
عاطفه میرافضل
نوابغ و سایر شخصیتهای تاریخی دنیامعمولا افراد شناختهشدهای هستند که بسیاری از ما با آثار و فعالیتهای مهم زندگی آنها آشنایی داریم. برخی از این شخصیتها، افرادی با عادتهایی عجیب بودهاند که شاید این ویژگیشان از دید بسیاری پنهان مانده باشد.
به نقل از خراسان، کمتر فردی میداند که به عنوان مثال «ویکتور هوگو» با چه شیوههایی خودش را وادار به کار میکرده یا بتهوون آهنگهایش را در چه شرایطی تصنیف میکرده است. در این مطلب با تعدادی از عادتهای عجیبوغریب اما جالب برخی از این استعدادهای فوقالعاده آشنا میشوید.
توماس ادیسون و شخصیتشناسی کارمندانش با کمک نمکدان
این مخترع نامدار روش غیرمعمولی را برای همکاری با دانشمندان و محققهای جدید در پروژههایش به کار میگرفته است. او این دانشمندان را برای شام دعوت و ظرفی سوپ به آنها تعارف میکرده است. سپس هرکدام از مهمانها که قبل از چشیدن سوپ به آن نمک اضافه میکردند، از فهرست استخدام خارج میشدند. ادیسون استدلال میکرده فردی که بدون چشیدن غذا به آن نمک اضافه میکند، قبل از آزمایش کردن به نتیجهگیری میپردازد و او نمیخواهد با چنین افرادی کار کند.
لودویگ بتهوون و تصنیف آهنگ بعد از ریختن تشت آب روی خود
بتهوون یکی از بزرگترین آهنگسازان جهان است. با این حال روند کار این آهنگساز معروف در تصنیف موسیقی کمی نامتعارف بود. این آهنگساز آلمانی اغلب آهنگهای خود را در حین شستوشوی خود در حمام تصنیف میکرد. گفته میشود بتهوون دور اتاقش راه میرفت و سعی میکرد به یک قطعه هنری فکر کند. در نهایت تشتی آب روی خودش ریخته و به کارش ادامه میداده است. این آهنگساز چند عادت عجیب دیگر هم داشت. مثلا او به ندرت موها و ریشهایش را کوتاه میکرده زیرا باور داشته که این کار به خلاقیت آسیب میرساند. بتهوون همچنین زیاد به ظاهر خود توجهی نمیکرده و لباس هایش معمولا کثیف و ژولیده بودهاند.
لئوناردو داوینچی و عادت به برعکس نوشتن
داوینچی علاقه زیادی به خوابیدن نداشته و کمتر از ۵ ساعت در روز میخوابیده است. یکی از عادتهای عجیب داوینچی، برعکس نوشتن او بوده است. مغز داوینچی به گونهای تفکیک شده عمل میکرد بهطوری که او با یکی از دستان خود طراحی میکرد و با دست دیگر به صورت برعکس متنهایی را مینوشت که اگر کسی میخواست آنها را بخواند باید از آینه استفاده میکرد! گفته میشود برعکسنویسی داوینچی معمولا به این منظور انجام میشده که کسی نتواند نوشتههایش را بخواند و از رمز و راز کارهایش باخبر شود.
آلبرت انیشتین و مخالف سرسخت پوشیدن جوراب
آلبرت اینشتین عادتهای عجیبوغریب زیادی داشته است. درباره او گفته شده است از کسانی که با او صحبت میکردند، میخواسته جملاتشان را بارها و بارها تکرار کنند. او همچنین از کودکی از پوشیدن جوراب بیزار بوده زیرا تصور میکرده که انگشت شست پایش در نهایت جوراب را سوراخ خواهد کرد! او حتی در یکی از نامههایش به همسرش درباره این مسئله صحبت کرده بود: «حتی در موقعیتهای خاص هم جوراب نمیپوشم و با پوشیدن پوتینهای بلند این مسئله را پنهان میکنم.» نکته جالب دیگر درباره او اینکه، معمولا در حالت ایستاده به نوشتن مشغول میشده است.
ویکتور هوگو و دستور به قایم کردن لباسهایش
این نویسنده معروف از روشهای عجیبی برای وادار کردن خودش به کار استفاده میکرده است. به عنوان مثال، به همه خدمتکارانش میسپرده که همه لباسهایش را از او دور کنند تا نتواند از خانه بیرون برود. گفته میشود «هوگو» هنگامی که روی رمان «گوژپشت نتردام» کار میکرده، نیمی از ریش و موهای سرش را قیچی کرده و سپس قیچی را دور انداخته تا با آن شکل و شمایل نتواند خانه را ترک کند و کتابش را زودتر تمام کند.
چارلز دیکنز و باور به خلاق شدن با کمک قطبنما
به نظر میرسد نوشتن رمانهای عالی تنها هدفی نبوده که دیکنز در زندگیاش به دنبال آن رفته است. گزارشها حاکی از آن است که این رماننویس معروف از اینکه حتی یک تار مویش به همریخته و نامرتب باشد، متنفر بوده و در طول روز به طرز وسواس گونهای موهایش را شانه میزده است. او همچنین نوشتههایش را به دستیارش دیکته و هر جمله را بارها تکرار میکرده است. کارشناسان میگویند احتمالا دیکنز دچار نوعی اختلال شخصیت وسواسی جبری بوده است. دیکنز همچنین عادت داشته همیشه با خود یک قطبنمای ناوبری همراه داشته باشد. او هر زمان که میخواسته بخوابد، عقربه قطب نما را به سمت شمال تنظیم میکرده و اعتقاد داشته این کار بر نوشتن و خلاقیتش تأثیر مثبت دارد.