شب را چگونه گذرانده ای؟


حسنی احمدی

مرد وارد مجلس شد و در کنار سجاد نشست. از خانه بیرون آمده بود تا سؤالش را از پسر پیامبر بپرسد اندکی درنگ کرد و بعد پرسید: اى پسر رسول خدا! شب را چگونه و در چه حالتى سپرى نمودى؟ و اكنون در چه حالتى هستى ؟علی‌بن‌حسین لبخندی بر چهره نشاند و پاسخ داد: شب را گذراندم و هم‌اكنون در حالتى مى باشم كه هشت چيز به دنبال من مى‌باشند و مرا مى‌طلبند:
خداوند متعال، كه از من اطاعت و اجرای دستورات و انجام واجبات و وظايف را مى‌طلبد.
پيغمبر اسلام صلى‌اللّه‌عليه‌و‌آله، كه انجام مستحبات و كارهاى پسنديده را از من مى‌طلبد.
عائله و خانواده‌ام، كه از من نفقه و مايحتاج زندگى خود را درخواست دارند.
هواى نفس، كه آرزوى رسيدن به خواسته‌هاى خود را دارد.
شيطان، كه مى‌خواهد مرا مطيع و فرمان‌بر خويش قرار دهد.
دو ملك مأمور الهى، كه در همه‌جا و همه حالات همراه من هستند و از من صداقت و درستكارى مى‌خواهند.
ملك‌الموت و عزرائيل است، كه هر لحظه ممكن است روح و جان مرا بگيرد.
و در نهايت قبر است، كه در انتظار دريافت و تحويل بدن و جسم من به درون خود مى‌باشد.
علی‌بن‌حسین لحظاتی سکوت کرد سپس دست بر روی شانه مرد گذاشت و ادامه داد: اكنون حال كسى كه در چنين حالات و در مقابل چنين طلب‌كارانى قرار گرفته است ، چگونه مى‌تواند باشد.

مرد به حرف‌های مولایش فکر می‌کرد که سجاد از جا برخواست تا برای اقامه نماز خود را آماده کند. علی‌بن‌حسین رفته بود اما مرد همچنان همان جا نشسته بود و به خودش و کارهایش فکر می‌کرد.

منبع: اءعيان‌الشيعه: جلد 1، صفحه 645


پاسخ به شبهات

متن شبهه

من اگر پیامبر بودم رسالتم شادمانی بود بشارتم آزادی و معجزه‌ام خنداندن کودکان نه ازجهنمی می‌ترساندم و نه به بهشتی وعده می‌دادم تنها می‌آموختم اندیشیدن را و انسان بودن را...

(چارلی چاپلین)

پاسخ شبهه

هرچند متن فوق، از لحاظ ادبی زیباست، اما از لحاظ محتوایی ارزش چندانی ندارد.

زندگی انسان، تنها خندیدن و خنداندن نیست، انسان از دو بُعد کلی، جسمی و روحی برخوردار است که باید هر دو بُعد را در خود پرورش دهد.

اما درباره جهنم و بهشت، باید گفت: وجود بهشت و جهنم از لحاظ عقلی لازم و ضروری است. و کسی که منکر بهشت و جهنم شود، و یا آن را نپذیرد، نباید ادعای تعقل و تفکر و اندیشه داشته باشد. بنابراین این یک تناقض است که شخصی مدعی اندیشدن باشد و منکر بهشت و جهنم و خداوندگار.

اما اسلام، به‌عنوان یک دین الهی، علاوه بر برنامه‌هایی برای ارتقاء سطح زندگی مادی انسان‌ها، به زندگی اخروی و بُعد روحی انسان نیز پرداخته است. تا جایی که رسول اکرم می‌فرمایند: «بلندهمت‌ترين مردم فرد مومن است كه به امر دنيا و آخرتش توجه و اهتمام دارد.» (1) و در جای دیگر از لقمان حکیم منقول است که: «به گونه‌اي در دنيا داخل مشو كه براي آخرتت زيان داشته باشد و دنيا را آن چنان رها مساز كه سربار مردم باشي» (2)

پرواضح است که انسان‌ها تنها با خندیدن به این دنیا نیامده است، بلکه رسالتی بسیار مهم‌تر در پیش خواهد داشت. ضمن اینکه این هدف ساده، با مصرف برخی داروها و مواد روان‌گردان و البته مخدر، حاصل می‌شود و نیاز به بعثت پیامبر و ظهور دین و... نخواهد بود.

باید توجه داشت که دینی کامل و جامع است که تمام نیازهای جسمی و روحی بشریت را فراهم آورد. این نیازها چه فردی باشد و چه اجتماعی، اقتصادی باشد و یا اعتقادی و علمی و... باید توسط دین برطرف شود. و یقینا امور اقتصادی، پزشکی، علمی و بسیاری از معضلات یک جامعه و فرد جامعه، با خندیدن و خوشحالی، برطرف نمی‌شود، بلکه اگر معضلات برطرف شود، خنده و شادی را فراهم می‌آورد. همان کاری که دین اسلام، قصد آن را خواهد داشت.

(1) ميزان‌الحكمه: حدیث 6002.

(2) همان، حکمت 6004.


راه آموزش اخلاص به فرزندان

حجت‌الاسلام و المسلمین پناهیان

اگر می‌خواهیم ریاکاری را به فرزندانمان آموزش ندهیم، باید فرزندان خود را به‌خاطر آبرو یافتن نزد دیگران تربیت نکنیم، اگر فرزندان خود را به‌خاطر آبرو یافتن پیش خدا تربیت کنیم، اخلاص را آموزش داده‌ایم.

***

عشق پایدار

عشق و محبت بین دو نفر وقتی عمیق و پایدار می‌شود که هر دو نفر معشوق واحد و مشترکی داشته باشند. تنها در این صورت، هم محبتشان به یکدیگر افزایش پیدا می‌کند و هم محبتشان پایدار خواهد ماند.

***

نشاط در سختی‌ها

هرگاه نشاط حاضر نبود ایمان غایب است.

نشاط در سختی‌ها و لبخند صمیمانه در اندوه یعنی در اوج آغوش خدا بودن.

*************************************************************

حواریون اسلام

حجت‌الاسلام و المسلمین حسینی قمی

از فرصت‌های بسیار استثنایی که امام سجاد از آن استفاده کردند در طول امامتشان تربیت شاگردان است. در کتاب‌های ما اسامی 160 نفر از اصحاب امام سجاد را داریم و اگر این‌ها نبودند صحیفه و مکارم‌الاخلاق به ما نمی‌رسید. این یادگارهایی که هست توسط همین شاگردان و یکی سعیدبن‌جبیر است. روایتی است که فردای قیامت منادی ندا می‌دهد حواریون هر امامی، اگر این‌ها نبودند قطعا این یادگاری‌ها به دست ما نمی‌رسید. مرحوم آیت‌الله مرعشی در مقدمه صحیفه نوشتند که من مکاتباتی با شیخ‌الازهر داشتم صاحب تفسیر جواهر، او به من نامه نوشت که شیعه غیر از نهج‌البلاغه، کتابی دارد؟ من یک نسخه از صحیفه برایش فرستادم و بعد از مدت‌ها به من نامه نوشت از شقاوت و بدبختی ما بود که ما تا به حال با صحیفه سجادیه آشنا نبودیم. من تصمیم دارم شرحی بر این صحیفه بنویسم. چهل هزار زوج، یعنی هشتاد هزار نفر در طرح فرزندان غدیر ثبت‌نام کردند، نهایت به هزار نفر کمک شود. 79 هزار نفر دیگر چشم‌انتظار هستند. اگر می‌خواهید شیعه امیرالمؤمنین و پیرو اهل‌بیت بیشتر شود، در این طرح بیشتر یاری و کمک کنید. مسجد وقف کردن و حسینیه وقف کردن خوب است، اما مشارکت در این کار هم کار بسیار پسندیده‌ای است.

*************************************************************

معرفت نفس

حجت‌الاسلام و المسلمین فرحزاد

معرفت نفس کلید است و کاربردی است و می‌تواند همه درهای بسته را باز کند و مشکلات را حل کند. حدیث زیبایی از امام‌سجاد هست که فرمودند: «الْخَيْرُ كُلُّهُ‏ صِيَانَةُ الْإِنْسَانِ نَفْسَهُ» (تحف‌العقول / صفحه 278) همه خوبی‌های عالم در خوب شدن ماست، اگر ما به آن خیر دست یافتیم و بر خودمان غالب شدیم، موفق شدیم. اینکه ما گمراهی را نجات بدهیم، بسیار خوب است. راه‌هایی که چطور می‌توانیم به خودشناسی و صیانت نفس برسیم را مطرح خواهیم کرد. خدای متعال می‌فرماید: «یأبن آدم خلقت الاشیاء لأجلک و خلقتک لأجلی» فرزند آدم، من همه عالم و آسمان‌ها و زمین و دنیا و آخرت و موجودات عالم را برای تو خلق کردم. اگر انسان بداند ما گل سر سبد خلقت هستیم. همه باغ و گیاه و جنگل و کهکشان‌ها برای انسان خلق شده است، نبات و گیاه و حیوان فدای ما می‌شود. آسمان و زمین برای شما خلق شده است.

***

خودت را بشناس

خودت را بشناس! یکی از بزرگان می‌فرماید: شخص ساده‌ای به مکه رفته بود. در مکه ایام حج و احرام همه یک لباس می‌شوند. گاهی آدم قافله و رفقایش را گم می‌کند. این بنده خدا یک کدوی کوچک خشکی پیدا کرده بود و به گردنش بسته بود و هر چند وقت یک‌بار نگاه می‌کرد و می‌فرمود: مشت ابراهیم هست و گم نشده و من خودم هستم. اتفاقا روز عید قربان برای رمی جمرات می‌آیند، خسته بود. گفت: بروم در مسجد بخوابم. یک مقدار که خوابید و خواب عمیق رفت، رندی کنار او بخوابد، دید یک کدو بر گردن او آویزان است. گفت: این کدو برای چیست؟ فکر کرد برای همین باشد که او ‌ترسیده گم شود و این را علامت گذاشته است. یک چاقویی برداشت و گردن خودش این کدو را بست و کنار این آقا خوابید. بنده خدا این مشت ابراهیم بلند شد و دید کدو نیست و فکر کرد گم شده است. دید کنارش یک نفر خوابیده و کدو بر گردنش است. گفت: اگر من مشت ابراهیم هستم پس کدوی من کو؟ اگر من مشت ابراهیم نیستم پس او کیست کدو بر گردنش است؟ گیج شد... ما هفتاد سال است خودمان را گم کردیم، با این بدن اشتباه گرفتیم. اگر کسی خدا کمکش کند و یک مقدار خلوت کند و دعا و توسل کند، اگر خودش را پیدا کند، لذتی در عالم از خودشناسی که منجر به خداشناسی می‌شود در عالم نیست.
بزرگی فرمود: هیچ‌وقت شده در خلوت خودت را پیدا کنی و در آغوش بگیری و با خودت گپ بزنی که تمام شیرینی‌های عالم به کام تو ریخته شود. مثنوی می‌گوید:
روی در روی خود آر ای عشق کیش *** نیست ای مفتون تو را جز خویش، خویش
جان جمله علم‌ها این است این *** که بدانم من کی‌ام در یوم دین