او را از بین می‌برد و او را به یک بی‌خانمان تمام‌عیار تبدیل می‌کند‌. آن‌چنان که حتی پوتین‌هایش در پناهگاه زنان دزدیده می‌شود و بعدها مجبور می‌شود روی نیمکت پارک یا کنار پل بخوابد‌. در حالی که اعتیادش او را گیج و از خود بی‌خود کرده است‌. موهایش به هم ریخته و بدنش کثیف است‌.

شخصیت‌پردازی
آماندا اوگل که رز بیرن نقش او را بازی کرده است‌، در ابتدا زنی است که از واقعیت فرار می‌کند و سعی دارد خود را چیزی غیر خودِ واقعی‌اش نشان دهد‌. اما در دقایق پایانی فیلم بالأخره زبان به اعتراف گشوده و پرده از مشکلاتی که چند دهه است او را می‌آزارد‌، بر می‌دارد‌. او از دلیل اعتیادش می‌گوید و برای رفع آن استمداد می‌طلبد‌. چرا که می‌داند به تنهایی نمی‌تواند آن را برطرف کند و در این صورت نمی‌تواند با دخترش دیدار کند‌. این قدم بلند‌، شخصیت او را کامل می‌کند‌.
وکیل آماندا‌، همچنین کلیف‌، نگهبان پارکینگ نیز در طول داستان موفق می‌شوند قوس شخصیتی خود را کامل کنند و به انسان‌های بهتری تبدیل شوند‌.

سال شصت و یکم ـ شماره 2958

گزارش خطا