و سینما، چه در جایگاه معلم و چه در جایگاه شاگرد، باید پیش از هر چیز، ادب تعالی و تعالی اندیشه را سرلوحهی تصویرگری خویش قرار دهد، تا به رسالتش عمل کرده باشد.
نویسنده :
نفیسه خانی
آن را «هنر هفتم» مینامند؛ در غرب متولد شد اما به سرعت نور جهان را فتح کرد. از همان طلوع ظهورش، نقل محافل شد؛ مأمنی برای تردیدها و یقینها، آوردگاهی برای تقابل عقل و احساس، عرصهای برای جدال حق و باطل، آینهای تمامنما از تجلی امید و تباهی و میدانی برای رویارویی اندیشهها. سینما را میگویم... از همان آغاز، در میان موافقان و مخالفانش به حبس کشیده شد؛ عدهای متعصبانه یا به انکارش برخاستند یا آن را بیعیبونقص دانستند، گروهی وابسته به آن دل بستند و جماعتی نیز رهگذرانه، بیهدف، از کنارش گذشتند. اما حقیقت سینما فراتر از این دستهبندیهاست؛ جایی که در پس یک لنز دوربین، نه فقط نمایش، که «جهانبینی» خلق میشود. جایی که مرز میان حق و باطل، عدل، ظلم، رذالت و انسانیت، گاه روشنتر از روز و گاه تیرهتر از شب ترسیم میشود، و شاید همین ماهیت چندبعدی است که سینما را همواره کانون تلاطم و جنجال قرار داده است؛ چرا که سینما نه میتواند و نه باید که بیطرف بماند، و نه میتواند و نه باید که همزمان در هر دو سوی معرکه حضور یابد. وقتی تصویر بر آگاهی مخاطب چنگ میزند، دیگر سرگرمی نیست؛ بلکه نوعی مداخلهی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی است. سینما یا میتواند بهمثابهی پلی باشد برای عبور از مرزهای ذهنی و باورهای قلبی، جهت انحطاط یا اعتلا، سقوط یا ترقی، زوال یا تعالی جامعهی بشری یا ابزاری باشد برای تثبیت کلیشهها و تکبعدیکردن نگاهها. اما در این میانه، پرسش این است: «سهم ما چیست؟» آیا ما در برابر این «صنعت آگاهسازی»، تنها تماشاگرانی منفعل هستیم یا داورانی بیدار؟ سینما، چون آیینهی تمامقد، بازتابدهندهی درونیات ما و جامعهی ماست. اگر هنر ابزاری برای رشد است، پس باید در پی آثاری باشیم که «تأمل» را جایگزین «تخدیر» میکنند. انحطاط، نه فقط در تصویر، بلکه در ذهن مخاطبی که به دیدن سطحیات عادت کرده است، آغاز میشود. تماشای یک اثر، به همان اندازه که میتواند دریچهای بهسوی نور و تعالی باشد، میتواند راهی برای سقوط در ورطهی ابتذال نیز باشد. بهعنوان مخاطب، وظیفهی اخلاقی ماست که با انتخابهایمان به سینما جهت دهیم. سینمای تعالیبخش، نه در شعار، که در پیوند میان حقیقت انسان و هنر تصویر متجلی میشود. باشد که در پس هر پردهی نقرهای، بهدنبال نشانهای از رشد باشیم؛ نشانهای که ما را بهسوی «خیر» و «حقیقت» رهنمون سازد. و سینما، چه در جایگاه معلم و چه در جایگاه شاگرد، باید پیش از هر چیز، ادب تعالی و تعالی اندیشه را سرلوحهی تصویرگری خویش قرار دهد، تا به رسالتش عمل کرده باشد.